ترامپ به ائتلاف ایران پیوست؛ ماجرا چیست؟

 این روزها ترامپ بیش از همه به دو کلمه حساسیت نشان می‌دهد؛ تنگه هرمز و شکست. به‌محض آنکه خبرنگاران شبهه‌ای در مورد شکست ترامپ و مسدود بودن تنگه هرمز مطرح می‌کنند، واکنشی عصبی نشان می‌دهد و همان جملات ۴۵ روز گذشته را تکرار می‌کند: «ما برنده شدیم و همه توان نظامی ایران را از میان بردیم.» زبان بدن ترامپ اما راوی خوبی برای تعیین پیروز میدان در جنگ است.

علی‌رغم آنکه او تلاش می‌کند خود را طرف برنده این جنگ نشان دهد، چهره درهم و رنگ‌پریده او مخصوصاً زمانی که در مورد ایران صحبت می‌کند، اثبات می‌کند ترامپ تنها تلاش می‌کند حمله به ایران و شکستش در آن را توجیه کند. بازنده میدان جنگ باوجودآنکه در چند روز گذشته تلاش‌های زیادی برای آمدن ایران پای میز مذاکره انجام داده بود به‌محض آنکه متوجه شد نمی‌تواند خواسته‌های زیاده‌خواهانه‌اش از ایران را در میز مذاکره به دست بیاورد، زبان به تهدید باز کرد و از «محاصره دریایی» ایران گفت. ترامپ این پیام را بعد از شکست مذاکرات منتشر کرد آن‌هم برای آنکه بگوید هنوز دستش در جنگ با ایران خالی نشده است و بدون استراتژی نیست. خبر دروغی که سنتکام در بیانیه‌ روز شنبه‌اش در مورد عبور ناو آمریکایی منتشر کرد، تبیین‌کننده این واقعیت بود که ترامپ در مواجهه با کارت تنگه هرمز دست خالی‌تر از آن است که نشان می‌دهد.

مواضع سینوسی ترامپ برای ریزش قیمت نفت

رسانه‌ها می‌گویند رئیس‌جمهور آمریکا، از ابتدای فروردین‌ماه به دنبال مذاکره و برقراری آتش‌بس با ایران بود. شاهد مثال آن‌ طرح ۱۵ ماده‌ای است که او با واسطه پاکستانی به ایران رساند که البته از جانب ایران پاسخی دریافت نکرد. ترامپ به‌محض بسته شدن تنگه هرمز به دنبال راهی برای خروج از باتلاقی افتاد که در آن گیر کرده بود. قصد او این بود که از مذاکره به‌مثابه ابزاری برای خروج از تله‌ای استفاده کند که در آن افتاده است. ایران اما با وجود پذیرش آتش‌بس و آمدن پای میز مذاکره، با دستی پرتر و موضعی قدرتمند برای مذاکره، چراغ‌سبزی کم‌سو نشان داد. ترامپ به‌محض اعلام جواب مثبت از جانب ایران برای مذاکره، تلاش کرد با رفتارهای نمایشی و رسانه‌ای تا جای ممکن نفت را کاهشی کند، یک وجه انجام اقداماتی مثل انتشار پیام عراقچی در تروث‌سوشال و اعلام آنکه ایرانیان طرحی نه‌چندان بد ارائه دادند که می‌توان روی آن صحبت کرد، برای ریزش قیمت نفت بود.

گزینه تهدید بعد از شکست مذاکره

بااین‌حال به‌محض آنکه مذاکره شروع شد، ترامپ مجدداً ادبیاتش در مورد ایران را تغییر داد و مدعی شد ایرانیان نباید از کشتی‌ها عوارض بگیرند، تنگه باید باز شود و نهایتاً وقتی برای او مشخص شد ایرانیان سرسخت‌تر از آنند که در مقابل خواسته زیاده‌خواهانه او کوتاه بیایند، مدعی شد برایش مهم نیست با ایران به توافق برسد یا نه.
درحالی‌که بیشترین اصرار و اعمال فشار از جانب ترامپ برای آمدن ایران پای میز مذاکره و بازگشت به شرایط پیش از جنگ ۴۰ روزه اتفاق افتاده بود، رویکرد آمریکا در میز مذاکره نشان داد رئیس‌جمهور متناقض‌گوی آمریکا همچنان حاکمیت ایران بر تنگه هرمز را نپذیرفته و خواهان بازگشت تنگه به شرایط پیش از جنگ است. بعد از عدم موفقیت ترامپ در گرفتن امتیاز از ایران او مجدداً زبان به تهدید ایران باز کرد.

