ریحانه سلامی دختر سردار شهید سپهبد پاسدار حاج حسین سلامی به مناسبت روز دختر نامه ای به رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای نگاشت.
متن نامه به این شرح است؛
﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ﴾
خداوند متعال را از ژرفای جان شاکریم که پدر عزیزتر از جانمان، با عشقی سرشار از ایمان، جانفدای امام عزیز شهیدمان و ملت بزرگ ایران اسلامی شدند و اکنون این کمترین، فرزند همان سرباز دلباختهی امام خامنهای شهید (رحمةاللهعلیه)، با تبرک جستن از دستنوشتهی نورانی پدر شهیدم که پیش از این آمد و یادگار روح سرشار از ارادت ایشان در پیشنویس نامهای به امام شهیدمان است، در امتداد همان سلوک الهی و ولایی پدر، خویشتن را سرباز مولا و مقتدای خود میداند و این کلمات آمیخته با سلام و صلوات و تحیات الهی را به محضر نورانی حضرتعالی، امام خامنهای عزیز (مدّظلّهالعالی)، وارث تمام ابعاد شخصیتی امام خامنهای شهید (رحمةاللهعلیه) تقدیم میدارد؛ و اگر امروز شهید سلامی عزیز (رضواناللهعلیه) که سراپا اخلاص و ذوب در ولایت بودند، به ظاهر در محضر مبارکتان حاضر نیستند، خانواده ایشان، مطیع امر ولی و مقتدای خود، جان ناقابلی دارند برای عرض تقدیم و خوشا آن روزی که ما نیز همچون پدر عزیزمان جانفدای حضرتعالی شویم.
ای بهار دلهای پاییز زدهمان؛
با شهادت قائد شهید امت، ما حقجویان عالم، طعم یتیمی را با همهی جان چشیدیم؛ لذا در سوگ آن پدرِ پدرتر از پدرهای عزیزمان، نائب حضرت ولی عصر (عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف)، رهبر حکیم و فرزانه عدالتطلبان و آزادیخواهان عالم، خلف صالح و وارث معنوی امام راحل (رحمه الله علیه)، فرمانده مقتدر و سلحشور سپاه حق، سید و سالار شهیدان عصر غیبت، پدر عظیمالشأن امام امت، حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای شهید حکیم (رحمةاللهعلیه) و تعدادی از اعضای خانوادهی معظّم و معزّز ایشان و حضرتعالی و نیز در سوگ شهیدان سرافراز ایران اسلامی، گوش به فرمان حضرتعالی تا نابودی کامل استکبار، لباس انتقام را از تن به در نمیآوریم.
با شهادت نائب حضرت ولی عصر (عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف)، جایگاه رفیع نیابت حجّت خدا (ارواحنافداه)، چنان بلند و قدسی است که در تراز خواستها و محاسبات صرفاً بشری سنجیده نمیشود و دست تدبیرهای زمینی به تنهایی به آن نمیرسد؛ این منصب، امانتی الهی و ودیعهای ربانی است که در سپهر تقدیر الهی معنا مییابد و تنها ذات اقدس باریتعالی است که بندهی برگزیدهی خویش را برای حمل این امانت عظیم برمیگزیند. از همین رو، مکرّر خداوند رحمان را از عمق ایمان شاکریم که پس از شهادت قائد شهید امت، در اولین شب قدر ماه مبارک رمضان، دعا و طاعات امت مؤمن و پاک اسلام را مورد استجابت قرار داد و در آن هنگامهی سرمای غم فقدان، بهار امتداد را بر دلهای پاییز زدهمان دمید و حضرتعالی را بهعنوان امام خامنهای عزیز (مدّظلّهالعالی) که اشبه الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً به امام شهید (رحمةاللهعلیه) در تمامی صفات میباشید؛ به ولایت، امامت و حاکمیت بر امت و حقطلبان عالم برگزید و چنین بود که یک نیروی الهی قوی و نویی در وجود همهی ما تزریق کرد و نعمتش را بر ما تمام کرد.
