افکار نیوز - جريان نهضت اسلامي را ۱۵ خرداد ۴۲ رهبري كرد و در ۲۲ بهمن ۵۷ به پيروزي رساند. اين افراد به دو گروه عمده تقسيم مي شوند:
عمل گرایان، اشخاصی چون(عبدالرحیم ربانی شیرازی، حسینعلی منتظری و…)؛ گروه دوم نیروهایی که کار فکری می کردند که در راس آنان آیت الله مرتضی مطهری بود.
البته در کنار این گرایش های چهارگانه روحانیت باید از روشنفکران دینی که نقش مهمی در کنار روحانیت در مبارزات داشتند یاد کرد: محمدتقی شریعتی و فرزندش دکتر علی شریعتی از پیشگامان جریان محسوب می شوند. دفتر نشر حقایق اسلام در مشهد و حسینیه ارشاد در تهران دو کانون و پایگاه برای این تلاش محسوب می شد. مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی نیز نقش قابل ملاحظه ای در دانشگاه ها بر عهده داشتند به گونه ای که پایه گذاری انجمن های اسلامی دانشگاه ها را انجاام دادند.
در میان گروه های اسلامی باید سه جریان که مشی مبارزه مسلحانه اتخاذ کردند و هر سه به رهبری روحانیت بود، یعنی فدائیان اسلام، حزب ملل اسلامی و هیات های موتلفه اسلامی را مورد تاکید قرار داد.
در میان جریان اسلام گرا، گروه فدائیان در شرح اندیشه های خود، برای ایجاد حکومت اسلامی، نخست برنامه مفصلی را به صورت یک قانون اساسی بسیار مبسوط ارائه دادند. آنان با شعار «اسلام باید حکومت کند» به میدان آمده بودند.
این کتاب تحت عنوان اطلاعیه ای از برنامه انقلابی فدائیان اسلام ابتدا در سال ۱۳۲۹ ه. ش و سپس برای دومین بار در سال ۱۳۳۲ در ۹۰ صفحه وزیری با حروف ریز به چاپ رسید.
فدائیان اسلام را سید مجتبی میر لوحی معروف به نواب صفوی که در سر نقشه اصلاح جامعه از طریق اجرای احکام اسلام را می پروراند، تشکیل داد. وی برای نیل به اهداف خود مبارزه مسلحانه را انتخاب کرد. او در اعلامیه موجودیت فدائیان اسلام، «شهادت، انتقام و قصاص را راه نهضت، برادری، استقامت و اتحاد را به عنوان خطوط کلی و هدف را رسیدن به حاکمیت اسلام و قرآن معرفی نمود.» اما باید گفت مهمترین نقش سیاسی نواب صفوی در نهضت ملی شدن نفت و همراهی با آیت الله کاشانی بود.
ترور احمد کسروی نویسنده و روزنامه نگار، سپهبد حسینعلی روم آرا نخست وزیر و نیز ترور نافرجام حسین علاء نخست وزیر جایگزین شده رزم آرا و نیز سایر اقدام های فدائیان اسلام، موجب دستگیری آنها شد و در ۲۵ دی ۱۳۳۴ نواب صفوی به اتفاق چند تن از یارانش به اعدام محکوم شدند.
حزب ملل اسلامی هدف خود را سرنگونی نظام سلطنتی و ایجاد دولت اسلامی اعلام کرده بود.
حزب، برنامه ۶۵ ماده داشت که مهمترین آن ایجاد دو مجلس بود؛ یکی مجلس مردم و دیگری مجلس بزرگان. در مجلس نخست لوایح مطرح می شود و در نهایت برای تعیین حدود شرعی، به مجلس بزرگان که از فقهای عادل تشکیل می شود ارجاع داده می شود تا در آنجا به تصوب برسد.
حزب در آستانه دهه چهل شمسی تاسیس شد و از سال های ۱۳۴۳ تا ۱۴۴۴ عضوگیری در آن آغاز شد و در فاصله کوتاهی توانست ۵۵ نفر را جذب کند. هر چند سید محمد کاظم موسوی بجنوردی رهبر حزب ملل بود، اما نقش روحانیونی چون محمدجواد حجتی کرمانی به عنوان ایدئولوگ بسیار مهم بود. ابوالقاسم سرحدی زاده، عباس دوزدوزان، محمد میرمحمدصادقی، … در راس تشکیلات بودند.
