از ۳ تیر که جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران متوقف شد، یکی از دستور کارهای مشترک واشنگتن و تلآویو حفظ سایه جنگ علیه ایران بود.
از همان روزهای نخست توقف جنگ، رسانهها و مقامات آمریکا و رژیم این گزاره را برجسته کردند که رژیم صهیونیستی در حال آماده شدن برای حمله نظامی مجدد به ایران است، به گونهای که بسیاری از کارشناسان احتمال میدادند توقف جنگ موقت است و رژیم اشغالگر بزودی مجددا به ایران حمله میکند. در این میان، نکته قابل تامل دستور کار مشترک رسانههای آمریکایی و رژیم صهیونیستی درباره این موضوع بود، به گونهای که محور مشترک اکثر مطالب آنها حمله نظامی مجدد به ایران بود.
اوج این عملیات روانی در جریان سفر نتانیاهو به آمریکا و دیدار با ترامپ بود. از ۱۰ روز مانده به سفر نتانیاهو به آمریکا تقریبا همه رسانههای وابسته به رژیم این پروژه مشترک را در پیش گرفتند که مهمترین دستور کار دیدار نتانیاهو و ترامپ، موضوع ایران و حمله نظامی مجدد به ایران است. پس از نخستین دیدار نتانیاهو با ترامپ که یک جلسه کوتاه چند دقیقهای بود، ترامپ به همراه نتانیاهو به جمع خبرنگاران آمد. در این نشست خبری، ترامپ صراحتا اعلام کرد آمریکا با حمله نظامی مجدد به ایران موافق است. او گفت کاخ سفید با حمله نظامی به ایران به خاطر برنامه موشکی تهران موافق است و حتی روی این موضع هم تاکید کرد که اگر بهانه این حمله برنامه هستهای ایران باشد، واشنگتن معتقد است این حمله باید فورا انجام شود. این موضع ترامپ باعث ایجاد این ذهنیت شد که حمله نظامی رژیم صهیونیستی به ایران قریبالوقوع است و نتانیاهو، ترامپ را متقاعد کرده آمریکا نیز در این حمله مشارکت مستقیم داشته باشد.
با این حال، تنها چند روز پس از این اظهارنظر ترامپ و زمانی که ترامپ به بهانه حوادث تروریستی ایران، از حمله قریبالوقوع آمریکا به ایران خبر داده بود، مجموعه رویدادها به سمتی رفت که برخلاف ادعای رسانهها و مقامات رژیم مبنی بر آمادگی تلآویو برای حمله نظامی مجدد به ایران، مشخص شد رژیم صهیونیستی مطلقا آماده یک رویارویی نظامی جدید با ایران نیست. چهارشنبه هفته گذشته، موضوع حمله نظامی آمریکا به ایران به نخستین خبر رسانههای دنیا تبدیل شد. ترامپ در اظهار نظرهای متعدد، مدعی شد آمریکا در دفاع از مردم ایران آماده حمله به ایران است. او حتی مدعی شد پنتاگون ۳ طرح روی میز او گذاشته است که حمله به ایران را در ۳ سطح پیشنهاد داده است. رویترز همان زمان در گزارشی به نقل از برخی دیپلماتهای اروپایی مدعی شد حمله نظامی آمریکا به ایران در کمتر از ۲۴ ساعت آینده رخ خواهد داد.
با این حال هر چه گذشت، تحولات و اخبار احتمال حمله به ایران را ضعیفتر میکرد. نهایتا ترامپ روز پنجشنبه مدعی شد ایران از اعدام برخی دستگیرشدگان صرفنظر کرده است. به وضوح مشخص بود این ادعای ترامپ، بهانهای برای لغو حمله نظامی به ایران است. در حالی که هنوز برای دستگیرشدگان اغتشاشات و اقدامات تروریستی پرونده تشکیل نشده بود، این ادعای ترامپ در واقع یک ادعای ساختگی برای توجیه لغو حمله نظامی به ایران بود.