فقط میشد «حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای شهید (رحمةاللهعلیه)» را با «حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای عزیز (مدّظلّهالعالی)» جایگزین کرد؛ و از همین روست که دشمن از استمرار مبارک همان مکتب، همان منش، همان حکمت و همان راه نورانی، خشنود نیست و این خود نشانهای است بر حقانیت و الهی بودن حضرتعالی. همچنین تنها ذات اقدس حضرت حق است که میداند کدام دل، تاب این امانت سنگین و کدام شانه، طاقت این بار آسمانی را دارد؛ ازاینرو، این نشان از وسعت ظرفیت الهی حضرتعالی است که در حالی بار سنگین رهبری و هدایت امت و چنین شأنی قدسی بر شانههایتان قرار گرفته که خود در متن سوگ فقدان پدر عظیمالشأن، همسر باوفا، خواهر فداکار، دختر نازنین خواهر شهید و همسر دانشمند خواهر صبورتان، رنج فراق و آسیب به بیت نورانی و باصفا و شریف خویش ایستادهاید؛ اما پناه و تکیهگاه دلهای بیقرار یک امت میباشید و این ظرفیت، همان عطیهی الهی است که خداوند تنها به بندگان برگزیدهاش میبخشد.
امروز افتخار میکنیم که شخصیت ممتاز و بینظیر حضرتعالی در تمامی ابعاد فارغ از پیوند خونی با امام شهیدمان، دارای این منزلت قدسی است که ذات اقدس باریتعالی، این وجود مبارک را در قامت ولیامر مسلمین جهان و مولا و مقتدای عزیزمان به رهبری امت برگزیند و در حالی که آن شخصیت الهی افزون بر تمام فضیلتها، فرزند و تربیتیافتهی امام خامنهای حکیم شهید (رحمةاللهعلیه) و پرورشیافتهی مکتب آن ستارهی سپهر هدایت نیز میباشند؛ خود، امام خامنهای عزیزی هستند که در امتداد امام خامنهای شهید (رحمةاللهعلیه)، صالحترین، مؤمنترین، مدیرترین، مدبّرترین، شجاعترین، مهربانترین و مردمیترین رهبر عالم اند. این امتداد نور از نوری دیگر به گونهای است که امامین خامنهای بهعنوان دو شخصیت برجسته و بینظیر در دو کالبد اما با یک روح، با یک اندیشه و دارای یک راه، یک مکتب و یک هدف، چناناند که خورشیدی متولد از خورشید دیگر باشد، همانطور که در سلسلهی نورانی ائمه اطهار (علیهمالسّلام) بوده است.
ای رهبر عزیز و فرمانده دلها؛
ضمن عرض تبریک به مناسبت پیروزیها، سرافرازیها و عزتآفرینیهای رزمندگان اسلام که حضرتعالی خود از مجاهدان این میداناید و مسئولیت هدایت و پیشوایی آنان را بر دوش دارید؛ سالروز میلاد سراسر نور و برکت کریمه اهل بیت، حضرت فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها)، آن «بانوی مجاهد عرصه تبیین و روایت در نصرت به ولی» را به محضر مبارکتان و به همه دختران و بانوان نجیب، پاکسرشت و آیندهساز این سرزمین مقدس صمیمانه تبریک و تهنیت عرض مینمایم. همچنین به استحضار میرسانم پیامها و فرامین راهگشا، امیدآفرین، الهامبخش و حیاتافزای حضرتعالی که ترسیمکنندهی مضمون، محتوای حقیقی و افق حرکت عظیم ملت شریف ایران اسلامی به سوی قلههای رفیع سرافرازی، پیشرفت و سعادت است، با جان و دل دریافت شد و به فضل الهی، ما دختران و بانوان ایران عزیز، با عزمی مؤمنانه، جوهر اصلی آن رهنمودهای مبارک را که در راستای نیل به تمدن اسلامی با نقشآفرینیمان در برپایی نظم نوین جهانی و قویتر شدن ایران سرافراز در پرتو اتحاد مقدس تا سرحدّ بیاثرساختن سیاستهای مکر سیئه دشمن و خنثی کردن آرزوهای شوم آنان در صحنهی مقاومت انقلابی و اقتصادی مردم شریفمان است؛ چونان نقشهی راه عزت، شکوه، اقتدار و سربلندی ایران اسلامی، نصبالعین خویش قرار خواهیم داد.
