گروه فرهنگ و هنر افکارنیوز-یک واحد ساده و کوچک با کلکسیونی از جوایز و نشانهای مختلف در خیابان بهشتی، دفتر کارگردان جوان فیلم " شیار ۱۴۳ " بود. خودش هم ساده و بی آلایش مانند دفترش!

خیلی راحت وارد مصاحبه شدیم. برعکس ما، وی اصلا تمایلی برای ورود به مباحثحاشیه ای نداشت. فقط در مورد فیلمش صحبت کرد و با بزرگواری از سختیهایی که بر او و تهیه کننده فیلمش رفته بود گذشت.
نه از کسی گله گی کرد و نه از کسی بد گفت. درحالی که می دانستیم چه دل پری از جفای اهالی پشت پرده سینما دارد.



به عنوان اولین سوال، از ماجرای عدم راهیبایی فیلم به بخش مسابقه در گام نخست بپرسیم. چه اتفاقی افتاد که در مراحل بعدی به بخش سودای سیمرغ راه یافتید. آقای حاتمی کیا معتقدند که با برخی لابی‌ها و فشار رسانه‌ای سرانجام فیلم را وارد جشنواره کردید. موافق این موضوع هستید؟


من ترجیح می دادم در باره این موضوع صحبتی نکنیم، چون دیگر جشنواره هم تمام شده است. اما هیچگونه لابی ای از سوی گروه تولید فیلم اتفاق نیفتاد. دلیلی هم نداشت که این اتفاق بیفتد وقتی فیلم خودش می تواند از خودش دفاع کند. در حقیقت فیلم در دو سری اول فیلم‌هایی که انتخاب شده بودند، معرفی نشده بود. به صورت موازی مانند بسیاری دیگر از همکارانمان ما هم از منتقدان و هنرمندان دعوت کردیم که فیلم را ببینند تا نظرشان را بدانیم. برای این افراد که فیلم را دیدند جای سئوال بود که چرا فیلم در جشنواره نیست. ما هم جوابی نداشتیم.

خود این افراد درباره فیلم در رسانه های مختلف یادداشت هایی نوشتند و یا سئوالشان را با دوستان جشنواره در میان گذاشته اند. باید این را تاکید کنم که ما از هیچ کدام این ها هم اطلاعی نداشتیم. همزمان با این ها هیات انتخاب جشنواره لیست سوم را اعلام کرد و شیار ۱۴۳ هم در آن لیست بود.

پس اعتقاد دارید که رسانه ها تاثیر داشت؟

به هر حال رسانه ها همواره تاثیر خود را دارند و نمی شود گفت که بی تاثیرند.

داستان فیلم برگرفته از رمانی نوشته خودتان است؟

بله

یعنی فیلمنامه اقتباسی است؟

نه، اقتباسی نیست.

پس شخصیت اول یعنی «الفت» اقتباسی است؟

برداشتی از یک شخصیت است. البته خیلی با کتاب فرق می‌کند. من در کتاب ۱۳ شخصیت مرد دارم که همه این‌ها خانواده‌هایی دارند که در کتاب معرفی می‌شوند. یکی از آن مادر‌ها شخصیت الفت است که از زندگی برخی مادران شهدا الهام گرفتم و وقایع فرعی دیگری نیز به داستان اضافه کردم که نهایتا به فیلمنامه «شیار ۱۴۳» تبدیل شده است.

تا چه اندازه این داستان واقعی و برگرفته از زندگی یک مادر شهید است؟

تقریباً مابه ازای واقعی‌اش را به شکل‌های مختلف داشته‌ایم. یعنی در اکران سینمای مردمی می‌دیدم که مردم بیرون می‌آیند و می‌گویند که واقعاً مادر، خواهر، زن دایی و یا حتی عمه‌ام را در فیلم دیده‌ام. هر کسی به شکلی از این موضوع خاطره‌ای داشت. منتها شکل‌ها متفاوت بود. مثلاً بحثرادیو که در فیلم ما مطرح می‌شود، مادران شهدا به شکل‌های متفاوت تجربه‌اش کرده‌اند. که یک شکلش در الفت «شیار ۱۴۳» به تصویر کشیده شد.

