گروه سیاسی

- اصلاح طلبان پس از آنکه شیخ حسن روحانی رئیس جمهور شد مجدد به بازیابی گفتمان خود پرداختند و امید آنها برای بازگشت به عرصه سیاسی کشور بیش از گذشته شد. هر چند مردم هنوز رفتار انها به خصوص در مجلس ششم و فتنه ۸۸ و فعالیت های ساختارشکنانه انها را از یاد نبرده اند.

به گزارشافکارنیوز، اصلاح طلبان این روزها همایش هایی را برگزار می کنند و دم از وحدت می زنند اما می بینیم محمد هاشمی حزب مورد علاقه و متبوعش مانند کارگزارا را رها می کند و از سوی دیگر جوانان اصلاح طلب به دنبال تاسیس حزبی مانند ندای ایرانیان می روند که نشان دهنده عمق اختلافا در میان این طیف است.

برای ارزیابی رفتار و وضعیت اصلاح طلبان با دکتر اسدالله بادامچیان نایب رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری گفت و گو کردیم. وی معتقد است نگاه اصلاح طلبان به اشخاصی همچون هاشمی رفسنجانی و روحانی و ناطق ابزاری است زیرا منافع خود را دنبال می کنند.

وضعیت اصلاح طلبان را در شرایط سیاسی کشور چگونه می بینید؟
مسائل اصلاح طلبی و اصلاح طلبان دو بخش است: یکی اشخاص اصلاح طلب و دوم خود جریان اصلاح طلبی. اشخاص اصلاح طلب است که اینها شهروند این کشور بوده و با هر عقیده ای که هستند مثل همه شهروندان دیگر اینها نیز حقوق شهروندی داشته و فعالیت و کار می کنند و تشکیلات ایجاد می کنند و نظام در طول این سالها میدان را برای اصلاح طلبان باز گذاشته و باز هم خواهد گذاشت اما جاهایی که به توطئه و یا تخلفات قانونی می انجامد آنجاست که طبق موازین قانونی برخورد می شود.

بسیاری از مردم از اصلاح طلبی تعریف درستی نمی دانند، اصلاح طلبان را چه کسانی تشکیل می دهند؟
جریان اصلاح طلبی باقیمانده همه جریاناتی است که بعد از انقلاب در خط امام و ولایت فقیه معتقد نبودند و اگر ولایت فقیه را قبول داشتند به علت این بوده که سیاسی قبول داشته اند نه عقیدتی.

در طیف اصلاح طلبان همه گونه عناصر را می بینیم که از لیبرال، نهضتی، مشارکتی، کارگزاران، اصحاب فتنه و گروههای دارای مساله درون اصلاح طلبی است که یک جریان تشکیل می دهد.
اصلاح طلبان طیف عقیدتی نیستند زیرا انسجام بر محور عقیده به وجود می آید و به همین علت وقتی کسی ایدئولوژی داشته باشد بر محور این ایدئولوژی ولو سلیقه های مختلف داشته باشند به وحدت می رسد.

در صورتی که اصولگرایان به دلیل اینکه اصول انقلاب اسلامی که یکی از مهمترین اصول آن اصل ولایت فقیه است را قبول دارند، اختلاف سلیقه، دیدگاه و منافع تحت الشعاع این اصل ولایت پذیری است و اصل اصولگرایی است و می بینیم به وحدت می رسند اما در اصلاح طلبان به دلیل اینکه اصل کار آنها بر اصول نیست و مبنای آنها منفعت بوده و مبنای آنها بر تفکرات سیاسی مختلف برای هر گروهی است که روزی گروهی دیگر را قبول دارد دچار اختلافات هستند.

پس دلیل این اختلافات مبنایی است و به همین دلیل است که انشعابات زیادی در اصلاح طلبی وجود دارد و می بینیم که از دل اصلاح طلبان این روزها گروههای جدید بیرون می آید.

چون اینها دچار اختلاف در مبانی هستند و محوریت مبنایی ندارند همیشه میان آنها اختلاف است، حتی در درون گروههایی نیز که به ظاهر یک عقیده دارند می بینیم اختلاف وجود دارد زیرا منافع مختلف و در زمانهای مختلف شکل می گیرد به همین دلیل روزی به آیت اله هاشمی رفسنجانی جسارت می کردند و روزی دیگر هاشمی رفسنجانی را جزو اصلاح طلبان می آورند.

روزی به ناطق نوری تندی و اهانت می کردند و روزی دیگر وقتی منفعت آنها ایجاب می کند می خواهند آقای ناطق نوری را جزو اصلاح طلبان بگذارند.