همانگونه که از امام شهید خویش آموختهایم؛ در خوانش اصیل اسلامی، زن نه ساکن حاشیهی تاریخ است و نه ابزاری برای بهرهکشی و مصرف؛ بلکه حقیقتی آگاه، فعال و تأثیرگذار در متن تحولات جامعه، تاریخ و سرنوشت انسان است. این نگاه بلند، نه با انفعال و کنارهگیری سازگار است و نه با الگوهای سطحی و تحقیرآمیز؛ بلکه الگویی متعالی از زن ارائه میدهد که در آن، زن، معلّم بشریّت و پیشران حرکتهای بزرگ اجتماعی شناخته میشود. از همین منظر، در این برههی حساس تاریخی که نشانههای شکلگیری نظمی نوین در جهان را در خود نهفته دارد، دختران و بانوان ایرانی بهعنوان حقیقتی بیدار، ریشهدار و اثرگذار در متن سرنوشت تاریخی این ملت ایستادهاند؛ حقیقتی که در کوران جنگهای تحمیلی اول، دوم و سوم بر ایران اسلامی سرافراز، پنج رسالت بزرگ و بههمپیوستهی خویش را بهگونهای عینی و درخشان متجلّی ساختهاند: در کانون خانواده، «انسانساز» و پرورشدهندهی جانها، نسلها و ایمانها هستند؛ در جامعه با رشتههای همدلی، همیاری و زیست جمعی، «جامعهساز» و پیونددهندهی دلها و ارادهها هستند؛ با احساس مسئولیت و حضور مؤثر، آگاهانه و متعهدانهی خویش، نقشی «نظامساز» در استحکامبخشی به حیات اجتماعی و عمومی ایفا میکنند؛ در افقی بلندتر با خلق علم، فرهنگ، معنویت و آفرینش اجتماعی، «تمدنساز» و برافروزندهی چراغ آیندهاند؛ و در میدانهای مقاومت، پیشرفت و بزنگاههای سرنوشتساز ملی، «تاریخساز» و رقمزنندهی فصلهای ماندگار تمدن اسلامی هستند.
ما در گسترهی تاریخ الهی، بانوان مقدسی را میشناسیم که به تعبیر امام حکیم شهیدمان (رحمةاللهعلیه) معلّمان اول بشریّتاند؛ حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) که به فرمودهی حضرت حجت (ارواحنافداه)، اسوهی نیکوی منجی عالم بشریّت است: «وَ فی اِبْنَةِ رَسولِ اللّهِ (ص) لی أُسوةٌ حَسَنةٌ»؛ حضرت خدیجه کبری (سلاماللهعلیها) که بانوی ایمان، شکوه وفاداری و پشتیبان سترگ رسالت در سختترین روزهای بعثت بود؛ حضرت فاطمه بنت اسد (سلاماللهعلیها) که پناهگاه ولایت و مادر و پرورشدهندهی شیر خدا در دامان ایمان و توحید بود؛ حضرت زینب کبری (سلاماللهعلیها) که مادر صبر و مقاومت، پرچمدار روایت عاشورا و پاسدار خون شهیدان در پهنهی تاریخ است؛ حضرت فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها) که بانوی کرامت، خورشید طهارت، کانون معرفت و عشق به ولایت است؛ حضرت امالبنین (سلاماللهعلیها) که مظهر وفا، مادر حماسه و اسوهی ایثار در راه حقیقت است؛ حضرت آسیه (سلاماللهعلیها) که بانوی استقامت در دل طاغوت، نماد ایمان پیروز بر زر و زور و تزویر و مثل الهی برای اهل ایمان است: ﴿وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذینَ آمَنُوا امرَأَتَ فِرعَونَ إِذ قالَت رَبِّ ابنِ لی عِندَکَ بَیتًا فِی الجَنَّةِ وَنَجِّنی مِن فِرعَونَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنی مِنَ القَومِ الظّالِمینَ﴾، حضرت مریم (سلاماللهعلیها) که آینهی پاکی، عفاف و بندگی خالصانه در پیشگاه پروردگار عالم است: ﴿وَمَریَمَ ابنَتَ عِمرانَ الَّتی أَحصَنَت فَرجَها فَنَفَخنا فیهِ مِن روحِنا وَصَدَّقَت بِکَلِماتِ رَبِّها وَکُتُبِهِ وَکانَت مِنَ القانِتینَ﴾؛ حضرت هاجر (سلاماللهعلیها) که مظهر توکل، استقامت و مادر سعی و هجرت در مسیر تحقق وعدهی الهی است؛ و دیگر زنان بزرگ تاریخ الهی که هر یک، ستونی از بنای ایمان، شرافت، طهارت، انسانسازی و تاریخسازی در مسیر هدایت بشر بودهاند.
