درام خانوادگی و اجتماعی « برف بی صدا می بارد » که از منظر ساختار هنری و محتوایی تا مرزهای یک ملودرام موفق، جذاب و تاثیرگذار اوج می گیرد، حاصل همسویی و همکاری هنری و فرهنگی یک تهیه کننده تلویزیون و سینما با کارنامه هنری پربار وکارگردانی خوش فکر و کاربلد است که براساس فیلمنامه ای خوش پرداخت به قلم زنده یاد مسعود بهبهانی نیا و یارانش وگروهی از هنرمندان  کارآمد و مستعد ساخته شده و توانسته این سریال را در کنار مجموعه های دیدنی و پرمخاطب صدرنشین تلویزیون قرار دهد.
 رمز اصلی تداوم آثار سینمایی و تلویزیونی در قالب فصل و یا بخش، شناخت و توجه لازم وکافی به نظر، سلیقه و ذائقه مخاطب به مثابه سرمایه واقعی سیما و سینما است و البته رعایت ضوابط و سلایق حاکم بر صداوسیما و سینما خواهد بود که این هر دو در ساخت برف بی صدا می بارد، لحاظ شده است. استقبال مخاطبان، به ویژه خانواده ها و نسل جوان، کلید تولید یک سریال موفق درفصل های مختلف در سیما است که درکمتر اثری مورد عنایت شایسته قرارگرفته و در اکثر آن ها نظر مدیران تلویزیون بر دیدگاه مردم ارجحیت یافته و همین امر،آن ها را در نیم راه موفقیت متوقف کرده است، اما برف بی صدا می بارد برخلاف رویه آن نوع سریال ها در این زمینه هم موفق است و تداوم تولید آن در اندامواره فصل های جدید، نشات گرفته ازگستردگی مضامین و محتوا و جوشش دراماتیک داستان ها و ضرورت های نمایشی و داستانی است و کشدارکردن و آب بستن به سریال، جهت کسب درآمد بیشتر در ابن کار، معیار تولید فصل جدید نبوده است.چرا که فصل دوم در حال پخش برف بی صدا می بارد، در امتداد درست مضمونی و محتوایی فصل نخست  و به لحاظ پردازش شخصیت ها و رخدادهاو ماجراها از آن هم قوی تر و پررنگ تر و ملموس تراست.

نقدی مثبت به سریال «برف بی صدا می بارد»


در واقع فیلمنامه خوب،کارگردانی و بازیهای خوب و سوژه های آشنای خانوادگی و اجتماعی خوب، از عوامل اساسی توفیق اجتماعی این سریال اند.گرچه جا داشت به دلیل بستر بودن سه مقطع تاریخی کشور برای روایت داستانهای  سریال، زوایای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی، پر رنگ تر باشند، لیکن چون هدف، نمایش و ارایه تصاویری واقع گرا از انسانها در زندگی و موقعیت های تلخ و شیرین و آوردگاه خیر و شر و تکامل اخلاقی و انسانی کاراکترهای سریال از گذرگاه های ارزش ها و ضدارزش هاو راه ها و بیراه های عشق و انتقام است و این موارد به درستی دربرف بی صدا می بارد نوشته و ساخته شده است، آن را باموفقیت همراه کرده است.
هرچند برف به راستی بی صدا می بارد، ولی در ساخته شفیعی وآذربایجانی، این بار برف با صدا باریده تا زنگ زندگی را به هشدار و با رنگی دلپذیر از زندگی و امید وآرمان درجامعه به صدا درآورد.