سایه سنگین جدایی مربی ایتالیایی بر نتایج فرهاد مجیدی

 تیم فرهاد مجیدی بازهم باخت؛ در یک‌بازی ۶‌امتیازی مقابل دیبا الفجیره. حالا تیم فرهاد، تیم چهاردهم جدول لیگ ۱۴‌تیمی امارات است و فاصله‌ای تا سقوط ندارد. سکوت نیمکت البطائح در شب‌های شارجه، این روزها برای فرهاد مجیدی سنگین‌تر از هر زمان دیگری است. برای مربی‌ای که عادت کرده بود همیشه در کانون توجه و تحسین باشد، حالا ایستادن در رتبه چهاردهم جدول، طعمی تلخ و غریب دارد. اما برای درک اینکه چرا ماشین پیروزی‌های فرهاد از کار افتاده، نباید فقط به ساق پاهای بازیکنان البطائح نگاه کرد؛ باید به صندلی خالی کنار دست او خیره شد.

داستان موفقیت‌های مجیدی، از آن فصل رویایی و بدون شکست در استقلال تا روزهای آبرومند در اتحاد کلباء، با یک نام ایتالیایی گره خورده بود؛ گابریل پین؛ پیرمرد باهوشی که مثل یک تکنیسین دقیق، پشت شور و هیجان فرهاد می‌ایستاد و ساختار دفاعی تیم را با خط‌کش و پرگار طراحی می‌کرد. پین برای مجیدی فقط یک دستیار نبود؛ او حکم مغز متفکر را داشت که ایده‌های هجومی فرهاد را در یک قاب دفاعی مستحکم، به نتیجه می‌رساند، اما حالا ورق برگشته است. چمدان‌های گابریل پین به مقصد اصفهان بسته شد تا او در کنار محرم نویدکیا، پروژه جدیدی را در سپاهان آغاز کند. درست از همین نقطه بود که تردیدها آغاز شد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که اعتبار فنی مجیدی در این سال‌ها، تا حد زیادی وام‌دار نظم سختگیرانه ایتالیایی بود که پین به تیم‌های او تزریق می‌کرد. جدایی آنها، مثل شکافی بود که به مرور عمیق‌تر شد؛ پین در اصفهان دوباره به مهره‌ای کلیدی در کادر فنی محرم تبدیل شد و در مقابل، فرهاد در امارات، تنها ماند با تیمی که انگار راه دفاع‌کردن و حفظ امتیاز را از یاد برده است.

۸شکست در ۱۰‌بازی، آماری نیست که بتوان پشت بدشانسی پنهانش کرد. در راهروهای ورزشگاه‌های امارات، این زمزمه بلندتر از همیشه به گوش می‌رسد که فرهاد بدون گابریل، دیگر آن مربی ترسناک سابق نیست. انگار با رفتن پین، آن نقشه راهی که تیم‌های مجیدی را از بحران‌ها عبور می‌داد، گم شده است. حالا هر باخت البطائح، داغ این جدایی را برای هواداران فرهاد تازه‌تر می‌کند. آنها می‌بینند که چطور دستیار سابق محبوبشان، در سپاهان مشغول بازسازی یک قدرت جدید است و سرمربی سابق‌شان در قعر جدول ادنوک‌لیگ، به‌دنبال راهی برای فرار از سقوط می‌گردد.

این روزها فرهاد مجیدی با یک حقیقت روبه‌روست. او باید ثابت کند که موفقیت‌هایش تصادفی یا صرفا محصول ذهن یک دستیار ایتالیایی نبوده است. اما واقعیت سرد جدول، فعلا چیز دیگری می‌گوید. فوتبال به همان اندازه که در اوج بودن را به تو هدیه می‌دهد، با رفتن آدم‌های کلیدی، بی‌رحمی‌اش را هم نشان می‌دهد. حالا در سرمای احتمالی شب‌های تنهایی در فوتبال امارات، فرهاد بیش از هر زمان دیگری به این فکر می‌کند که آیا می‌توانست بدون آن عصای دست ایتالیایی، باز هم معجزه کند یا نه. پایان این فصل برای مجیدی، شاید پایان یک باور قدیمی باشد؛ باوری که می‌گفت او به‌تنهایی برای فتح هر جامی کافی است. حالا او در میانه‌ توفانی ایستاده که معمارش در جای دیگری، برای مربی دیگری، دیوارهای بلند پیروزی را بنا می‌کند.