قبل از آنکه فیلمنامه را بنویسید با مادران شهدا ارتباط گرفته بودید؟ یعنی فیلمنامه برگرفته از نمونه خاصی بوده یا با چندین مادر ارتباط داشتید؟

همانگونه که اشاره کردم برای نوشتن داستان هایم تحقیق کردم و طبیعی است که در ارتباط با موضوع هایم با دنیای واقعی افراد هم در ارتباط باشم.

یعنی شما وقت گذاشتید و برای نزدیک شدن فیلمنامه به واقعیت با مادران شهید ارتباط گرفتید؟

بله هم وقت گذاشتم و هم اینکه بعضا بصورت صورت تصادفی با فضاهای اینچنینی آشنا شدم. چون معمولا مادران شهدا در اطراف ما زندگی می‌کنند و تعدادشان هم کم نیست.
اتفاقاً چند روز پیش که در یک مراسم اکران فیلم، مادران شهید و مفقودالاثر هم حضور داشتند، تقریباً اکثرا می‌گفتند که این لحظات را تجربه کرده بودند و توانسته بودند با فیلم ارتباط خوبی برقرار کنند. از همه مهم‌تر ما در این فیلم به موضوع تفحص اشاره می‌کنیم که تا کنون کمتر به آن پرداخته شده است و کسی ارزش کار تفحص را به تصویر نکشیده بود. وقتی از یک سوی انتظار مادر شهید و مفقودالاثر نشان داده می‌شود، ارزش کار تفحص بیشتر به چشم می‌آید. برای مثال مادر شهید صبوری در همین مراسم حاضر بودند و به من گفتند که حاضر یک بند انگشت فرزندم برگردد که اتفاقا چند روز بهد فرزندشان پس از سال ها شناسایی شد. خدا را شکر که توانستیم ارزش کار تفحص را به تصویر بکشیم.

داستان رمانی که شخصیت الفت را از آن گرفته‌اید چیست؟

داستان ۱۳ دانش آموز رزمنده کرد اهل بیجار است که به جبهه می‌روند.

http://www.afkarnews.ir/images/docs/files/000316/nf00316209-1.jpg

نام کتاب چه بود؟
چشم سوم و برداشت دیگری از کتاب اختر و روزهای تلواسه است که خودم نوشتم. اما این‌ها همه مادر، پدر و خانواده دارند و همه این خانواده‌ها در کتاب معرفی شدند که الفت برگرفته از شخصیت یکی از این مادران به نام اختر نیازی(مادر شهید جعفر رضایی) است. در حقیقت در شیار نگاهی به زندگی این مادران داشتیم.

در فیلم شاهد هستیم که همه بار فیلم بر روی دوش یک شخصیت(الفت) است. یعنی دوربین فقط با الفت حرکت می‌کند و در حقیقت مریلا زارعی یک تنه همه بار فیلم را به دوش می‌کشد. به نظر می‌رسد که این کار ریسک بزرگی باشد. یعنی شما روی لبه تیغ حرکت می‌کنید و هر لحظه احتمال ریزش وجود دارد. یعنی اگر کوچک‌ترین اتفاقی بیفتد و بازیگر نتواند نقش را به خوبی اجرا کند، همه فیلم نابود می‌شود. چه اتفاقی افتاد که ریسک کردید و از این ریسک نترسیدید؟

بالاخره کسی که فیلم می‌سازد باید اهل ریسک باشد. ولی در شیار ۱۴۳ شخصیت‌های دیگری نیز مانند سید علی، فردوس و مادر الفت نیز هستند. اما خب طبیعی است تمرکز روی الفت باشد. سعی کردم هر اتفاقی که تمرکز روی الفت را به هم می‌زد، کمرنگ کنم؛ حتی یونس پسرش را. برای اینکه من می‌خواستم بیننده با تمام وجود با شخصیت الفت همذات پنداری کند و حواس بیننده به شخصیت‌های دیگر پرت نشود.

