به گزارش افکارنیوز،
65 سال پیش آمریکا با کودتا، یکی از دست‌نشاندگان خود را بر کرسی قدرت ایران نشاند و او نیز مدت 25 سال نه‌تنها در مسئله انتخابات، بلکه در تمامی امور کشور براساس مصالح آمریکا و انگلستان، منافع ملت ایران را زیر پا گذاشت و مسئولیت پادویی آنها را بر عهده داشت، چندان که حتی در مجامع علنی و عمومی هم از اینکه با اشاره رئیس‌جمهور آمریکا، عینک او را بیاورد و تقدیمش کند، ابایی نداشت. اینک گردش روزگار که بر محور حمایت الهی از عدالت‌خواهان می‌چرخد، کار را به جایی رسانیده که ابهت نظام مستکبر آمریکا فروریخته و به ناچار از عدم توانایی خود در حفظ امنیت انتخابات ابراز نگرانی می‌کند.
 
این روزها به موازات تشرها و تهدیدهای ترامپ علیه ایران، باید این‌گونه نگرانی برخی مقامات امنیتی و سیاسی این کشور درباره انتخابات را نیز مورد توجه قرار داد، به‌ویژه آن که پرونده دخالت روسیه در انتخابات گذشته ریاست جمهوری همچنان در جریان است و موفقیت ترامپ را زیر سوال برده است.انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا که قرار است 15 آبان برگزار شود و تکلیف 435 کرسی مجلس نمایندگان و 35 کرسی مجلس سنا را روشن سازد و برخی مقامات آمریکایی ازجمله رئیس‌جمهور این کشور، چین و روسیه را به دخالت در انتخابات متهم کرده‌اند و اخیرا چهار نهاد اطلاعاتی و قضائی، اطلاعات ملی، وزارت دادگستری، دفتر تحقیقات فدرال (اف‌بی‌آی) و وزارت امنیت ملی آمریکا طی بیانیه‌ای روسیه، چین و ایران را متهم ساخته‌اند که "سعی در تاثیرگذاری بر نتایج انتخابات آمریکا دارند و از طریق فعالیت مخرب در فضای مجازی، انتشار اطلاعات غلط و حمله سایبری برای نفوذ در سامانه رایانه‌ای چندین ایالت تلاش می‌کنند و احتمال دارد دنبال تدارکات برای تاثیرگذاری بر روند انتخابات آتی ریاست جمهوری باشند."

البته تاثیرگذاری ایران در انتخابات آمریکا بی‌سابقه نیست، چنان که کارتر به نقش ایران در شکست انتخاباتی‌اش در برابر رونالد ریگان اعتراف کرد و همواره مسئله ایران، یکی از موضوعات چالش‌برانگیز برای نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا بوده است. هرچند سخنگوی وزارت خارجه ایران،‌ دخالت در انتخابات اخیر آمریکا را یک توهم خوانده است،‌ اما واقعیت آن است که همین ابراز نگرانی آمریکا و نام بردن از ایران سرافراز در کنار روسیه و چین نشانه آن است که سردمداران ایالات متحده به این جمع‌بندی رسیده‌اند که حضور ایران به عنوان کشوری قدرتمند و در حال پیشرفت و با نقش‌آفرینی روزافزون در عرصه بین‌المللی واقعیتی غیرقابل انکار می‌باشد و واقعیت دیگر آن است که این ابراز نگرانی دشمن، براساس نظرسنجی موسسه پی‌یو، 86 درصدشان از دولت آمریکا تنفر دارند، ملت ایران را شادمان می‌سازد و با یادآوری دوران سیطره و جنایات آمریکا در ایران، احساس می‌کنند تحقق وعده خداوند در زمینه ناپایداری ظلم و ظالم نزدیک شده است.واقعیت آن است، گسست‌هایی که اساس حاکمیت نظام سرمایه‌داری آمریکا را به خطر انداخته است، در عرصه‌های دفاعی و نظامی، زیرساختی، سایبری، اجتماعی و مانند آن هر روز بیش از گذشته آشکار می‌شود چندان که برخی، از تبدیل شدن آمریکا به کشوری جهان سومی در آینده ابراز نگرانی می‌کنند. هرچند با کمال تاسف بعضی فریب‌خوردگان داخلی قادر نیستند ابهت رو به افول آمریکا را درک نمایند و اگرچه داعیه روشنفکری و دانشگاهی بودن و اصلاح‌طلبی دارند، اما در شرایط پیروزی روز‌افزون و اقتدار نظام اسلامی، به بهانه مشکلات اقتصادی که بر اثر تحریم دشمن و سوء تدبیر همفکرانشان پدید آمده است
 
سند ذلت ملت ایران را پیشنهاد می‌دهند و از "بحران و بن‌بست" کشور سخن به میان می‌آورند و این ذهنیت را تشدید می‌کنند که نکند "سوء تدبیر" و "سوء تفسیر" هماهنگ با یکدیگر به مثابه دو تیغه قیچی عمل می‌نمایند.آنان حتی از طرح انحلال اهرم‌های قدرت نظام اسلامی نظیر سپاه قدس و انفعال در سیاست خارجی و تضعیف نهادهای انقلابی و ولایت فقیه و امثال آن سخن به میان می‌آورند تا مقدمات تسلیم ملت ایران و مذاکره ذلیلانه در برابر غرب  و بخصوص آمریکا فراهم شود و در پوشش جلسه "فقه حکومتی"، با شیطنت به تحریف مواضع قاطع امام خمینی(ره) در ضرورت دفاع از نظام اسلامی می‌پردازند تا توجیه شرعی برای موضعگیری‌های خویش علیه نظام اسلامی بتراشند. البته آمریکا در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری نیاز به این‌گونه عوامل نفوذی دارد تا به ایران سرافراز و سرسخت از پشت خنجر بزنند، ولی ملت دین‌باور ما در این چهل سال عینیت یافتن وعده خداوند را در عمل تجربه کرده و به چشم خود دیده که چگونه خائنان و مکاران رسوا می‌شوند.