به گزارش افکارنیوز،

فرض را بر این بگیریم که در ایران پولشویی گسترده وجود دارد و اظهارات آقای ظریف درست است؛ و به قول حامیان رسانه‌ای وی، کسانی که میلیاردها تومان قاچاق مواد مخدر و کالا در کشور انجام می‌دهند، پول‌هایشان را پس از شستن، وارد گردونه اقتصاد کشور می‌کنند؛ پس نباید از سخنان وزیر امور خارجه برآشفت.

جلوتر می‌رویم و باز هم با آقای ظریف و حامیان رسانه‌ای وی، هم‌داستان می‌شویم؛یعنی ارتباط پولشویی مورد فرض را با پیوستن به FATF، می‌پذیریم.

در گام سوم، به این می‌پردازیم که رابطه‌ فوق چه رابطه‌ای است و به دیگر سخن، وقتی آقای ظریف و عقبه رسانه‌ای وی، مخالفت با FATF را به وجود پولشویی گسترده در ایران ربط می‌دهند، معنای دقیق سخن آن‌ها چیست و چه گزاره‌ای تولید می‌شود.

اگر واقع‌بینانه و ساده به موضوع نگاه کنیم و بخواهیم منصفانه و به دور از غرض قضاوت کنیم، وقتی آقای ظریف و حامیان وی، مخالفت و موافقت با FATF را به پولشویی ربط می‌دهند، معنای سخن آن‌ها این است که؛

۱- مخالفت با FATF یعنی اینکه عوامل ارتکاب جرایمی نظیر پولشویی، باید هرچه سریع‌تر توسط نیروی انتظامی و دستگاه‌های امنیتی شناسایی و دستگیر شوند و با استفاده از قوانینی که در کشور وجود دارد، در دادگاه‌های جمهوری اسلامی ایران محاکمه و مجازات شوند(چرا که قوانین و سازوکارهای مختلفی برای مبارزه با پولشویی در کشور وجود؛ از جمله قانون مصوب سال ۸۶)؛

۲- موافقت با FATF یعنی اینکه رسیدگی به چنین جرایمی در توان یا صلاحیت پلیس و قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران نیست و عوامل ارتکاب چنین جرایمی باید توسط اطّلاعاتی که به طور منظم مثلاً به NYPD (اداره پلیس نیویورک) یا (FBI) یا CIA و یا هر نهاد غیر ایرانی دیگر می‌رسد، شناسایی و دستگیر شوند و کلیه مراحل رسیدگی قضایی و مجازات هم بر اساس قوانین همان مراجع غیر ایرانی انجام شود!

نتیجه دیگری که به‌دست می‌آید این است که یکی از مخالفان اصلی مبارزه با پولشویی مورد ادعا، شخص آقای ظریف است! چرا که وی معتقد است، توانی برای مبارزه با پولشویی وجود ندارد و تا کشورهای خارجی به ماجرا وارد نشوند، ما باید پولشوها را به امان خدا رها کنیم! 

بنابراین وقتی با هیاهو و پروپاگاندای رسانه‌ای، پای موضوع پولشویی را به قضیه  پیوستن به FATF باز می‌کنیم، از این موضوع غافل هستیم که خود را در جایگاه متهم قرار داده‌ایم و «ناخودآگاه» به این موضوع اعتراف کرده‌ایم که موافقان FATF از مبارزه با پولشویی فراری هستند(چرا که آن را منوط به مداخله بیگانگان می‌دانند!)؛ و اتفاقاً مخالفان FATF را به عنوان کسانی معرفی می‌کنیم که اصرار بر مبارزه با پولشویی دارند(چرا که معتقدند قوانین کافی برای مبارزه با آن وجود دارد و نباید آن را به مداخله کشورهای خارجی، حواله کرد!).  

شاید آقای ظریف، وقتی مشغول ایجاد «این‌همانی» بین مخالفان FATF و پولشوها بود، هرگز فکرش را نمی‌کرد که با اظهارات خود، بهترین خدمت را به مخالفان پیوستن به FATF می‌کند. آری آقای ظریف! بین مخالفت با FATF و پولشویی، ارتباط وجود دارد!