میوهی مبارک آن شجرهی طیّبهی زنان قدسی در روزگار ما در سیمای زن مسلمان ایرانی و در بستر انقلاب اسلامی به بار نشسته و جلوهای عینی یافته است. انقلاب اسلامی، انقلابی فاطمی است؛ رشحهای از رشحات کوثر زلالی که خداوند متعال در وجود مطهّر حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) به ودیعه نهاد و از همین رو، نام مقدّس آن بانوی بیهمتا بر پیشانی این نهضت الهی میدرخشد. راز پایداری این انقلاب و نیز عمق دشمنیها با آن، ریشه در همین نسبت ژرف و هویّت فاطمی آن دارد؛ انقلابی که با تکیه بر کرامت انسانی، عزّت ایمانی و بیداری ملّتها، معادلات مسلّط عالم مادّی را به چالش کشیده، استکبار جهانی را نابود میکند و زمینهساز ظهور مبارک فرزند حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها)، مهدی موعود (عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف) و آیندهای روشن برای بشریّت است. از آنجا که به تعبیر معمار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (رحمةاللهعلیه): «بانوان، رهبر نهضت ما هستند»؛ انقلاب اسلامی بدون فهم جایگاه و نقش «زن»، بهدرستی شناخته و تفسیر نمیشود؛ چراکه زنان انقلاب اسلامی، هم در پدیداری آن، هم در استمرار آن، هم در بالندگی و پیشروندگی آن و هم در تضمین بقا و استواری آن، نقشی بنیادین داشته و دارند. امروز با نگاهی به سیر این انقلاب، به روشنی میتوان دید که چگونه انقلاب اسلامی، بهترین بستر را برای رشد، شکوفایی، بالندگی و عزّت زن فراهم آورد و «الگوی سوم زن» را از ساحت مفهوم به عرصهی عینیّت رساند؛ و در سوی دیگر، چگونه زنان مسلمان ایرانی با درک عظمت این فرصت تاریخی، توانستند با هنرمندی، بصیرت و مجاهدت، از این بستر برای آشکار ساختن استعدادهای شگرف خویش در عرصههای پیشرفت فردی، خانوادگی و اجتماعی بهره گیرند و با حضور مؤثر خود، هم باور عمومی به توانمندی زن را تعمیق بخشند و هم به یکی از ارکان اصلی بالندگی و پیشبرندگی این انقلاب الهی بدل شوند.