پنجشنبه شب در اقدامی عجیب و بیسابقه، شبکه فاکسنیوز که نزدیکترین رسانه به ترامپ است، با سیدعباس عراقچی مصاحبه کرد. این مصاحبه در واقع فرصتی بود تا وی واقعیات مربوط به اغتشاشات و حوادث تروریستی ایران را برای جامعه آمریکا تشریح کند. بر همین اساس، بسیاری از کارشناسان مصاحبه فاکسنیوز با وزیر امور خارجه کشورمان را در راستای توجیه عقبنشینی ترامپ از حمله به ایران ارزیابی کردند. نهایتا ترامپ روز جمعه در اظهار نظری مضحک مدعی شد ایران از اعدام ۸۰۰ نفر از دستگیرشدگان حوادث تروریستی اخیر صرفنظر کرده است. ترامپ حتی از مقامات ایران به خاطر این تصمیم تشکر کرد.
نهایتا با وجود پروپاگاندای رسانهای صهیونیستها و همینطور رسانههای معاند ایران، آمریکا از حمله نظامی به ایران عقبنشینی کرد. اگرچه ترامپ مدعی شد دلیل این عقبنشینی، اعدام نشدن تعدادی از دستگیرشدگان بود اما طی روزهای چهارشنبه تا شنبه، رسانههای آمریکایی، صهیونیستی و همینطور رسانههای مطرح منطقه، دلایل عقبنشینی آمریکا از حمله نظامی به ایران را تشریح کردند. مهمترین دلیلی که این رسانهها برای لغو حمله نظامی آمریکا به ایران اشاره کردند، نگرانی آمریکا و رژیم از واکنش و پاسخ ایران به این حمله بود. بر اساس اخبار و گزارشات این رسانهها، ایران به دولت آمریکا هشدار داده بود در صورت وقوع حمله نظامی به این کشور، ایران همه پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه را موشکباران خواهد کرد. برآورد پنتاگون و سیا این بود که این هشدار ایران واقعی است و تهران تصمیم خود را برای واکنش به حمله آمریکا گرفته و این تصمیم، قطعی است.
بر همین اساس، سیا و پنتاگون برآورد کردند هزینه حمله آمریکا به ایران بسیار بیشتر از فواید آن است. یکی دیگر از استدلالهای مخالفان این حمله، تاثیر معکوس آن بر تحولات ایران بود. مخالفان حمله به ایران تاکید کردند حمله نظامی باعث همبستگی و یکپارچگی مردم ایران در برابر متجاوز میشود و تلاش سیا و موساد برای ایجاد اختلاف در ایران بر اثر حوادث تروریستی اخیر از بین میرود.
البته در این بین، رسانههای آمریکایی، اروپایی و منطقهای به یک دلیل مهم دیگر که در لغو حمله نظامی آمریکا به ایران بسیار موثر بود، اشاره کردند: «اسرائیل». این رسانهها به این موضوع مهم اشاره کردند که رژیم به آمریکا اطلاع داده توانایی مقابله با پاسخ ایران به حمله آمریکا را ندارد. بر اساس گزارش این رسانهها، یکی از پاسخهای ایران به حمله نظامی آمریکا، هدف قرار دادن سرزمین اشغالی بود. برخی منابع غربی با استناد به تحرکات نیروی هوافضای سپاه ایران، احتمال دادند در صورت حمله آمریکا، ایران آماده است در همان دقایق ابتدایی پس از حمله، غیر از هدف قرار دادن پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه، با ۵۰۰ موشک بالستیک، اماکن و مراکز مهم نظامی و زیربنایی رژیم را هدف قرار دهد.
