هُرم گرمای ظهرگاهی ایالت باخاکالیفرنیای مکزیک، آرام روی باند فرودگاه تیخوانا نشسته بود؛ اما در دل کاروان تیم ملی، جنبوجوشی از امید جریان داشت. بازیکنان یکییکی سوار پروازی شدند که مقصدش تنها لسآنجلس نبود؛ مقصد، شروع رسمی مسیری بود که میلیونها ایرانی چشم به آن دوختهاند.
در سکوت متمرکز کابین، هر صندلی داستانی داشت؛ داستان سالها تلاش، تمرین، شکستها و برخاستنهای دوباره. حالا تیم ملی در حالی راهی لسآنجلس شده که پشت سرش حمایت و دعای خیر یک ملت و پیش رویش فرصتهایی تازه قرار دارد. فاصله میان تیخوانا و لسآنجلس شاید تنها چند صد کیلومتر و کمتر از یک ساعت باشد اما برای مردانی که پیراهن ایران را بر تن دارند، این مسیر معنایی فراتر از یک جابهجایی ساده داشت. این پرواز، پرواز امید است؛ پرواز کاروان میناب ۱۶۸ که میخواهد با هر گام، پرچم ایران را بالاتر ببرد. مردان تیم ملی راهی شهری میشوند که ایستگاهی دیگر در مسیر آرزوهای بزرگ آنهاست؛ آرزوهایی که هنوز زندهاند و همچنان در آسمان فوتبال ایران پرواز میکنند.