افکارنیوز گروه سیاسی:

" تکلیف " این روزها کلید واژه انتخابات است و کلیدش در جیب بسیاری یافت می شود. خیلی هایی که به خرداد ۹۲ می اندیشند و از مدتها قبل ستادهای خود را تشکیل داده اند و با هر گروه و قومی دیدار انتخاباتی داشته اند و باز هم از تکلیف و وظیفه ای می گویند که هنوز در آمدن و نیامدن مرددشان کرده است.

افکار عمومی هر چه به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک تر می شویم این سوال را پررنگ تر می پرسد که چه کسی می آید؟

هرچند که مدتهاست اسامی زیادی برای این سوال مطرح می شود که درونشان از افراد توانمند و امتحان پس داده تا آنهایی که شاید به زور بتوان مدیریت یک مدرسه را هم به آنها سپرد دیده می شود.

افرادی چون پورمحمدی، لاریجانی، قالیباف، حدادعادل، جلیلی، متکی، رضایی، فلاحیان، ولایتی، عارف، لنکرانی و … از جمله این اسامی هستند که مدتهاست درباره آمدن یا نیامدنشان بحثو گفت و گوست.

همه این افراد طی ماههای گذشته و در محافل گوناگون در معرض این پرسش قرار گرفته اند که آیا در انتخابات شرکت می کنید؟ و پاسخ برخی هم شبیه هم بوده است که اگر تکلیف شود می آیم.

و اینجاست که تکلیف می شود " کلید رمز انتخابات " آینده و هر که مکلف تر شود حضورش هم جدی تر می شود! و در این میان هم کسی پاسخ نمی دهد که چه کسی باید به شما تکلیف کند و از چه کانالی این تکلیف را متوجه می شوید؟ و جالب اینجاست که برخی هم که در معرض این سوال اساسی قرار می گیرند از حجت شرعی سخن به میان می آورند و باز هم مشخص نمی کنند چه کسی یا چه عاملی این حجت شرعی را برایشان ایجاد می کند؟

اما در این میان اگر از این سوال بگذریم سوال اساسی تری وجود دارد که بدان پرداخته نمی شود و آن هم مسئولیت ناشی از این تکلیف است و مشخص نمی شود که برخی از این آقایان توانایی پذیرش چنین مسئولیتی را در خود می بینند یا خیر؟

آیا در این تکلیف مداریشان، مسئولیت پذیری جایگاهی هم دارد و آیا تنها برای آمدن مکلف می شوند یا اینکه برای ادای درست مسئولیت هم مکلف هستند؟

مشخص نکرده اند که اگر به هر طریقی مکلف شدند و آمدند و بعد هم به تکلیفشان درست عمل نکردند چه برخوردی باید با آنها انجام داد؟

آقایان تکلیف مدار آیا یک دور ویژگی مدیران شایسته را در کلام امیر المومنین علیه السلام خوانده اند و این ویژگیها را نیز در به تکلیف رسیدن خود لحاظ می کنند؟

اینها و سوالات دیگری هستند که همه کاندیداهای احتمالی باید بدان پاسخگو باشند اما برای یادآوری همه شان به کلامی از حضرت امیر علیه السلام اشاره می کنیم که خطاب به کمیل و درباره ضعف مدیران ایراد فرموده اند:

حضرت در نامه ای به کمیل بن زیاد نخعی والی هیت، ضعف مدیریت او را نکوهیده است:

«ای کمیل! سستی انسان در انجام دادن کارهایی که بر عهده اوست و پافشاری در کاری خارج از مسؤولیتش نشانه ناتوانی آشکار و اندیشه ای ویرانگر است…

ای کمیل! تو در آن سامان پلی شده ای تا دشمنان از آن بگذرند و بر دوستانت هجوم آورند؛ زیرا نه قدرتی داری که با آنان نبرد کنی و نه هیبتی داری که از تو حساب برند و بگریزند، نه مرزی را حفظ می کنی و نه می توانی شوکت دشمن را در هم بکوبی، نه نیازهای مردمت را بر طرف می کنی، و نه امامت را راضی نگه می داری.»

حال از بزرگواران کاندیدا باید پرسید که در این تکلیف محوریشان جایی برای برآوردن نیازهای برزمین مانده مردم و رضایت امام و ولی وجود دارد؟