ظاهراً در تماس سران کشورهای عرب با ترامپ برای لغو حمله نظامی به ایران، به این موضوع نیز اشاره شده بود. روز پنجشنبه رسانههای آمریکا از تماس نتانیاهو با ترامپ خبر دادند. ظاهراً نتانیاهو در این گفتوگوی تلفنی به ترامپ گفته بود در صورت حمله موشکی ایران به رژیم صهیونیستی، رژیم توانایی مقابله با این حمله را ندارد. بر اساس گزارشات رسانههای آمریکا و منطقه، نتانیاهو به ترامپ گفته بود این رژیم هنوز نتوانسته سامانههای دفاع موشکی خود را برای مقابله با حمله موشکی ایران، آن هم با تعداد انبوهی از موشکها آماده و به روز کند. البته ناتوانی رژیم در مقابله با تاکتیک ایران برای حمله به این رژیم با تعداد زیادی موشک بالستیک، طی یکی دو ماه اخیر به یکی از نگرانیهای مهم رسانهها و کارشناسان صهیونیست تبدیل شده بود. نخستینبار این نیویورکتایمز بود که به برنامه ایران برای هدف قرار دادن اسرائیل با حجم انبوهی از موشکهای بالستیک اشاره کرده بود.
نیویورکتایمز ۲ ماه قبل، در گزارشی نوشت ایران در صدد است در صورت حمله مجدد اسرائیل، بلافاصله ۲ هزار موشک به سمت مراکز مهم اسرائیل شلیک کند. اگرچه صهیونیستها ابتدا به صورت هماهنگ، به این گزارش نیویورکتایمز واکنش نشان ندادند اما شدت این نگرانی به قدری بود که به مرور واکنشها به این گزارش شروع شد. تحلیلگران، مقامات و رسانههای رژیم اذعان کردند اسرائیل به هیچ عنوان توانایی دفع این حمله موشکی ایران را ندارد. روزنامه صهیونیستی اسرائیلهیوم همان زمان حرف اصلی را زد. این رسانه در گزارشی به این موضوع پرداخت و اقرار کرد اسرائیل به هیچ عنوان ظرفیت و توانایی مقابله با این حمله ایران را ندارد. این رسانه صهیونیستی، موقعیت رژیم و ایران را به موقعیت شوروی سابق و آمریکا در جنگ سرد تشبیه کرد و نوشت این وضعیت مانند جنگ ستارگان است و اسرائیل دقیقا در موقعیت شوروی سابق قرار دارد. اسرائیلهیوم سپس به خسارات ناشی از چنین حملهای برای رژیم اشاره و تصریح کرد در صورت وقوع چنین حملهای، اسرائیل با یک شکست بزرگ مواجه خواهد شد، به گونهای که موجودیتش به خطر خواهد افتاد. این رسانه صهیونیستی در نهایت به سران رژیم توصیه کرد بهتر است به جای سرشاخ شدن با ایران، از مسیر دیپلماسی و توافق آمریکا حمایت کنند. این نگرانی به قدری جدی بود که روزنامه هاآرتص چاپ سرزمین اشغالی در گزارشی به مقامات و رسانههای رژیم توصیه کرد از بیان مواضع تحریککننده علیه ایران، بویژه درباره حمله نظامی مجدد خودداری کنند.
کارشناسان پیامهای نتانیاهو به مقامات ایران از طریق ولادیمیر پوتین، مبنی بر تصمیم این رژیم برای عدم حمله نظامی مجدد به ایران را در همین راستا ارزیابی کردند.
به اعتقاد کارشناسان، با وجود اظهارات و ادعاهای مقامات و رسانههای رژیم مبنی بر حمله قریبالوقوع نظامی به ایران اما در اصل، رژیم صهیونیستی بشدت از حمله نظامی ایران به این رژیم واهمه دارد. این نگرانی زمانی جدیتر شد که مقامات ایران بر موضوع اقدام پیشدستانه یا پیشگیرانه نظامی تاکید کردند. نخستینبار علی شمخانی، دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی و عضو شورای دفاع به این موضوع اشاره کرد. شمخانی دقایقی پس از اظهارات ترامپ مبنی بر موافقت با حمله نظامی به ایران، توئیتی منتشر کرد و در آن نوشت بر اساس دکترین دفاعی جدید ایران، در صورتی که تهدیدها جدی تلقی شود، ایران آماده است قبل از اجرایی شدن تهدیدات، به منبع و منشأ آنها حمله کند. توئیت شمخانی اشارهای صریح به گزینه اقدام پیشدستانه ایران بود.