عملیاتی شکست خورده

در هنگامه شروع مذاکرات اخباری مبنی بر نزدیک‌شدن چند ناوشکن دریایی به تنگه هرمز نیز در رسانه‌ها منتشر شد. روبیو، وزیر خارجه آمریکا در بیانیه‌ای که از سنتکام نقل کرد، مدعی شد که «ناوشکن‌های یواس‌اس فرانک ای. پیترسون و یواس‌اس مایکل مورفی با عبور از تنگه هرمز و فعالیت در خلیج(فارس)، در چهارچوب مأموریتی گسترده‌تر برای اطمینان از عاری بودن این آبراه از مین‌های دریایی فعالیت دارند که پیش‌تر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کار گذاشته بود.» خبری که کذب بودن آن با اسنادی اثبات شد که سپاه پاسداران منتشر کرد.
اقدام ناوشکن‌های آمریکایی در حین مذاکره نشان می‌داد آمریکایی‌ها تنها به دنبال بازشدن تنگه هرمز و کم‌کردن این فشار روی خودشان هستند و از هر راهی برای بازکردن آن استفاده خواهند کرد. بدعهدی آنان در میانه مذاکره از طرف دیگر، اثبات‌کننده این گزاره است که آمریکایی‌ها هنوز باور نکرده‌اند راهی جز معامله با ایران برای مدیریت قیمت نفت ندارند و همچنان به دنبال استفاده از زور برای کم‌کردن فشار مسدود بودن تنگه هستند.

رؤیایی هالیوودی که محقق نشد

پیش از انجام این عملیات شکست خورده آمریکایی‌ها یک‌بار دیگر نیز طعم تلخ شکست از ایران را در اصفهان چشیده بودند؛ عملیاتی که به اسم نجات خلبان آمریکایی در جنوب اصفهان اجرا شد؛ اما کیلومترها با محل احتمالی حضور خلبان آمریکایی فاصله داشت. آمریکایی‌ها به سودای آنکه می‌توانند با عملیاتی هالیوودی اورانیوم غنی‌شده ایران را بدزدند و با آن امتیاز بگیرند دست به اجرای این عملیات زدند؛ اما نهایتاً با خسارات سنگین و گسترده مجبور شدند با اجرای عملیات هلی ‌برن عقب‌نشینی کنند. نهایتاً این عملیات نشان داد رؤیای انجام عملیات موفق هلی‌برن در خاورمیانه و منطقه‌ای مثل ایران برای آمریکایی‌ها تنها در سینمای هالیوود باقی ماند و شکست سختی در کارنامه آمریکایی‌ها ثبت کرد.

ادعای محاصره دریایی ایران با چه هدفی طرح می‌شود؟

۱- افزایش فشار به تیم مذاکره‌کننده برای پذیرش شروط آمریکا.
۲- اعمال فشار به افکار عمومی و ایجاد هراس در مردم به این منظور که اگر ایران کوتاه نیاید، شرایطی سخت برای آنان اتفاق خواهد افتاد که این‌بار معیشت آنان را نیز تحت‌تاثیر قرار خواهد داد. این اعمال فشار به افکار عمومی و ایجاد هراس را مجدداً به ابزاری برای فشار برنظام سیاسی ایران تبدیل کند تا بتواند امتیازهایی را که می‌خواهد از ایران بگیرد.
۳- با در نظر گرفتن ویژگی‌های خاص رفتار ترامپ این گمانه تقویت می‌شود که او دستش در مواجهه با ایران خالی است و محاصره دریایی را با رپوتاژ رسانه‌ای مطرح می‌کند تا در ظاهر دست برتر را حفظ کند.
۴- نکته دیگری که احتمال آن نیز دور از ذهن نیست این است که او مذاکره و آتش‌بس را برای خرید زمان به منظور پیدا کردن استراتژی برای مواجهه با جنگ پیچیده ایران استفاده کرده است.

محاصره؛ عملیات شکستی دیگر برای آمریکا

پذیرش شکست برای بزرگ‌ترین ارتش دنیا، هزینه‌ گرانی است که آنها حاضر به پذیرشش نخواهند شد، به همین دلیل بود که ترامپ روز گذشته اعلام کرد آمریکا تنگه هرمز را به طور کامل مسدود کرده و اجازه ورود و خروج کشتی‌ها را نخواهد داد و در ادامه برای متوقف کردن دریافت عوارض توسط ایران اعلام کرد هر کشتی که اقدام به پرداخت عوارض به ایران کند، توقیف خواهد شد. خطای اساسی که ترامپ در مواجهه با تنگه هرمز مرتکب شده این است که همچنان با مشابهت‌سازی ایران با ونزوئلا با این نبرد برخورد می‌کند و پیش می‌رود.