بعداً جواد منصوری، احمد احمد و مرتضی حاجی نیز به آن پیوستند.
افراد حزب به دنبال مبارزه مسلحانه بودند، اما به دلیل کمی تجربه و جوانی اعضا(اکثراً حدود ۲۰ ساله بودند) ۹ ماه بعد تشکیلات لو رفت و همه دستگیر شدند. حزب نشریه ای به نام «خلق» داشت که در اول بهمن ۴۳ منتشر شد.
درباره هیات های موتلفه اسلامی نیز باید گفت: قبل از آنکه حزب یا تشکل سیاسی باشند، برآمده از هیات های مساجد بود. و از آغاز نهضت حضرت امام نشر اعلامیه، سر و سامان دادن به تظاهرات و هدایت کلی مسائل جنبش در تهران را دنبال می کردند. سید محمد حسینی بهشتی، مرتضی مطهری، محی الدین انواری و احمد مولایی، چهار روحانی بودند که بر فعالیت های آنها نظارت می کردند. شبکه موتلفه به مرجعیت آیت الله میلانی به گونه ای وصل بود. محرک اصلی اعضای موتلفه اندیشه اسلامی و دینی آنها بود. آنان برای روحانیت ارزش فراوان قائل بودند و بعد از درگذشت آیت الله کاشانی به سوی امام خمینی جذب شدند.
اولین و آخرین اقدام مسلحانه موتلفه ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت در بهمن ۱۳۴۳ بود. پس از این اقدام، تعدادی از سران موتلفه به اعدام و جمعی به زندان های طویل المدت محکوم شدند. اعضاء و هواداران این جمعیت در طول دوران مبارزه، نقش موثری در چاپ، توزیع اعلامیه ها و نوارهای سخنرانی امام خمینی و سازماندهی اعتراضات بازاریان و اصناف داشته و در ماه های پایانی رژیم شاه سهم به سزایی در تدارک راهپیمایی و اعتصابات داشتند. همچنین آنها در کمک و یاری رساندن به خانواده زندانیان سیاسی، متحصنین و اعتصابیون نقش ویژه ای ایفا کردند.
در همین جا باید از گروه های هفت گانه که پس از پیروزی انقلاب اسلامی عنوان «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» را بر خود نهادند نیز یاد کنیم. این گروه ها عمدتاً از آغاز دهه ۵۰ شمسی پا به عرصه حیات سیاسی گذاشتند و غالباً نیز مشی مسلحانه داشتند.
گروه منصورون در سراسر کشور به ویژه استان خوزستان، فعالیت می کرد. محسن رضایی، علم شم خانی، محمدباقر ذوالقدر و غلامرضا صفاتی دزفولی از چهره های مهم این گروه بودند. امت واحده که در داخل زندان عمدتاً با همت بهزاد نبوی، محمد سلامتی، محسن مخملباف و… شکل گرفت. گروه موحدین با مرکزیت فعالیت در استان خوزستان و کرمان و نیز شهرهای قم و تبریز با محوریت حسین علم الهدی تشکیل شد.
گروه فلاح را محمد منتظر قائم و مرتضی الویری در تهران بنا گذاشتند. حسین فدایی، علی عسگری، حسن اسلامی مهر و جمعی از مبارزان مسلمان در شهر ری گروه بدر را شکل دادند. مصطفی تاج زاده و حسن واعظی گروه توحیدی فلق را در خارج از کشور شکل دادند و بالاخره محمد بروجردی، سلمان صفوی، حسین صادقی، محمد عطریانفر و جمعی دیگر گروه توحیدی صف را در تهران و اصفهان سامان دادند. این گروه های هفت گانه بدون آنکه با هم ارتباط تشکیلاتی داشته باشند، از چهار وجه اشتراک برخوردار بودند: اعتقاد به رهبری حضرت امام خمینی، مبارزه مسلحانه، ایدئولوژی اسلامی و مخالفت با تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین
خلق.