شورای دفاع نیز چند روز بعد اطلاعیهای صادر و موضوع اقدام پیشدستانه را مطرح کرد. پس از اشاره ایران به اقدام پیشدستانه بود که نتانیاهو در گفتوگو با فاکسنیوز مدعی شد اسرائیل برنامهای برای درگیری نظامی مجدد با ایران ندارد. نتانیاهو پس از بازگشت به سرزمین اشغالی، یک بار دیگر به صورت تلفنی با پوتین گفتوگو کرد. بر اساس گزارشات رسانههای رژیم، نتانیاهو در این گفتوگو، یک بار دیگر از پوتین خواست به مقامات ایران این پیام را منتقل کند که اسرائیل برنامهای برای حمله مجدد به ایران ندارد. این تغییر موضع و ادبیات نتانیاهو به وضوح واکنشی به تاکید ایران بر گزینه اقدام پیشدستانه بود؛ مواضعی که به وضوح نشان میداد رژیم صهیونیستی برخلاف ادعاها و مواضع پیشین خود پس از توقف جنگ ۱۲ روزه که هر چند روز یک بار از حمله نظامی مجدد به ایران میگفت، در واقعیت، توانی برای تهاجم مجدد به ایران نداشت.
این واقعیت در ماجرای حمله نظامی آمریکا به ایران علنیتر شد؛ آنجا که طبق گزارش رسانههای آمریکایی، نتانیاهو به ترامپ تاکید کرده بود این رژیم در موقعیتی نیست که بتواند با حمله موشکی ایران در پاسخ به حمله نظامی آمریکا مقابله کند. البته رسانههای آمریکایی مدعی شدند نتانیاهو به ترامپ گفته حمله نظامی به ایران را تا زمانی که این رژیم بتواند سامانههای دفاع موشکی پاتریوت را در سرزمین اشغالی مستقر کند، به تعویق بیندازد اما وضعیت میدانی نشان میدهد این، ادعایی بیش نیست، چرا که موازنه قدرت موشکی ایران با سامانههای دفاع موشکی رژیم به گونهای است که رژیم حتی در صورت مستقر کردن سامانههای پاتریوت، توان مقابله با موشکهای ایران را ندارد. کما اینکه ۷ ماه از توقف جنگ میگذرد و اگر استقرار سامانههای پاتریوت واقعا در تامین امنیت رژیم و دفع حملات موشکی ایران موثر بود، تاکنون این اقدام انجام شده بود. به هر حال، رسانهها و کارشناسان منطقهای و آمریکایی و حتی رسانهها و کارشناسان صهیونیست اذعان کردند یکی از مهمترین دلایلی که باعث شد ترامپ حمله نظامی آمریکا به ایران را لغو کند، ناتوانی رژیم صهیونیستی در مقابل پاسخ موشکی ایران و حمله به رژیم بود و ترامپ به خاطر خسارات ناشی از حمله موشکی ایران به رژیم، حمله به ایران را لغو کرد. البته در این میان یک روایت غیررسمی نیز وجود دارد.
برخی منابع غیررسمی میگویند ترامپ در گفتوگوی تلفنی به نتانیاهو گفته بود پس از حمله آمریکا به ایران و واکنش ایران به این حمله، واشنگتن نمیتواند از اسرائیل در برابر واکنش ایران حفاظت کند. به عبارتی ترامپ به نتانیاهو گفته بود آمریکا صرفا به ایران حمله میکند و این خود اسرائیل است که باید در مقابل واکنش موشکی ایران اقدام کند و در صورت حمله موشکی ایران به اسرائیل، آمریکا در موقعیتی نیست که بتواند همانند جنگ ۱۲ روزه از رژیم حفاظت کند. به عبارتی بر اساس این گزارش منابع غیررسمی، نتانیاهو با اصل حمله آمریکا به ایران موافق بود و حتی در گفتوگوی تلفنی تلاش کرد ترامپ را به انجام این حمله ترغیب کند اما زمانی که ترامپ به او گفت آمریکا در موقعیتی نیست که وارد تبعات این حمله و درگیری ایران و رژیم اسرائیل شود، نتانیاهو از موضع خود عقبنشینی کرد.