امروز نیز، جامعه ما بر آستانهی یکی از سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ خویش ایستاده است؛ مقطعی که میتوان آن را آغاز فصلی نوین در معادلات جهانی دانست. آنچه اکنون با آن روبهرو هستیم، صرفاً یک رویارویی متعارف و محدود نیست، بلکه نبردی تمدنی، گفتمان پایه و چندلایه است؛ نبردی بر سر موجودیّت که همهی لایههای جامعه را درگیر میسازد و نه فقط در مرزها، بلکه در متن جامعه است. از همین رو، میدان مواجهه به متن زیست اجتماعی، ساحت ادراک، اراده و کنش جمعی ما کشیده شده و صحنهی اصلی مقاومت و پایداری، تنها در خطوط مقدم آشکار تعریف نمیشود، بلکه در عمق جامعه، در شبکهی روابط انسانی، در کیفیت حضور، در نحوهی سازمانیابی ارادهها و در میزان انسجام ملی معنا مییابد؛ لذا عبور عزتمندانه از این برههی تاریخی، بیش و پیش از هر چیز، مستلزم گذار از «صِرف فهم صحنه» به «آرایش کنشگری سنجیده» است؛ چراکه در لحظات بزرگ تاریخ، آنچه سرنوشت ملتها را رقم میزند، نه فقط تشخیص درست واقعیت، بلکه کیفیت ایستادگی، چگونگی نقشآفرینی و استحکام پیوند ارادههای مؤمنانه در میدان عمل است. همانگونه که در این مدت، حضور اقشار گوناگون ملت عزیز ایران بهویژه آحاد دختران، بانوان و مادران جانفدا در میدان نبرد، چنان صحنههایی بیبدیل از حماسه را خلق کرد که برای جهانیان، الگوآفرین و معناساز است و بیش از هر زمان دیگری، الگوی تابناک زن ایرانی را در برابر دیدگان جهانیان به تصویر کشیده است. ما دختران و بانوان نیز با درکی روشن از این جایگاه تاریخی ضمن آگاهی از مسئولیت تمدنی خویش، خود را در قبال این صحنه و این لحظهی خطیر، صاحب تکلیف و مسئولیتی روشن میدانیم؛ مسئولیتی که ما را به حضوری آگاهانه، متعهدانه و استوار در این میدان فرامیخواند بهطوری که به یاری خداوند متعال بر ایفای نقش خود تا جانفشانی برای ولایت و وطن پافشاری خواهیم کرد.
آقاجان! بانوان جهان اسلام، خود را در نقطه مرکزی مخاطبان فرامین مبارک و نورانی امام خویش میدانند. ازاینرو، به محضر مبارکتان عرضه میدارم که به فضل الهی، ما دختران، بانوان و مادران این سرزمین مقدس به تأسی از الگوهای قدسیمان در این برههی خطیر تاریخی بهعنوان موقعیت مقاومت با همهی جان و توان در میدان مسئولیت خویش میایستیم؛ سنگر شهرها را بهعنوان خط مقدم نبرد کنونی تا نابودی دشمن آمریکایی - صهیونی حفظ میکنیم؛ از روح و جریان طبیعی زندگی در «سبک زندگی مقاومت» پاسداری میکنیم؛ خانههایمان را به کانون غلبه بر استکبار تبدیل کرده و روحیهی پایداری و عزت را در کانون آن پرورش میدهیم؛ علاوه بر خود، اعضای خانواده را نیز برای ایستادگی همهجانبه و ایفای نقشهای اجتماعی و مقاومتی آماده میسازیم؛ نونهالان امید آیندهی ایران اسلامی را باتربیت مؤمنانه به ثمر مینشانیم و نسلمان را میسازیم؛ برای کودکان بازمانده از خانوادههای شهید و آسیبدیده، مادری میکنیم؛ با اراده و تدبیر و مدیریت هوشمندانهی اقتصاد خرد در خانواده، رؤیای فروپاشی شناختی و اقتصادی دشمن را درهم میشکنیم؛ مادرانه و خواهرانه با همهی توان مادی و معنوی خویش به یاری آسیبدیدگان میشتابیم؛ پرستارانه برای نجات جانها، تسکین دردها، التیام رنجها و تزریق آرامش به جامعه میکوشیم؛ با علم، فرهنگ و آفرینش برای ایران مقتدر، قدرت میسازیم؛ با قلم و بیان خود، حقیقت قوت، قدرت و مقاومت ایران عزیز را برای جهانیان تبیین میکنیم؛ هنر را برای روایت شکوه و اعتلای مقاومتمان به خدمت درمیآوریم؛ «الله اکبر» را بهعنوان نماد متراکم حقیقت غلبهی کبریای الهی بر همهی شئون عالم آفرینش از عمق جان با مشتهایی گرهکرده همچون امام شهیدمان فریاد میزنیم؛ از اهتزاز پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی ایران بهعنوان نماد اقتدار، اسلامیّت و استقلال کشور عزیزمان پاسداری میکنیم؛ تصویر یک جامعهی زنده، متّحد، مقاوم و آمادهی جانفشانی را به جهان مخابره میکنیم؛ با صبر و ایمان، شهدایمان را روی دستانمان به سوی بهشت بدرقه میکنیم؛ در راه اعتلای اسلام، جانفدای ولیامر خویش و ملت عزیزمان میشویم؛ ما به فضل الهی ایران همدل را با رهبری داعیانهی حضرتعالی به قله میرسانیم. این، راه ما است. این راه حق را تا ظهور حضرت حجت (ارواحنافداه) ادامه میدهیم.
