تاریخ، گاه چنان پیش میرود که گویی فصلهایش را دوباره مینویسد.مباهله، تنها یک واقعه تاریخی در صدر اسلام نیست؛ تجلی سنتی الهی است که بارها در طول تاریخ تکرار شده است و آینهای است که حقیقت راه اسلام را در برابر دیدگان تاریخ قرار میدهد.
آن روز که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) برای اثبات حقانیت دعوت خویش به میدان آمد، نه سپاهی از جنگاوران را فراخواند و نه قدرت ظاهری را به رخ کشید. او عزیزترین انسانهای زندگی خود را همراه آورد؛ حضرت علی(علیه السلام)، فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام). گویی خداوند میخواست به جهانیان نشان دهد که حقیقت، آنگاه که در اوج یقین قرار گیرد، با نزدیکترین و محبوبترین سرمایههای انسان گره میخورد.
صبح مباهله، صبح یقین و اعتماد به وعده الهی بود؛ روزی که حق با اهل خود به میدان آمد تا حجت را بر همگان تمام کند. مسیحیان نجران هنگامی که این صحنه را مشاهده کردند، دریافتند که این دعوت از سر تردید و مصلحت نیست؛ دعوتی است برخاسته از ایمانی استوار و باوری بیلرزش. از همین رو از مباهله روی گرداندند و آن روز در تاریخ به عنوان نماد پیروزی حقیقت ماندگار شد.
سالها بعد، در سرزمین کربلا، بار دیگر همان تصویر تکرار شد. این بار حسین بن علی(علیه السلام)، یادگار همان خاندان، در برابر انحرافی بزرگ ایستاد. اگر در مباهله، حضور اهلبیت نشانه حقانیت بود، در کربلا فداکاری همان خاندان ضامن بقای حقیقت شد.
کربلا تفسیر خونین همان حقیقتی بود که در مباهله آشکار شده بود؛ حقیقتی که نشان میداد دین خدا با قدرت ظاهری زنده نمیماند، بلکه با ایمان، ایثار و وفاداری به اصول خویش استمرار مییابد؛ و اینگونه بود که امام حسین(علیه السلام) نیز همچون جد بزرگوارش، عزیزترین کسان خود را از صحنه کنار نکشید.
میان مباهله و کربلا، رشتهای عمیق و ناگسستنی وجود دارد. در هر دو صحنه، خانواده در کنار رسالت قرار میگیرد؛ در هر دو، عزیزترین سرمایهها به میدان میآیند؛ و در هر دو، حق از مسیر فداکاری و صداقت آشکار میشود. مباهله نمایش یقین بود و کربلا نمایش وفاداری به همان یقین.
تاریخ، اما تنها روایت گذشته نیست. از مباهله تا کربلا و از کربلا تا روزگار ما، یک حقیقت همواره تکرار شده است؛ اینکه در لحظههای سرنوشتساز، مردان حق تنها با شعار به میدان نمیآیند، بلکه خود و همه داشتههای خویش را در راه آرمانشان فدا میکنند.
اینجا جدای از اهمیت فداکاری رهبران مقاومت و شهدای جانفدای سالهای اخیر، باید به اهمیت تکرار یک سنت تاریخی اشاره کرد؛ سنت ایستادگی در برابر باطل و نپذیرفتن سازش با آن. سنت مردان میدانی که حاضر نمیشوند حقیقت را با آسایش معامله کنند و باور دارند که راه حق را نمیتوان با بیعت با یزیدیان زمانه جمع کرد.
پیکر اسلام در طول تاریخ بارها آماج زخمها و دشمنیها شده است؛ اما هر بار، خون وفاداران و ایثار فداکاران، حیاتی تازه در کالبد آن دمیده است. از مباهله که حق با اهل خویش به میدان آمد، تا کربلا که خون اهلبیت، ضامن بقای دین شد، و تا همه روزگارانی که مردان و زنان مؤمن برای دفاع از باورهای خود هزینه دادهاند.
در واقع، تاریخ نامها را عوض میکند، اما صحنهها آشنا میمانند. آنچه تغییر نمیکند، رویارویی حق و باطل است و مردمانی که در لحظه آزمون، میدان را خالی نکردهاند.