به هر حال، فارغ از محتوای گفتوگوی تلفنی نتانیاهو و ترامپ، ماجرای تهدید اخیر ترامپ برای حمله نظامی به ایران، این واقعیت بسیار مهم را علنی کرد که رژیم صهیونیستی اساسا ظرفیت و توان یک درگیری نظامی مجدد با ایران را ندارد و بدون مشارکت مستقیم آمریکا، برنامهای برای حمله مستقل به ایران ندارد.
آشکار شدن این واقعیت، نقش بسیار مهمی بر وضعیت موازنه قدرت در منطقه غرب آسیا دارد. ترامپ و نتانیاهو پس از توقف جنگ ۱۲ روزه، تلاش کردند روایت مطلوب خود را از نتایج، اثرات و تبعات این جنگ غالب کنند. نتانیاهو با وجود سانسور گسترده اخبار مربوط به خسارات ناشی از حملات موشکی و پهپادی ایران در جنگ ۱۲ روزه، همواره مدعی بود رژیم پیروز این جنگ است. دستگاه عملیات روانی رژیم نیز پس از توقف جنگ، با طرح حمله نظامی مجدد اسرائیل به ایران تلاش کرد به این روایت و ادعای نتانیاهو درباره نتیجه جنگ، اعتبار ببخشد.
پس از توقف جنگ، هفتهای نبود که مقامات یا رسانههای رژیم و همینطور رسانههای آمریکا و اروپا از آمادگی رژیم صهیونیستی برای آغاز یک حمله نظامی مجدد به ایران نگویند و ننویسند اما درست زمانی که احتمال درگیری نظامی مجدد میان ایران و رژیم به بیشترین مقدار و اندازه خود پس از توقف جنگ ۱۲ روزه رسید، برای همه ناظران منطقهای و فرامنطقهای فاش و مسجل شد این تهدیدات، همه عملیات روانی بوده و رژیم اساسا در موقعیت و جایگاهی نیست که بتواند یک بار دیگر وارد جنگ نظامی مستقیم با ایران شود. همانگونه که گفته شد، اگرچه دست و پا زدنهای نتانیاهو پس از تاکید ایران بر اقدام پیشدستانه، هراس این رژیم و ناتوانی آنها از رویارویی نظامی مجدد با ایران را نشان داد اما ماجرای اخیر، یعنی موضوع طرح حمله نظامی آمریکا به ایران، همه پردهها را کنار زد و همه ناظران منطقهای و فرامنطقهای متوجه شدند رژیم صهیونیستی نهتنها آماده حمله نظامی مجدد به ایران نیست بلکه اساسا از وقوع یک درگیری نظامی مستقیم دیگر با ایران بشدت واهمه دارد. یکی از نکات و پیامدهای آشکار شدن این واقعیت، مربوط به واقعیتها و نتایج جنگ ۱۲ روزه است. آشکار شدن ناتوانی رژیم صهیونیستی برای درگیری نظامی مجدد با ایران باعث شد اکنون روایتهای واقعبینانهتری درباره جنگ ۱۲ روزه مطرح شود.
اگرچه رژیم با اعمال یک سانسور گسترده و اعمال مجازاتهای سنگین برای کسانی که اخبار و تصاویر حملات و خسارات ناشی از حملات موشکی و پهپادی ایران را منتشر کنند، تلاش کرد مانع آشکار شدن واقعیتهای این جنگ و رویارویی نظامی با ایران شود اما اتفاقات اخیر و واهمه شدید رژیم از درگیری نظامی مجدد با ایران باعث شده کارشناسان و صاحبنظران منطقهای و فرامنطقهای، درباره تبعات جنگ ۱۲ روزه برای رژیم صهیونیستی، برآوردها و تخمینهای واقعبینانه داشته باشند.