نرگس آبیار به عنوان کارگردان برای دومین کارش به سراغ سوژه دفاع مقدس رفت. در حالی که روال رایج اینگونه است که کارگردانان در کارهای ابتداییشان می‌روند به سراغ سوژه‌های آپارتمانی، اجتماعی، معضلات فرهنگی می‌روند و حداقل فایده‌اش این است که عامه پسند بوده و می‌تواند مخاطب جذب کند. چه تفکری باعثشد که شما به سراغ دفاع مقدس بروید؟

البته نکته ای که شما به آن اشاره می کنید روال نیست. بسیاری از کارگردانان ما بوده اند که حتی در فیلم های اولشان به سمت موضوع دفاع مقدس رفته اند و اتفاقا فیلم های خوبی هم ساخته اند. فیلم اول من هم اجتماعی بود؛ هرچند در حقیقت چندان فیلم آسانی نبود. نیمی از فیلم در بازار شلوغ تهران می‌گذشت و شما می‌دانید که در حالت عادی هم نمی‌شود به راحتی در بازار تهران رفت و آمد کرد چه برسد به اینکه حالا شما می‌خواهید در آن فضا فیلم هم بسازید.

به خاطر تجربه های مستند سازی که داشته ام هم کمی سخت جان هستم و می‌توانم شرایط سخت را تحمل کنم(با خنده). ما به یک روستا و معدن سرچشمه رفتیم و شیار را آنجا ساختیم. چون فکر می‌کردم حتماً باید فضای کار روستایی باشد و زمانی هم که فیلمنامه را نوشتم براساس همین ایده نوشتم.

شما در نشست خبری فیلم گفتید که خانم مریلا زارعی در تمام طول فیلم با زبان روزه بازی کردند. شاید این سوال کمی شعاری باشد اما اگر خانم زارعی با زبان روزه بازی نمی‌کرد، شما و خانم زارعی آن اعتقاد قلبی را نداشتید و مریلا زارعی به «شیار۱۴۳» صرفاً به عنوان یک پروژه سینمایی تجاری نگاه می‌کرد و می‌آمد فیلمش را بازی می‌کرد و پولش را می‌گرفت و می‌رفت، فکر می‌کنید باز هم فیلم تا این اندازه موفق می‌شد؟

قطعاً حس و حال همه گروه می‌تواند در روند ساخت یک فیلم موثر باشد. خانم زارعی نقش بسیار سختی را داشتند و قطعا روزه دار بودنش بر روی اینکه بتواند نقش رابه بهترین شکل در بیاورد تاثیرگذار بود.

در ابتدا بحثی مطرح شد و شما کلمه لابی را قبول نداشتید اما خب مطمئنا اتفاق خاصی افتاد که سرانجام فیلم دیده شد. چرا فیلم در مرحله اول دیده نشد تا در جشنواره قرار بگیرد. به نظر شما نگاه خاصی بود یا چون دفاع مقدسی بود با بعضی از سلایق نمی‌ساخت یا نه واقعاً دلیل فنی بود. چرا دیده نشد؟

خیلی از فیلم ها هم هستند چه در ایران و چه در تمام دنیا، یا در جشنواره ها پذیرفته نمی شوند و یا جایزه ای نمی گیرند، اما از مهمترین فیلم های تاریخ سینما هستند. نمی‌دانم. بخشی از هر انتخابی شاید سلیقه‌ای باشد. من نمی‌خواهم بدبینانه به این موضوع نگاه کنم. آن چه که برای ما مهم بود ساخت یک فیلم خوب بود که فکر می کنم توانستیم این کار انجام دهیم. و بعد هم طبیعی است که تلاش کنیم کارمان دیده شود. در لیست هایی هم که در سه یا چهار مرحله اعلام شد، فیلم های دیگری هم بودند و تنها فیلم ما نبود. این شکل اعلام دفتر جشنواره بود.
بعد از آنکه فیلم هم وارد جشنواره شد ما هم از مسئولان جشنواره تشکر کردیم.

http://www.afkarnews.ir/images/docs/files/000316/nf00316209-2.jpg


آقای حاتمی کیا چه طور فیلم را دیده بودند؟


ایشان به طور کاملا تصادفی برای اولین بار در یک موسسه این فیلم را دیدند و برای بار دوم در برج میلاد دیدند که اتفاقاً به من هم گفتند که بار اول من از اواسط فیلم با آن ارتباط گرفتم و اشک ریختم اما به شوخی می‌گفتند که بار دوم با اینکه از موضوع باخبر بودم، از ابتدای فیلم درگیر آن شدم.