با وجود اختلافات اصلاح طلبان با یکدیگر پس چرا آنها در برخی انتخابات ها رای آورده اند؟
چند گانگی تفکرات در مسائل مختلف میان اصلاح طلبان باعثشده در میان مردم موقعیتی نداشته باشند اما اینکه اگر روزی رای آورده اند زیرا منافع مردمی را با جو تبلیغاتی مطرح می کنند و گه گاه در زمانای مختلف مردم به به شعارها و نه پشت پرده های آنها توجه کرده و در نتیجه موفقیت های مقطعی به دست می آورند و از این رو از ۹ مجلسی که داشته ایم ۲ مجلس اکثریت برای آنها بوده است و در هر دو مجلس امتحان داده اند که در مبنای چارچوب مبانی و موازین انقلاب، اکثر آنها حرکت نمی کنند هر چند در درون آنها نیز افرادی هستند که فکر می کنند راه صحیح همین است.

مجموعه اصلاح طلبان دارای محوریت مبنایی نیست و در مبانی دارای اختلاف دید فراوان هستند و مساله اساسی آنها حرکت بر مبنای اصول و انجام تکلیف الهی نبوده بلکه منفعت خواهی است. اصلاح طلبان به دلیل اختلافات مبنایی که دارند و تئوری های مختلفی را در مسائل سیاسی اقتصادی مطرح می کنند همیشه در حال اختلاف و درگیری هستند ولو اینکه ظاهرا در یک طیف و غالب و چارچوب نمود وحدت پیدا می کنند.

چرا اصلاح طلبان همواره در طول سالهای گذشته مورد حمایت استکبار جهانی و به خصوص آمریکایی ها قرار دارند؟
اصلاح طلبان افکاری دارند که با خط اصلی انقلاب فاصله دارد به همین دلیل مورد حمایت بیگانگان قرار دارند و می بینیم که سخنگوی وزارت خارجه به صراحت درخواست آزادی بازی خوردگان فتنه را مطرح می کند و خیلی صریح نام برده و حمایت می کند.

به قول حافظ شیرازی دوش آن سنم چه خوش گفت در مجلس مغان ام / با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی

چه چیزی همسانی منفعت بین این سران فتنه را با آمریکا یکی می کند؟ اینها اگر خودشان فکر کنند و بخواهند به مبانی عمل کنند کاری نمی کنند که آمریکایی ها از آنها حمایت کند. کما اینکه در طول این سالها آمریکا و استکبار جهانی از جریان مطهری ها و بهشتی ها و موتلفه حمایت نکرده بلکه دشمنی هم داشته اند زیرا اینها با هم منفعت مساوی و مسائل موازی ندارند. موضوع و بحثبر سر جبهه حق و باطل است و شاید در زمانهایی در تاریخ اسلام مذاکراتی بین حق و باطل صورت می گیرد اما این به اساس و اصول لطمه ای وارد نمی کند.

به همین دلیل آمریکایی ها و استکبار از اصلاح طلبان حمایت می کنند و قبلا هم هیلاری کلینتون و اوباما و روسای جمهور آمریکا از اصلاح طلبان در ایران حمایت کرده اند.

تفکر اصلاح طلبی به غرب و به خصوص آمریکایی ها نزدیک است؟
وقتی که آمریکایی ها از اصلاح طلبان حمایت می کنند ملت ما متوجه می شود که علت آن مشکلات تفکری و مواضع و منافع اصلاح طلبان است نه اینکه آمریکایی ها به اصلاح طلبان علاقه مند باشند.

مشکل اصلاح طلبان در اختلاف مبنایی با مبانی انقلاب اسلامی و ملت و خط امام و خط ولایت فقیه، اختلاف در مبانی فقاهتی و اختلاف در اسلام ناب و خالص نبوی، علوی، عاشورایی است.

آیا اصلاح طلبان با سابقه ای که دارند مورد اقبال مردم قرار می گیرند؟
اصلاح طلبان به دلیل اینکه همپای جریانات خط اصیل انقلاب نیستند روز به روز دچار مشکل می شوند و به همین علت اگر مثلا در سال آینده می خواهند در انتخابات شرکت کنند معلوم است ملت به مورد حمایت شده های آمریکا و استکبار یعنی تحت الحما یت های آمریکا رای نمی دهدو اینها سعی خواهند کرد خود را از این موضوع جدا کنند. وقتی خودشان را جدا کنند مردم به آنها شاید رای بدهند.

چرا اصلاح طلبان در مقابل حمایت های آمریکایی ها و دشمنان انقلاب از آنها موضع نمی گیرند؟
برخی از اصلاح طلبان تصریح به جدایی ندارند بنابر این مبهم حرف می زنند. مطمئن باشید مردم به مبهم ها رای نمی دهند و در انتخابات آینده برخی ها که حتما می خواهند حضور پیدا کنند از امروز خط خود را جدا می کنند و در این روزها شاهدیم در اصلاح طلبان انشعاب ایجاد شده و گروه های جدید راه می اندازند. برخی اصلاح طلبان به مسیر دیگری می روند و حتی مبینیم از گروههای خود استعفا می دهند و می گویند دیگر ما از اینها نیستیم تا بتوانند در انتخابات رای مردم را جلب کنند.