اعدام پل گریم مستشار آمریکایی را می توان مهمترین اقدام مسلحانه(گروه موحدین) نام برد. سایر گروه ها عمدتاً در نقش روشنگری جوانان و تلاش برای افشاگری ماهیت سازمان مجاهدین خلق که تغییر ایدئولوژی داده بود و نیز ترویج و تبلیغ ایدئولوژی اسلامی و رهبری حضرت امام خمینی فعالیت می کردند.
جریان ملی گرا یا ناسیونالیست
ناسیونالیسم عبارت است از وجود یک احساس مشترک یا وجدان و شعور در میان عده ای از انسان ها که یک واحد سیاسی یا ملت را می سازند. در تعریفی دیگر، ناسیونالیسم داعیه احراز قدرت و حق حاکمیت با استناد به زبان، آداب قومی و سوابق مشترک تاریخی است.
وفاداری به خاک و فداکاری و تجلیل از آن، از ارکان ناسیونالیسم است. ناسیونالیسم ایدئولوژی است که «دولت ملی» را عالی ترین شکل سازمان سیاسی می داند.
اما در مجموع باید اذعان کرد که جوهر ناسیونالیسم از ابتدای پیدایش آن در اروپا عبارت بود از تحقق و تحکیم استقلال سیاست از دیانت و اختصاص قدرت سیاسی و اعمال قهر و حاکمیت و وضع قانون به گروه هایی که خود را ملت یا نماینده آن می دانند؛ اما وقتی از اروپا به سایر نقاط و مناطق عالم سرایت کرد و در همه جا منتشر شد، جلوه های گوناگون پیدا کرد… چنانکه طایفه ای آن را چیزی غیر از عصبیت نسبت به آداب و رسوم و زبان و آرای اسلاف و مخالفت با اعتقادات دینی هموطنان خود ندیدند و به حاکمیت ملی و قدرت سیاسی که حصول آن مستلزم مقابله با قدرت های استعماری و استکبار جهانی بود توجه جدی نکردند.
ناسیونالیسم عرب در اصل و اساس شأن ضد دینی ناسیونالیسم اروپایی را به نحو مقتضی بسط داد و اتحاد قومی را در مقابل وحدت اسلامی قرار داد.
پان ترکیسم و پان ایرانیسم که داعیه داران و داعیان آن سرگرم نازیدن به مفاخر قومی و پژوهش در آثار گذشته به قصد اثبات عظمت قوم خود بودند، صورت دیگری از ناسیونالیسم بود.
ناسیونالیسم یک ایدئولوژی است و به دوره جدید تعلق دارد. ناسیونالیسم در بدو پیدایش از اصل و اساس رو برگرداندن از قدرت کلیسا برای ایجاد حکومت ملی و وضع قانون بشری در قبال قانون کلیسا بود. ناسیونالیسم با جدایی قطعی سیاست از دیانت ملازمت داشت.
در مجموع سه صورت از ناسیونالیسم را می توان مشاهده کرد:
در بعضی از صور ناسیونالیسم، غلبه و احراز قدرت مهم است که به امپریالیسم در غرب انجامیده ست؛ گاهی اشتغال به مفاخر قومی و رسومی باستانی غلبه دارد که منحط ترین صورت ناسیونالیسم است و در ایران به ناسیونالیسم فرهنگی منجر شده است؛ اما اگر تکیه ناسیونالیسم بر استقلال در مقابل قدرت خارجی باشد، به نهضت های ملی و مبارزات رهایی بخش منتهی می شود.
ناسیونالیسم در ایران از یکصد سال پیش با تفکر اروپایی شدن و تجدد آغاز شد و تلاش خود را بر دو نکته معطوف کرد:
۱. اعراض از فرهنگ موجود؛
۲. بازگشت به قبل از اسلام.
میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی سردمداران این مسئله بودند.
در تاریخ معاصر ایران و از ۱۳۲۰ ملی گرایی و ناسیونالیسم به مفهوم آزادی و دمکراسی از دوره سلطنت رضا شاه رشد کرد و با کودتای ۲۸ مرداد افول کرد. آغاز و انجام آن در ظهور و سقوط دکتر مصدق خلاصه شد. جبهه ملی را می توان جریان مهم در حوزه ناسیونالیسم و ملی گرایی برشمرد.