پس از توقف جنگ ۱۲ روزه، با وجود سانسور گسترده توسط رژیم، برخی رسانههای آمریکایی و غربی، جسته و گریخته بخشی از خسارات حملات موشکی ایران به مراکز نظامی و تاسیسات حیاتی رژیم را فاش کردند. روزنامه تلگراف در همین رابطه با استناد به تصاویر ماهوارهای که نشان میداد یکی از مراکز بسیار مهم نظامی رژیم صهیونیستی مورد اصابت ۵ موشک ایران قرار گرفته، به نتانیاهو کنایه زد با سانسور حقایق نمیتواند مدعی پیروزی در جنگ ۱۲ روزه شود.
جان مرشایمر، نظریهپرداز معروف آمریکایی نیز از جمله کسانی بود که ادعای نتانیاهو مبنی بر پیروزی در جنگ را به سخره گرفت. تنها چند ساعت پس از انتشار بیانیه نتانیاهو و ادعای او مبنی بر پیروزی در جنگ با ایران، مرشایمر متنی در پورتال شخصی خود منتشر کرد و این ادعای نتانیاهو را «مزخرف» خواند. در کنار این موارد، بسیاری از رسانههای دنیا به این موضوع اشاره کردند که جنگ ۱۲ روزه به واسطه فریبکاری ترامپ، باعث غافلگیر شدن ایران شد اما ایران توانست به مرور، با مسلط شدن بر اوضاع، ضربات سنگینی به رژیم صهیونیستی وارد کند. اما در میان همه این رسانهها، افشاگری کانال ۱۴ تلویزیون رژیم صهیونیستی شکست رژیم در جنگ ۱۲ روزه را به وضوح نمایان کرد.
این شبکه چندی پس از توقف جنگ ۱۲ روزه، فاش کرد روز چهارم جنگ در جلسهای، میان کارشناسان اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل و نتانیاهو درگیری لفظی رخ داده. کانال ۱۴ رژیم با اشاره به این درگیری کلامی، اعلام کرد افسران اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل با اشاره به عملکرد موشکهای ایران در ۳ روز ابتدایی جنگ، به شکست برآوردهای رژیم از قدرت موشکی ایران اشاره کردند و از نتانیاهو خواستند همان روز چهارم، جنگ را متوقف کند.
در واقع افشاگری کانال ۱۴ رژیم فاش کرد رژیم صهیونیستی این میزان از قدرت و دقت موشکهای ایران را پیشبینی نمیکرد و در واقع، خسارات ناشی از اصابت موشکهای ایران در همان روزهای نخست جنگ باعث شده بود افسران اطلاعاتی و امنیتی رژیم خواستار توقف جنگ شوند تا بیش از این به اسرائیل خسارت وارد نشود.
علی شمخانی البته این شکست محاسباتی رژیم صهیونیستی را رمزگشایی کرد. وی در یک مصاحبه تلویزیونی توضیح داد ایران پس از عملیات «وعده صادق ۱»، موشکهای بالستیک خود را نوسازی و بهروزرسانی کرد. شمخانی سپس توضیح داد پس از عملیات «وعده صادق ۲» نیز دانشمندان و متخصصان موشکی ایران مجددا روی قدرت و دقت این موشکها کار کردند، به گونهای که قدرت و دقت موشکهای ایران در جنگ ۱۲ روزه به مراتب از عملکرد این موشکها در عملیاتهای «وعده صادق ۱ و ۲» بهتر شده بود.
