به گزارش افکارنیوز،

تحریم وزیر امور خارجه کشورمان از سوی ایالات متحده آمریکا ، مولد مباحث تازه ای در حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بوده است. اکثریت قریب به اتفاق کشورها نیز اقدام دولت ترامپ را گامی دیگر در راستای یک‌جانبه گرایی مخرب  آمریکا در نظام بین الملل دانسته و آن را محکوم کرده اند. در این خصوص دو نکته اساسی وجود دارد که نباید مورد غفلت قرار گیرد:

نخست اینکه وزیر امور خارجه  ایران ، اصلی ترین شاخصه و نماد دستگاه و  فراتر از آن،ساختار سیاست خارجی کشورمان بوده و  با توجه به تمرکز خاص دشمنان قسم خورده انقلاب بر روی تضعیف نظام جمهوری اسلامی ایران، "حمایت هوشمندانه  از دستگاه دیپلماسی"یک الزام راهبردی" محسوب می شود.

نباید فراموش کرد که در برهه فعلی، وزارت امور خارجه و خصوصا شخص وزیر امور خارجه، به لحاظ جایگاه حقوقی در پیشانی نبرد دیپلماتیک ایران و غرب( خصوصا ایالات متحده آمریکا ) قرار گرفته و بیش از هر زمان دیگری در این نبرد، نیاز به حمایت دارند.

در برهه حساس و سرنوشت ساز کنونی، "ارسال  پیام یکپارچگی و اقتدار جمهوری اسلامی ایران" یکی از اصلی ترین مولفه های نبرد با ایالات متحده محسوب می شود. موضوعی که رهبر معظم انقلاب نیز نسبت به آن تاکید دارند.

دوم اینکه تحریم وزیر امور خارجه کشورمان از سوی ایالات متحده ، نشان دهنده نارضایتی عمیق کاخ سفید از سیاست خارجی انقلابی جمهوری اسلامی ایران است. به عبارت بهتر، اقدام اخیر ترامپ واکنشی کورکورانه در قبال اتخاذ دیپلماسی عزتمدارانه از سوی کشورمان به شمار می رود.

بدون شک در کنار این هزینه، ده‌ها فایده در انتظار جمهوری اسلامی ایران خواهد بود، به شرط آنکه کشورمان ذره ای از گام بلندی که در راستای ارسال پیام قاطعانه به غرب( واشنگتن و تروئیکای اروپایی) برداشته است، عقب نشینی نکند. از این رو، تحریم وزیر خارجه کشورمان توسط آمریکا، هزینه شیرین اتخاذ سیاست خارجی انقلابی از سوی کشورمان محسوب می شود.

رهبر معظم انقلاب به صورت صریح ،  خواستار شکل گیری "سیاست خارجی انقلابی" در عرصه دیپلماسی کشور شده اند.   در قاموس سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ، بازتعریف سیاست خارجی کشور اصالت و موضوعیت ندارد،بلکه بازخوانی آن در مقاطع مختلف از حیات انقلاب است که قطب نمای حرکت رو به جلوی کشور در نظامبین الملل محسوب می شود.

یکی از ترفندهای واشنگتن جهت استیلابر کشورهای مخالف خود، ایجاد تغییر در اصول سیاست خارجی آن کشور است. به عبارت بهتر، غرب در صدد بازتعریف اصول و مبانی انقلاب و متعلقات آن ( از جمله سیاست خارجی انقلابی)  است نه بازخوانی آنها.

در اینجا باید مراقب بازی خطرناک فکری و انتزاعی و تئوریک غرب بود و آن را به صورتی جدی مورد واکاوی قرار داد زیرا در صورتی که این بازی خطرناک به ثمر برسد، تبعات آن در حوزه و بازه تئوریک محدود نخواهد ماند و در عرصه اجرایی و عملی نیز خود را عیان خواهد ساخت.

در نهایت اینکه تحریم آقای دکتر ظریف توسط آمریکا، ترجمانی از استیصال کاخ سفید و دولت ترامپ در مقابل جمهوری اسلامی ایران بود. این موضوع، نقطه آشکار ساز بازی صحیح کشورمان در برابر آمریکا و دلیلی روشن دال بر استمرار این رویکرد قاطعانه محسوب می شود.بدون شک هر اندازه این رویکرد از سوی دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورمان تقویت شود، هزینه های غرب در برابر پدیده ای به نام ایران قدرتمند افزایش خواهد یافت، چنانچه به صورت متقابل فواید و دستاوردهای ما نیز در این نبرد بیشتر خواهد شد. 


حنیف غفاری