آیا این فیلم فقط مورد توجه خانواده شهدا و یا قشر خاصی بوده یا جوانان نسل سومی و سایر اقشار جامعه نیز توانستند با آن ارتباط بگیرند؟

در سال‌های اخیر این حرف بسیار تکرار شده که سینمای دفاع مقدس تمام شده، نه گیشه دارد و نه مخاطبی، اما راستش باید بگویم که این فیلم را آن طور که ما دیدیم و یا به ما منتقل شد، از هر طبقه و با هر نگاهی فیلم را دوست داشتند و آن را یک اثر حماسی - ملی می‌دانند.
مطمئنا این برخورد‌ها آدم را دلگرم می‌کند و جالب است که مردمی که من آن‌ها را نمی‌شناختم سعی کرده بودند شماره من را پیدا کنند و تشکر کنند که تو یاد مادر ما را زنده نگه داشتی و یا در سینمای مردمی تشکر و تقدیر فراوانی از جانب مردم شده بود و همین اقبالی که مردم در سینمای مردمی نشان دادند و الان در کردستان، یزد، مشهد و قم این فیلم از نظر آرای مردم اول شده برای من ارزشمند است.

می‌توانیم بگوییم که شما در «شیار۱۴۳» وارد حوزه زنان شده‌اید. درست است؟

بله

چرا این حوزه را انتخاب کردید؟ تقریباً یا از نگاه نظامی به ظاهر دفاع مقدس پرداخته می‌شود یا نگاه‌های دیگری که مثلا آقای دهنمکی به آن دارد. چه عاملی باعثشد که این ژانر را در حوزه زنان انتخاب کنید؟

این وجه تمایز شما دقیقاً همینجاست. شاید افراد دیگر به سراغ شخصیت زن می‌روند ولی می‌خواهند زن را در جامعه ایران یک شخصیت سرکوب شده و یک شخصیت منزوی نشان دهند، اما شما اتفاقاً هم در فیلم قبلی و هم در این فیلم یک بعد دیگر از زن را به تصویر می‌کشید.

شخصیت‌های من کلا خاکستری هستند و آن‌ها را سیاه و سفید مطلق نشان نمی‌دهم. در فیلم قبلی هم همین طور بود. مرد یک خصوصیت مثبت و منفی داشت و زن هم همین طور و این دو در کنار یکدیگر قرار گرفته بودند ولی خوب به نظر می‌آمد چون مرد بداخلاق است، و باید به دنبال دلیل آن بود؟ چون یک آدم تخیلی است و خود را در مراتبی می‌بیند که در آن نیست و هیچ کاری هم برای اینکه خود را بالا بکشد، نمی‌کند. ولی‌‌ همان مرد جلوی دادگاه عریضه نویسی می‌کند تا خرج زن و بچه‌اش را در بیاورد. از سوی دیگر نقش زن هم در فیلم، یک موجود سر به هوا، بازیگوش و دروناً مذهبی است ولی یک جا دروغ می‌گوید و بابت دروغش تقاص پس می‌دهد و برای اینکه دروغگو شناخته نشود خودش را به آب و آتش می‌زند. در «شیار۱۴۳» نیز به همین صورت است. دلیل اینکه سراغ زن‌ها رفتم چون زنان را بیشتر می‌شناسم تا مرد‌ها و سعی می‌کنم سراغ کاری بروم که می‌شناسم. ولی شخصیت شیار ۱۴۳ فرق می‌کند و او هم خصوصیات مثبت و منفی دارد. اینکه نمی‌تواند از پسرش دل بکند واقعی است و ما این را بیشتر باور می‌کنیم و به سید علی هم می‌گوید که من نمی‌توانم دل بکنم و او هم می‌گوید که تو داری از این پسر برای خودت بت درست می‌کنی و نصیحتش می‌کند و در حقیقت زمانی که این پسر را از لحاظ روحی‌‌ رها می‌کند پسر بر می‌گردد. من ممکن است در کار بعدی نگاه اجتماعی و یک نگاه چالشی به موضوع زن داشته باشم اما به این معنا نیست که من بیننده را از وضعیت جامعه یا معضلی که وجود دارد، ناامید کنم، بلکه نگاهش را معطوف به زنگ خطری می‌کنم ولی به این معنی نیست که هیچ راه حلی برای آن وجود ندارد.