امیدواریم همه مسئولان و مردم و گروههای سیاسی با متانت و تدبیر و بصیرت راه انقلاب را دنبال کنند و از جناح های مبارزاتی که حق را می پوشاند جلوگیری کنند.
رابطه اصلاح طلبان با دولت چگونه است؟ چرا سیاست اصلاح طلبان در مقابل دولت دو گانه رفتار می کنند و سعی دارند که سبد رای روحانی را به خود نسبت دهند و از سوی دیگر هر کم کاری در دولت که اکثریت مدیران اش اصلاح طلب هستند را پای اصلاح طلبی نمی نویسند؟

اصلاح طلبان اگر خودشان رای داشتند عارف را مجبور نمی کردند که در انتخابات گذشته کناره گیری کند و بعد به اصولگرایی به نام آقای دکتر روحانی رای دهند. انتخاب آنها از دکتر روحانی به دلیل اینکه او عنصر اصلاح طلب است نبوده بلکه اصلاح طلبان فهمیدند کاندیدای آنها رای ندارد واز بین کاندیدای دیگر که شعار اعتدال می دهد حمایت کنند و رای دهند که در دولت او بتوانند موقعیت خاصی پیدا کنند.

نگاه اصلاح طلبان در انتخابات نگاه عقیدتی و ایمانی به روحانی نبوده بلکه ابزاری بود تا بتوانند جایگاه خود را در دولت آینده داشته باشند بعد از انتخابات در دولت آقای روحانی حضور پیدا کردند. اشتباه بزرگ اصلاح طلبان این بود که گفتند آقای روحانی با رای ما رای آورده است، این در صورتی که اینها یک مقدار رای دارند مثلا درصد بالاتر از ۵۰ درصد در رای آقای روحانی مال اینها بوده است و بگویند رای آورده است.

این مانند قضیه خانم راستگو در شهردار شدن آقای قالیباف است. اینکه با رای ایشان آقای قالیباف شهردار شده و حالا خانم راستگو بگوید من قالیباف را شهردار کردم. این یک رای منضم به رای نصف مجموعه بوده است. آن مجموعه رای داده اند. ملت در ۵۰ درصد به روحانی رای دادند و اصلاح طلبان نیز یکی دو درصد رای دادند و آقای روحانی رای آورد و حالا اصلاح طلبان می گویند رای روحانی مال ما بوده است.

آقای روحانی خودش خوب می داند که رای او متعلق به اصلاح طلبان نیست، هر آدم عاقل و فهیمی که در انتخابات بوده می داند که رای روحانی برای اصلاح طلبان نیست، نگاه اینها به آقای روحانی نگاه اعتقادی نیست، نگاه اینکه دکتر روحانی را از خود بدانند و تابع آقای روحانی باشند نیست بلکه نگاه ابزاری است.

یعنی اصلاح طلبان برای اینکه به منافع خود برسند از آقای روحانی و دولت اش سوء استفاده می کنند و فرصت را غنیمت شمرده اند؟
اصلاح طلبان اعتقاد دارند در این مرحله گذار که خودشان موضوع زشت رحم اجاره ای را مطرح کرده اند می گویند در خدمت آقای روحانی هستند تا خودشان سر کار بیایند. دولت آقای روحانی را ابزار سر کار آمدن آینده خودشان می دانند و تا زمانی که احساس کنند که موقعیت ندارند سر کار بیایند در کنار آقای روحانی هستند.

برای همین این روزها در رسانه های اصلاح طلبان می بینیم که احتمال وحدت با آقای لاریجانی را مطرح می کنند که با او می خواهند وحدت کنند؟

این وحدت که می گوند اعتقادی و بر اساس تکلیف شرعی نیست. این تکلیف سیاسی، جناحی و منفعتی برای اصلاح طلبلان است از این نوع مطرح کردن وحدت ها برای آنها تا زمانی باقی است که منفعت باقی باشد و به دلیل اینکه منفعت مبنایش در دنیا متفاوت است آنها نیز هر روز منفعت جدیدی را دنبال می کنند.

آیا طیف دولت و طرفداران آقای روحانی نیز با اصلاح طلبان یکی می شوند؟
دولت آقای روحانی نیز در اصل نگاه ابزاری به اصلاح طلبان دارد و آقای روحانی می داند اگر اصلاح طلبان رای داشتند عارف را کنار نمی برند . آقای روحانی آدم زیرکی است و نگاه او هم به اصلاح طلبان ابزاری است و به نظرم معتقد است حالا که اصلاح طلبان نگاه ابزاری به او دارند چرا با آنها دعوا کند بلکه آنها را به کار گیرد در این نگاه ابزاری اصلاح طلبان و دولتی ها به یکدیگر تا زمانی که این ابزار برای دو طرف مفید باشد یا برای منافع برخی بخش ها مفید باشد ادامه پیدا می کند اما همین که برخی بخش ها منفعت دیگری پیدا کنند آنها دست به جدایی و انشعاب زده و می زنند.