دیپلمات کمال‌گرا و راهبرداندیش

دکتر سیدجلال دهقانی فیروزآبادی دبیر شورای راهبردی روابط خارجی طی یادداشتی نوشت: او دیپلماتی انقلابی، مؤمن، مدیر، مدبر، معقول، منطقی، دنیادیده، جهان‌شناس، میهن‌پرست، اخلاق‌مدار، مردم‌دار و میدان‌دار بود. وی، در هیچ جناح سیاسی تعریف نمی‌شد، ولی در همه جناح‌ها جای داشت. منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را بر هر منفعت فردی، گروهی، سازمانی، حزبی و جناحی مرجح و مقدم می‌داشت. ازاین‌رو، از جایگاه میان‌داری و قدرت اجماع‌سازی در سیاست خارجی برخوردار بود؛ عنصری که یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های موفقیتِ سیاست خارجی فعال و خلاق است.

سیاست خارجی و دیپلماسی در نظر شهید خرازی، مقوله‌ای علمی و پدیده‌ای شناختی بود. او به سیاست خارجی دانش‌بنیان و دیپلماسی داده‌بنیاد باور داشت. همواره بر درمان ریشه‌ای و بنیادی مسائل و بحران‌ها به‌جای معلول‌ها تأکید می‌ورزید.

در راهبردپردازی بسیار فکور، صبور، حزم‌اندیش و دوراندیش بود؛ و در ارائه راه‌حل‌ها و راهکارها به‌غایت دقت و وسواس علمی به‌خرج می‌داد. وی دیپلماتی کمال‌گرا بود که تلاش می‌کرد تا دیپلماسی را به‌کمال برساند.

با این‌ حال، وجه تمایز شهید خرازی، تفکر راهبردی و راهبرداندیشی بود که لازمه سیاست خارجی پیش‌رونده و دیپلماسی پیش‌برنده است. سیاست خارجی و دیپلماسی، به‌عنوان یک امر سیاسی و بین‌المللی، متضمن و مستلزم تعقل، تفکر و تدبر است.

بالاترین درجه تفکر نیز تفکر راهبردی معطوف به راهبرداندیشی و راهبردپردازی به‌معنای ترسیم و تدبیر کوتاه‌ترین و کم‌هزینه‌ترین مسیر، کم‌ترین زمان، دستیابی به اهداف مطلوب با مقدورات و امکانات موجود است.

راهبرد در چهارضلعی تشخیص و تعیین «هدف بهینه»، «فایده بیشینه»، «هزینه کمینه» و «مسیر نهادینه» تعریف می‌شود.

تفکر راهبردی متضمن و مستلزم گذشتن از منافع کوتاه‌مدت و پذیرش ریسک‌های تاکتیکی برای تأمین منافع بلندمدت و دفع تهدیدها و خطرهای درازمدت برای حفظ استقلال ملی و خودمختاری راهبردی است.

ازاین‌رو، بالاترین منفعت و والاترین هدف ملی در نزد شهید خرازی برحسب استقلال همه‌جانبه تعریف می‌شود. به‌ گونه‌ای که دال مرکزی گفتمان سیاست خارجی او که می‌توان «آرمان‌گرایی واقع‌بین» خواند، «استقلال مبتنی بر اقتدار» ایران است.