حالا که بحثبه اینجا کشید چقدر معتقد هستید که سینمای ما به سمت سیاه نمایی و تلخی می‌رود؟ و بعضی از کار‌شناسان هم معتقدند که فیلم سازان با نیم نگاهی به جشنواره‌های غربی فیلم‌ها را می‌سازند؟

جشنواره‌ها و به ویژه جشنواره فیلم فجر تعیین کننده است. اگر از فیلمی تقدیر شود سال بعد فیلم سازهای دیگر‌‌ همان راه را دنبال می‌کنند.

اما فیلم با فیلم فرق دارد. مثلاً فیلمی مثل شیار۱۴۳ یا «چ» و «رستاخیز» مطمئناً مورد استقبال جشنواره های سیاسی خارجی قرار نمی‌گیرد؟

در مورد بقیه فیلم‌ها اظهار نظر نمی‌کنم ولی در مورد فیلم خودم به نظر می‌آید، مادر چشم انتظار نگاه جهان شمولی داشته باشد.

فکر می‌کنید ممکن است اسکار بگیرید؟

نه، به اسکار فکر نمی‌کنم. ولی فیلم به دلیل موضوع انسانی اش این ظرفیت را دارد که به شکل گسترده ای در جهان دیده شود.

نگاه ما به جشنواره‌های خارجی در اصل آن نگاه سیاسی این جشنواره هاست؟

لزوماً اینطوری نیست. ممکن است یک جشنواره‌ای مانند اسکار سروصدا زیادی داشته باشد و یا یک فیلم سیاسی در کن جایزه نیز بگیرد ولی همیشه اینطوری نیست. خیلی وقت‌ها هم فیلمی داشتیم که نه سیاه نمایی داشته و نه چیز دیگری، بسیار هم اخلاقی است و رافت فطری و درونی آدم‌ها را نشان می‌دهد و در کن و یا جشنواره های بزرگ جهانی نیز جوایز مختلف می‌گیرد. به نظر من این نگاه بدبینانه به جشنواره های خارجی را نباید داشته باشیم. هر چند جشنواره‌های خارجی نباید تعیین کننده باشند. شاید برای من پرداختن به موضوع جنگ که زمزمه‌هایی مبنی بر این بود که داخل و خارج ایران خیلی اقبالی نسبت به آن نیست خطر بزرگی بود. ولی دیدیم در داخل ایران اینگونه نیست و به محض اینکه شما برش واقعی از جنگ را نشان بدهید و در فیلم سعی نکنی شعار‌های دور از واقعیت به خورد مردم بدهی، مردم نیز استقبال می‌کنند.

پیش بینی شما از فروش روی گیشه شیار ۱۴۳ چگونه است؟

نمی‌دانم، معمولاً فیلمی که در آرای مردمی جشنواره موفق باشد احتمالاً در گیشه نیز موفق است.

بحثی هست و می‌گویند صرفاً یه اثر هنری آن چیزی نیست که در گیشه پسندیده شود؟

بازتاب های حول محور این فیلم نشان می‌دهد، که هم عامه پسنداست و هم خاص پسند، برای همین جای نگرانی نیست. با این امید می‌توان گفت گیشه خوبی را به خود اختصاص دهد.

