علی خزایی، نماینده مجلس شورای اسلامی در گفتوگوبا افکارنیوز، با اشاره به سخنان ترامپ درباره آمادگی برای توافق با ایران و همزمان تهدید به نابودی توان نظامی کشور، گفت: این دو موضع را نمیتوان جدا از سابقه رفتار آمریکا بررسی کرد، از نگاه ما، وقتی مذاکره با فشار و تهدید همراه میشود، هدف توافق نیست؛ بلکه تحمیل خواستههای دشمن است.
وی با انتقاد از اظهارات متناقض ترامپ درباره مذاکره با ایران و نابودی توان نظامی کشور و رویکرد این دو موضع،تأکید کرد:
مذاکره زمانی معنا دارد که بر پایه احترام متقابل و پذیرش منافع دو طرف باشد، اگر یک طرف همزمان از مذاکره سخن بگوید و طرف مقابل را به نابودی توان نظامی تهدید کند، این رفتار با مذاکره سازنده سازگار نیست، تجربههای گذشته هم نشان داده است که آمریکا در توافقها به تعهدات خود پایبند نمانده است، برجام و تفاهم نامه اسلام اباد نمونه روشنی از این تجربه است؛ توافقی که ایران به تعهداتش عمل کرد، اما آمریکا از آن خارج شد.
نماینده مردم ورامین،پیشوا و قرچک در ادامه افزود: منظور از مذاکره در چنین فضایی ممکن است نه تنها عدم رسیدن به تفاهم، بلکه وادار کردن ایران به پذیرش خواستههای طرف مقابل باشد، مذاکرهای که با تهدید و فشار همراه شود، نمیتواند زمینهساز توافقی عادلانه و پایدار باشد.
وی در پاسخ به این سوال که آیا مذاکره همزمان با تهدید نظامی میتواند به توافقی پایدار منجر شود،گفت:توافق پایدار نیازمند اعتماد، تضمینهای معتبر و پایبندی عملی است، تهدید نظامی و فشار اقتصادی، اعتماد را از بین میبرد و فضای مذاکره را مخدوش میکند، تا وقتی آمریکا رویکرد خود را تغییر ندهد و به تعهداتش پایبند نباشد، نمیتوان انتظار داشت توافقی پایدار شکل بگیرد.
خزایی با اشاره به صحبت های اخیر ترامپ در مورد کارزار فشار اقتصادی علیه ایران و پیامدهای آن،یادآور شد:فشار اقتصادی با هدف دشوار کردن شرایط زندگی مردم و تغییر محاسبات کشور اعمال میشود، این سیاست، در درجه اول، مردم را تحت فشار قرار میدهد؛ اما نمیتواند اراده ملت ایران که دارای تمدن و پیشینه بزرگ تاریخی است را از بین ببرد، ایران باید با تقویت توان داخلی، گسترش روابط اقتصادی با کشورهای مختلف و کاهش وابستگی به مسیرهای محدود، آثار این فشارها را کم کند.
این نماینده مجلس در مورد ادبیات سیاسی دوگانه ترامپ میان رونق اقتصادی و نابودی توان نظامی ایران،تأکید کرد: قرار دادن پیشرفت اقتصادی ایران در برابر توان دفاعی کشور، نوعی فشار سیاسی و روانی است،امنیت و اقتصاد دو موضوع جدا از هم نیستند و هیچ کشوری نمیتواند در شرایط تهدید، از امنیت خود چشمپوشی کند،توان دفاعی برای بازدارندگی و حفاظت از کشور است، نه برای آغاز جنگ.
در پایان خزائی خاطرنشان کرد:این ادبیات بخشی از جنگ روانی، عملیات فریب یا فشار برای تغییر محاسبات ایران است، البته در تحلیل چنین مواضعی باید همه احتمالها را در نظر گرفت و صرفاً به یک برداشت بسنده نکرد،قطعا تهدید و فشار، جایگزین گفتوگوی واقعی و احترام به حقوق ملت ایران نخواهد شد.