او تصور می‌کند اگر تنگه هرمز را به طور کامل مسدود کند و اجازه فروش نفت به ایران را ندهد، می‌تواند حاکمیت ایران بر تنگه هرمز را برهم بزند. اما واقعیت آن است که این اقدام باختی دوسویه برای ترامپ به همراه دارد، فارغ از آنکه این محاصره و تهدیدات ترامپ قابلیت اجرا دارد یا خیر، عدم فروش نفت ایران مجدداً قیمت نفت جهانی را صعودی خواهد کرد. رئیس‌جمهور آمریکا پیش‌ازاین برای آنکه قیمت نفت را مدیریت کند تحریم‌های نفتی ایران را برداشت. حالا مسدود کردن تنگه هرمز آسیب‌هایی به‌مراتب بزرگ‌تر برای قیمت جهانی نفت به دنبال خواهد داشت.
ترامپ در بخش دیگری از اظهارات تازه‌اش مدعی شد فرایند پاک‌سازی تنگه هرمز از مین‌های دریایی انجام خواهد شد. این ادعا بدون برآورد دقیق از موقعیت فعلی تنگه هرمز اتفاق افتاده است. آن‌طور که رسانه‌های غربی می‌گویند ایران نزدیک به ۵ تا ۶ هزار مین دریایی در تنگه هرمز کار گذاشته، برفرض صحت این ادعا اگر از همین الان نیز فرایند پاکسازی انجام شود، دست کم نزدیک به ۴ هفته این فرایند طول خواهد کشید و با توجه به اینکه آمریکایی‌ها تقریباً بیشتر ناوهای مین‌روبشان را از رده خارج کردند، پاکسازی تنگه برای آمریکا نه‌تنها ساده نخواهد بود؛ بلکه تقریبا غیرقابل اجرا خواهد بود.

محاصره دریایی ایران به گمان آنکه ناوهای آمریکا و کشتی‌های آنان امکان عبور داشته باشد نیز قابل‌تحقق نیست. باریک‌ترین نقطه تنگه هرمز، ۳۳ کیلومتر است و هر کشتی به‌محض عبور در رصد امنیتی و نظامی ایران قرار می‌گیرد. ایران مجهز به موشک‌هایی است که از پرتابگرهای متحرک پنهان غارهای ساحلی، شلیک می‌شوند که در لبه‌های ساحلی تنگه قرار گرفته‌اند، از طرف دیگر قایق‌های تهاجمی سپاه پاسداران برای غلبه بر ناوشکن‌های آمریکایی طراحی شده‌اند و در صورت درگیری در تنگه با ایران ۱۶ کشتی و ناوهواپیمابر را از دست خواهد داد که در کنار دیگر خسارت‌های گسترده‌ در جنگ با ایران، به باخت‌های او اضافه خواهد کرد.

ترامپ به گمان آنکه محاصره اعمال شده توسط ایران را خنثی کند می‌خواهد اقدام به محاصره دریایی ایران کرده؛ اما اعمال این محاصره، محاصره‌ دیگری برای ترامپ رقم خواهد زد؛ چراکه نه‌تنها به اهداف موردنظرش برای بازگشت تنگه هرمز به‌پیش از جنگ نخواهد رسید؛ بلکه با افزایشی شدن قیمت جهانی نفت، فشاری مضاعف در ایالات متحده متوجه او خواهد شد، فشارهایی که کمترین خسارت آن شکست سخت جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره خواهد بود.

اکنون می‌توان دریافت جان مرشایمر، دانشمند علوم سیاسی دو هفته پیش از چه چیزی سخن می‌گفت. او در میانه تشدید تنش‌ها گفته بود که «علی‌رغم تمام حرف‌های مثبت و قلدرمآبانه‌ای که هر روز از زبان ترامپ می‌شنوید، او پشت درهای بسته کاملاً می‌فهمد با حمله به ایران در دردسر واقعاً بزرگی افتاده و اشتباه عظیمی مرتکب شده است.»

مرشایمر افزوده بود که «این موضوع مرا بسیار نگران می‌کند، چون باز هم تأکید می‌کنم شواهد زیادی وجود دارد که وقتی مسئولان مستأصل می‌شوند، دست به کارهای احمقانه می‌زنند.» اگرچه تصمیم حمله به ایران به‌اندازه کافی احمقانه بود و حالا دونالد ترامپ می‌فهمد چرا رؤسای‌جمهوری پیش از او به همه گزینه‌های غیرنظامی فکر می‌کردند؛ اما او روزبه‌روز احمقانه‌تر تصمیم گرفت تا به نقطه‌ای که امروز در آن ایستاده‌ایم، رسیده است. ترامپ با محاصره، علاوه بر متحدانش در منطقه، متحدانش در جنوب شرق آسیا را هم در مخمصه بزرگی خواهد انداخت. شاید وقت آن رسیده باشد که متحدان سابق، راهی جدید برای تعامل با دنیا بیابند.