شما کارتان را با نویسندگی شروع کردید و بلافاصله از نویسندگی به کار فیلمنامه نویسی و کارگردانی رفتید. چه شد تصمیم گرفتید نویسندگی را‌‌ رها کنید و به حوزه کارگردانی آمدید؟

من نویسندگی را‌‌ رها نکردم و به طور موازی همچنان ادامه می‌دهم. از سوی دیگر یک دفعه به حوزه کارگردانی نیامدم. من سال ۸۴ اولین فیلم کوتاهم را با سرمایه شخصی خودم به اسم بن بست مهربان ساختم و که اتفاقا خیلی خوب هم دیده شد و جایزه نیز گرفت. بعد از آن ساخت مستند‌هایم را شروع کردم. از سال ۸۴ تا ۹۰ من ۱۰ مستند داستانی کوتاه ساختم. اولین فیلم سینمایی‌ام را هم سال ۹۱ ساختم و سال ۹۲ هم شیار ۱۴۳ را.

چرا به حوزه کارگردانی ورود کردید؟

خواستم هر دو بستر را تجربه کنم و فکر می‌کردم زبان سینما جهانی تر است. یعنی ادبیات علیرغم غنایی که دارد زبانش به هر حال اون هم در کشور ما جهانی نیست اما در سینما می‌تونم مخاطب بیشتری داشته باشم.

دولت هم کمکی برای ساخت این فیلم به شما داشت؟

نه متاسفانه. از طریق فارابی اقدام کردیم ولی پاسخی نگرفتیم. بنابراین تصمیم گرفتیم تهیه کننده‌ها خودشان شروع کنند و با سختی زیاد فیلم را به سرانجام رساندیم.

یعنی حاضر نبودند روی یک کارگردان جوان ریسک کنند؟

احتمالاً! آخرش اینکه تهیه کننده‌ها با بودجه خودشان و بخش خصوصی توانستند کار را تمام کنند.

برخی معتقدند که نباید به سراغ سوژه های کلیشه ای رفت چراکه بازخورد ندارد و نمی تواند مخاطب جذب کند. نظر شما در این مورد چیست؟ چه اتفاقی افتاد که شیار ۱۴۳ تصویر متفاوتی از یک مادر مفقودالاثر را نشان داد؟

ما کلاً سوژه خیلی جدیدی در هیچ عرصه‌ای نداریم و شما هر فیلمی که بسازید را می‌توانید شبیه آن را که در گذشته ساخته شده پیدا کنید. اما نوع پرداخت و نوع نگاه ما باید ویژه و مال خودمان باشد. یعنی هر کسی در خودش به یگانگی‌ای دارد که این باید ظاهر شود و خود را نشان دهد و مخاطب احساس کند کار متفاوتی را از دریچه نگاه کارگردان می‌بیند. من می‌دانستم که می‌خواهم با فیلم چه کار کنم چون می‌دانستم که تفاوت این کار با کارهای قبلی شاید در فضا سازی، پرداختن به جزئیات و درونیات، یک شخصیت‌پردازی متفاوت و انتخاب بازیگر و گرفتن بازی‌های یک دست و روان و باورسازی کل فیلم و در ‌‌نهایت سکانس آخر است.

داستان موازی‌ که در فیلم بود چقدر ضروری بود؟ ماجرای روایت گونه ای که در کنار اصل قصه در جریان است.

خیلی ضروری بود چون روایت را پیش می‌برد. روایت را آدم‌ها پیش می‌بردند و آدم‌ها دارند درباره یک شخصیت غایب صحبت می‌کنند که برای بیننده ان شخصیت جذاب است. در ‌‌نهایت ما هیچ اطلاعات به خصوصی از طریق ان سرباز به مخاطب نمی دهیم تا آخر که خواب روایت می‌شود و در نقطه طلایی مشخص می‌شود که چرا ما اسم فیلم را شیار ۱۴۳گذاشتیم.

