گروه سیاسی- ترس شدید که در روانشناسی به هراس یا فوبیا شهرت دارد نوعی ترس بیمارگونه است که اختلال در زندگی روزمره را به همراه دارد.

به گزارش افکارنیوز، هراس یا فوبیا تنها ترس از حیوانات، تاریکی و مرگ را شامل نمی شود، ‌در دنیای سیاست نیز این هراس و فوبیا وجود دارد. به گونه ای که فرد یا افراد از ترس رقیب یا حریف قادر به انجام کارهای روزمره خود نیست از همین رو دست به اقداماتی می زند تا از این ترس رهایی یابد. تخریب مداوم و افسارگسیخته را می توان یکی از پیامدهای فوبیای سیاستمداران دانست که در کارزار سیاسی از آن بهره می گیرند. یکی از مهمترین مصادیق این ترس بیمارگونه را می توان در انتشار اخبار تخریبی علیه شخصیت های سیاسی در شرایط بحرانی یافت.
در این برهه "محمدباقر قالیباف" بعنوان یکی از فعالان و کنشگران عرصه مدیریت اجرایی و سیاسی که یکسالی از میدان مسئولیت و مدیریت دور بوده اما با گذشت یک سال و نیم از زمان انتخابات همواره مورد آماج حملات جریان سیاسی رقیبی است که اگرچه پیروز انتخابات بوده اما همچنان ترس از رقابت را می توان در روند تخریبی آن ها مشاهده کرد. انتشار اخبار انتصاب وی در یک نهاد،‌ فرار از کشور،‌ ترور و... تنها گوشه ای از روند تخریبی جریان رقیب مشخصا اصلاح طلبان، آمدنیوزها و... است. به اعتراف کارشناسان سیاسی "محمدباقر قالیباف" از مصادیق بارز مدیریت توانمند و تاثیرگذار است که در هر مجموعه ای مسئولیت به عهده داشته با مدیریت جهادی کارنامه ای پربار و ماندگار از خود به جای گذاشته است تا آنجا که مدیران پس از او تا سالها نتوانستند چنین عملکردی از خود نشان دهند. در آخرین مورد یعنی تصدی شهرداری تهران که ملموس ترین کارنامه قالیباف است می توان این موفقیت ها و رضایت مردم را مشاهده کرد. حالا همین موضوع باعث شده تا هر از چند گاهی زمزمه ای از تصدی قالیباف در رسانه ها مطرح می شوند با هول و هراس به هر قیمتی دست به تخریب و مخدوش کردن این چهره کارآمد بزنند. با این وجود او این روزها با وجود همه تخریب ها از پای ننشسته است و با وجود همه بداخلاقی های رقبای انتخاباتی و رسانه های همسو بدون هیچ غرور و منفعت طلبی نه تنها روند تخریبی و انتقادی را در پیش نگرفت بلکه راه برون رفت و طرح انتقاد سازنده را پیش گرفت،‌ قالیباف به جای بهانه گیری و نقد کوبنده، طرح راهکارهای اقتصادی را به هیئت دولت تقدیم کرد اما برخی جریانات منتسب به اصلاحات آنچنان درگیر تسویه حساب های سیاسی است که چشم بسته خیرخواهی ها را هم نادیده گرفته است. حالا نگاه های تنگ نظرانه سبب شده تا رقبای سیاسی با تهمت های بزرگ هاله ای از ابهام و تردید از قالیباف در افکار عمومی ایجاد کنند تا از این رهگذر ناکارآمدی و شکست خود را در میدان عمل پنهان کنند. که اگر روزگاری دو جریان عملگرا و شعارزده در مقابل هم قرار گرفتند مخاطب به یاد نیاورد که قالیباف که بود و چه کرد. این جریانات اما غافلند از اینکه "کسی که جان خود را برای نظام اسلامی" در طبق اخلاص گذاشته برای خدمت به مردم درگیر مسئله سازی و جریان سازی های ظالمانه نمی شود چرا "به عمل کار برآید،‌ به سخندانی نیست."