همچنین در راستای تحقّق لبیّک به منویّات حکیمانهی حضرتعالی و با عنایت به حضور چشمگیر، حماسی و مؤثر بانوان سربلند ایران اسلامی در عرصههای قیام و تجمّعات بصیرت، با مدد الهی «قرارگاهها و ستادهای مردمی زنان در جنگ» را برای ساماندهی ظرفیتهای اجتماعی، فرهنگی، تربیتی، امدادی، روایتگرانه و بینالملل بنا نهادهایم. این قرارگاهها، نه یک نهاد تشریفاتی، بلکه سنگری هستند برای سازماندهی لشکر بانوان فاطمی و زینبی که در میانهی جنگ تمامعیار و ترکیبی با آمریکای جنایتکار و رژیم جعلی صهیونیستی، خطشکن جبههی جنگ نرم و سخت شدهاند. امروز، این دختران و بانوان ایران انقلابیاند که با حضور حماسی در خیابانها و دیگر عرصههای خدمت و جهاد با اقتدار، عزمی راسخ و مشتهای گرهکردهی خویش، هیمنهی پوشالی قدرتهای توخالی را فرو ریختهاند و مقتدرانه و زینبوار در امتداد قیام عاشورا مبارزه میکنند. در این پیچ تاریخی، قرارگاههای مردمی زنان با رویکردی تهاجمگونه و با تکیه بر «الگوی سوم زن»، آرایش جنگی به خود گرفته تا در برابر هرگونه نفوذ و تعرّض دشمن در همهی عرصهها، پاسخی دندانشکن داده و پرچم نصرت الهی را در دستان نسلهای نوظهور ایران اسلامی سرافراز به اهتزاز درآورد. دشمن از بانوان این سرزمین مقدّس بترسد؛ چراکه در کارزار میان حق و باطل، غلبهی نهایی با ارادههای پولادین دختران و بانوانی است که زیر سایهی ولایت، رؤیای پوچ سلطهی استکبار را به کابوسی ابدی بدل خواهند ساخت؛ همانطور که امام حکیم شهیدمان (رحمةاللهعلیه) فرمودند: «زنها، ما را پیروز کردند...».
در پایان، خداوند منان را شاکریم که سایهی بلندپایه و پربرکت حضرتعالی را در کمال صحّت و سلامت بر سر امّت اسلام مستدام داشته است و از درگاه خداوند تبارک و تعالی، استمرار سلامتی وجود پربرکت و سرچشمهی حکمت مولا و مقتدایمان را مسئلت داریم.
والسّلام علیکم و رحمه الله و برکاته
ریحانه سلامی
جانفدای مولا و ملت عزیز ایران اسلامی
دختر سردار شهید سپهبد پاسدار حاج حسین سلامی
30/ فروردین / 1405 مطابق
با 01/ ذیالقعده / 1447