حدس می‌زدید در کارگردانی این قدر موفق شوید؟

اگر این صحبت تان بر اساس مقایسه شیار ۱۴۳ با فیلم قبلی ام باشد، آن هم فیلمی بود که در اندازه خودش دیده شد و موفق بود. و من هنوز هم دوستش دارم.


http://www.afkarnews.ir/images/docs/files/000316/nf00316209-3.jpg

می‌خواهم بگویم که در برنامه ریزی شما یک شیب ملایم پیش رفته یا اینکه نه یک رشد چشمگیری در یک برهه‌ای از کارهایتان در حوزه کارگردانی داشتید؟

من فکر می‌کنم همان روالی بوده که من خودم فکر می‌کردم.

از نظر خودتان می‌شود گفت فعالیت تان در حوزه نویسندگی تاثیر داشته درحوزه کارگردانی؟

حتماً تاثیر داشته. برای اینکه معمولاً خیلی پخته می‌کند. در درجه اول روایت را شما می‌شناسید. الان یک مسئله‌ای که خیلی از فیلم سازهای ما به آن دچارند این است که روایت را نمی‌شناسند و اینکه روایت را چطور جلو ببرند. لااقل من این تجربه را در دوره نویسندگی داشتم و مستند سازی هم در این زمینه به من خیلی کمک کرد. چون من در مستند سازی باید در عین واحد که در محل حضور پیدا می‌کردم ویژگی‌های دراماتیک موضوع، شخصیت، رفتار و … را هم کشف می‌کردم تا از آنها استفاده بکنم.

مستندهایتان درباره چه موضوع هایی هستند؟

موضوع مستندهایی که تا به امروز ساخته ام بیشتر آیینی، جنگ، بیماری‌ها و حرفه‌های مختلف است.

در زمان برگزاری جشنواره برخی از سایت ها خبری را منتشر کردند مبنی بر این که موقع رای گیری برای سانس‌های ویژه، به فیلم شما اجازه رای گیری ندادند. این صحت داشت؟

در زمان برگزاری هر جشنواره ای به هر حال شاید این حاشیه ها پیش بیاید. مثلا یک شهروند خودشان عکس گرفته بودند که در این سانس رای گیری برگزار نمی‌شود. که ظاهر خانه سینما که مدیریت برگزاری جذب آرای مردمی را برعهده داشت توضیح منطقی ای در این زمینه دادند. یا وقتی آمارهای رای ما رفت بالا شایعه شد با اتوبوس از ارگان‌های مختلف آمده اند تا فیلم را ببینند. و ما هم در جواب گفتیم که اگر ما این قدر قدرت داشتیم همان اول فیلم را می‌گذاشتیم در جشنواره و این قدر هم مصیبت نمی‌کشیدیم.

آن نگاه سیاسی، جناحی چقدر تاثیر داشت که در ان مرحله فیلم شما وارد نشود؟

نمی‌دانم.

اصلاً شما به نگاه سیاسی در سینما قائل هستید؟

نگاه سیاسی در همه چیز هست.

یه موقع نگاه سیاسی از این جهت که طرف فیلم سیاسی می‌سازد. این یک بحثجداست. ولی اینکه این آدم چون این فیلم‌ها را می‌سازد و این ویژگی‌ها را دارد نباید مطرح شود…
مثل بلایی که سر آقای حاتمی کیا آوردند. چون واقعاً حقش نبود اینقدر جایزه کم بگیرد. در بحثفیلمنامه حتی جزو کاندیدا‌ها هم نبود فیلمنامه آقای حاتمی کیا.

نگاه سیاسی در کشور ما و همه جای دنیا به هر حال به شکل‌های مختلف لحاظ می‌شود و حالا سیاسی نه در راستای اهداف نظام یا غیر از ان. اصلاً کلاً سیاسی. اینکه اصلاً ما می‌خواهیم این آدم بیاید بالا یا نمی‌خواهیم به دلایلی این آدم بیاد بالا. این اتفاق در همه دنیا می‌افتد و خیلی ایده آل است که این جا این مسئله را نداشته باشیم.


متشکرم از شما که وققتان را در اختیار افکارنیوز قرار دادید.