جبهه ملی نماد اصلی جریان ناسیونالیسم و ملی گرایی در ایران محسوب می شود. به دنبال برگزاری انتخابات دوره ۱۶ مجلس و تلاش دربار برای تشکیل مجلس فرمایشی و جلوگیری از ورود مخالفان از جمله دکتر مصدق به صحنه سیاست، جمعی به عنوان اعتراض به دخالت دولت در انتخابات در دربار متحصن شدند. اول آبان ماه ۱۳۲۸ نوزده نفری که در تحصن دربار شرکت داشتند، در منزل دکتر مصدق اجتماع کردند و عنوان جبهه ملی را بر خود گذاشتند. هدف آنها ایجاد حکومت ملی به وسیله تامین آزادی انتخابات و آزادی افکار بود. آنان خود را طرفدار تامین عدالت اجتماعی و حفظ قانون اساسی می دانستند. جبهه ملی در آغاز به دلیل
برنامه هایی از جمله مخالفت با قراردادهای استعماری، مورد حمایت آیت الله کاشانی قرار گرفت و توانست توده های مردم مذهبی را در مبارزه وارد کند. این جبهه علی رغم موفقیتی که در جریان ملی شدن نفت به دست آورد، به دلیل فاصله گرفتن از روحانیت تضعیف شد و پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به انزوا گرایید و دچار انشعاب و اختلاف شد.
جبهه ملی از این زمان(سقوط دکتر مصدق) سیر قهقرا پیمود و جز برخی فعالیت های پراکنده که بیشتر توسط هواداران آن که عمدتاً دانشجویان خارج از کشور بودند، فعالیت قابل ملاحظه ای نداشت. هر چند جبهه ملی سوم به رهبری شاهپور بختیار کمی فعال و بخش خارج از کشور آن در پاریس توسط ابوالحسن بنی صدر اداره می شد، اما اصولاً ملی گرایی به عنوان یک جریان سیاسی از نظر جامعه شناسی نتوانست در ایران پای گیرد و نهادینه شود.
در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، جبهه ملی به رهبری کریم سنجابی در آغاز کار دولت آشتی ملی(شریف امامی) در ۸ شهریور ۵۶ اعلام موجودیت کرد و با صدور بیانیه ای خواستارن حاکمیت ملی، انحلال ساواک، محاکمه عاملان کشتار مردم و تضمین آزادی قلم و بیان شد. پس از آغاز به کار بختیار به نخست وزیری به تصور اتمام کار اولین حرکت مستقل خود را با اعلام یکشنبه ۱۷ آبان ماه به عنوان روز عزای ملی آغاز کرد که به دلیل اعلام روز دوشنبه ۱۸ آبان ماه ۵۷ به عنوان روز عزای ملی از سوی رهبران انقلاب به ناچار جبهه ملی روز مذکور را نیز تایید کرد. آنها پس از انقلاب نیز ابتدا از پذیرش مسئولیت های دولتی
سرباز زدند، اما با تشکیل دولت موقت تنی چند از آنان وارد کابینه شدند.
اوج مخالفت های جبهه ملی، موضع گیری آن بر علیه «لایحه قصاص» در خصوص تعیین نحوه، حدود و چگونگی اجرای مجازات در جمهوری اسلامی بود. با رد کردن این لایحه از سوی جبهه ملی که برخی از مفاد آن صریحاً از قرآن و احادیثو دستورات پیامبر و ائمه استخراج شده بود. امام خمینی با صدور اطلاعیه ای «مرتد» بودن اعضای جبهه ملی را اعلام کرد. با روشن شدن اهداف و نظرات آنها که در تقابل با اندیشه حاکم بر جامعه بود، دیگر فعالیت علنی از خود نداشت و رهبران آن به خارج از کشور رفتند و بدین ترتیب از صحنه سیاسی جامعه طرد و حذف شدند.
منبع : جريان شناسي سياسي در ايران دكتر علي دارابي
شناسه خبر:
۱۷۷۸۴۸
جریان شناسی سیاسی در ایران(قسمت ۲)
در میان جریان اسلام گرا، گروه فدائیان در شرح اندیشه های خود، برای ایجاد حکومت اسلامی، نخست برنامه مفصلی را به صورت یک قانون اساسی بسیار مبسوط ارائه دادند.
۰