به گزارش افکارنیوز،

روند و تعریف وام های سینمایی در این سالها بدین شکل است که تهیه کننده تقاضای وام می کند، اگر فیلم  توانست هزینه خود را برگرداند  قسط هایش را پرداخت می کند  و اگر هم نتوانست، بنیاد فارابی نسخه نمایش خانگی و فروش برای نمایش در  تلویزیون را به جای بدهی قسط هایشان برمی دارد و به شکلی مالک فیلم می شود.

این روند اصلی وام های سینمایی  در طول این سال هاست؛ وام هایی که حالا پس از گذشت سالها نه تنها به روند و تسهیل در  فیلمسازی کمکی نکرده اند که حتی در مواقعی به مشکل جدیدی برای فیلمسازان  تبدیل شده اند.  

عبداله علیخانی تهیه کننده سینما در همین رابطه گفت: ژانر فیلم باید مورد بررسی قرار بگیرد؛ باید به فیلمی وام  داده شود که بتواند هزینه اش را برگرداند. هزینه بسیاری از فیلم هایی که در طول این سالها وام گرفته اند،  برنگردانده نمی شوند  و به فیلم هایی بدون استفاده تبدیل شده اند.

 علیخانی اضافه کرد: الان موردهایی هستند که برای مثال 600 میلیون وام گرفته اند  و فیلم فروش کمی داشته است. با فروش نسخه های تلویزیونی در کل 100 میلیون  فروش داشته اند و این نشان می هد هیچ تناسبی بین وام ها و  بازار فیلم وجود ندارد.  در وجهی دیگر این نوع فیلم ها قیمت بازیگران و عوامل را بالا می برند و سیستم مالی سینما را هم بر هم می زنند. برای مثال رقم هایی از طریق همین وام ها به بازیگران پیشنهاد می شود  و آنها را به اصطلاح  گران می کنند و این باعث می شود  بازیگری که  در سطح این رقم های بالا  نیست طلب بیشتری برای بازی در فیلم های مختلف کند.

 سید ضیا هاشمی تهیه کننده سینما  هم در مورد این  معضل تصریح کرد: عمده این فیلم ها هزینه را خود را برنمی گردانند و بهتر است این وام ها وام های بلاعوض نامیده شود  تا وام های سینمایی؛ به کسی که نتوانسته هزینه  اولیه فیلمش  را یک بار برگرداند دیگر به هیچ عنوان  نباید دوباره وام   تعلق بگیرد. این همان نکته ای است که در روند اعطای وام های ما رعایت نمی شود.  طبق آمار به طور تقریبی از 80 فیلم ساخته شده در  طول یکسال، 30 فیلم از وام های سینمایی استفاده می کنند  و این در حالی است که این رقم با فروش این سی فیلم هیچ تناسبی ندارد .

سید جمال ساداتیان تهیه کننده  دیگر سینما هم در همین مورد خاطر نشان کرد  : در طول این سی و هفت  سال، آن قدر این روند اشتباه وام های سینمایی نهادینه شده  که بخشی از سینما برای ساختن فیلم شرطی شده اند. به شکلی که تا می خواهند فیلم بسازند، دنبال حمایت های  دولتی و همین وام ها  هستند و این زیان  تا حدی است که چون به برگشت سرمایه فکر نمی کنند و برای تماشاگر فیلم نمی سازند،  با فیلم هایی روبرو هستیم که فروشی ندارند و ضررشان حتی به سینماداران هم می رسد. سینما دار نمی تواند این فیلم ها را  بفروشد و در ادامه هزینه آب برق و در کل  هزینه های جاری سینما را دریافت نمی کند و این معضلی است که گریبان بخش عمده سینما را می گیرد.

 هدف وام یا هر نوع تسهیلاتی، پیشرفت و کمک به تولید بیشتر در صنایع است. سینمای ایران هم اگر بخواهد خود را صنعت بداند و حرکت های اقتصادی اش را به استانداردهای جهان نزدیک کند، باید در روند وام های سینمایی اش تجدید نظری دوباره کند.

 حسین فرح بخش تهیه کننده دیگر  سینما هم در همین مورد اظهار داشت: صنایع دیگر وام سینمایی هم باید بطور مستقیم از طرف خود  بانک اعطا شود. اگر این نکته رعایت شود و  تهیه کننده  خود را ملزم بداند که باید خودش قسط ها را پرداخت کند، تلاش می کند تا فیلمی بسازد که برای مردم و مخاطب عام جذاب باشد. این به روند فیلمسازی هم کمک می کند و مسئولیت فیلمسازی  را نسبت به مردم بالا می برد. برای مثال گرفتن وثیقه سند ملکی  از تهیه کننده، موجب می شود هر کسی به خود اجازه فیلمسازی ندهد و با دانش و سلیقه مردم برای بدنه سینما فیلم بسازد.