توضیحات شمخانی در واقع نشان داد محاسابات ارتش صهیونیستی درباره قدرت موشکی ایران، بر اساس عملکرد این موشکها در عملیاتهای «وعده صادق ۱ و ۲» بوده است اما زمانی که در جنگ ۱۲ روزه ایران عملیات «وعده صادق ۳» را شروع کرد، رژیم از میزان قدرت و دقت این موشکها شوکه و غافلگیر شد و به همین خاطر افسران اطلاعاتی و امنیتی رژیم همان روز چهارم خواستار توقف جنگ شده بودند.
واقعیات مربوط به توقف جنگ نیز در همین راستا ارزیابی میشود. بر اساس اظهارات فرماندهان ایرانی، عملکرد موشکهای ایران در جنگ ۱۲ روزه به مرور بهتر شده بود، به گونهای که وزیر دفاع ایران تصریح کرد در روزهای دهم تا دوازدهم جنگ، نرخ اصابت موشکهای ایران تا ۹۰ درصد افزایش یافته بود. دست و پا زدنهای نتانیاهو برای توقف جنگ نیز حاکی از همین واقعیت است. چند روز پس از توقف جنگ، منابع رسانهای آمریکا فاش کردند توقف جنگ بر اساس درخواستهای مکرر نتانیاهو به ترامپ برای متقاعد کردن ایران انجام شد. البته از روز چهارم جنگ، یعنی همان روزی که کانال ۱۴ رژیم صهیونیستی به آن اشاره کرد، درخواستهای مقامات آمریکایی از ایران برای توقف جنگ آغاز شد.
به صورت مشخص، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا از روز چهارم جنگ در چند نوبت از ایران خواست با آتشبس موافقت کند که این درخواستها با پاسخ منفی ایران مواجه شد. نهایتا پس از حمله موشکی ایران به پایگاه آمریکایی العدید قطر، ایران توقف جنگ را پذیرفت، البته موضوعی که کمتر به آن اشاره میشود، پیششرطهای ایران برای توقف جنگ بود. ایران پذیرش توقف جنگ را به این مشروط کرده بود که ضربه آخر را بزند. کما اینکه همینگونه نیز شد، البته ترامپ یک امتیاز اقتصادی نیز به ایران داد و آن مجوز افزایش صادرات نفت ایران بود. اگرچه چندی پس از توقف جنگ، ترامپ مدعی شد این مجوز را لغو کرده اما واقعیت این است که از همان روز ۳ تیرماه که جنگ متوقف شد، تاکنون این مجوز ترامپ برای خرید نفت ایران در حال اعمال و اجراست.
به هر حال ماجرای توقف جنگ نیز یکی از موضوعاتی است که میتواند در قضاوت کارشناسان درباره واقعیت جنگ ۱۲ روزه و نتایج و تبعات آن بسیار موثر باشد. همه دنیا به وضوح مشاهده کرد نتانیاهو برای توقف جنگ دست به دامان ترامپ شده بود. قطعا مهمترین دلیل این دست و پا زدن نتانیاهو، قدرت و دقت موشکهای ایران بوده است. عملکرد موشکی ایران در جنگ ۱۲ روزه باعث شد رژیم برخلاف قبل از جنگ ۱۲ روزه، یک برآورد واقعی از قدرت دفاع موشکی ایران به دست آورد. بنابراین قطعا مهمترین دلیل ناتوانی فعلی رژیم برای یک درگیری نظامی مجدد با ایران، همین برآورد واقعی از قدرت موشکهای ایران است.
البته در این بین در ارزیابیها و محاسبات، باید یک نکته بسیار مهم را نیز لحاظ کرد. ایران پس از توقف جنگ ۱۲ روزه، اقدامات مهمی برای بهبود عملکرد و کیفیت توان موشکی خود انجام داده است. تجربه جنگ ۱۲ روزه باعث شد نیروهای نظامی ایران، تاکتیکهای جدیدی برای دفاع از کشور و مقابله با تجاوز و تهاجم آمریکا و رژیم طراحی و پیشبینی کنند. در این مدت، بسیاری از رسانهها و همینطور کارشناسان نظامی غربی، به نوسازی و بهسازی توان موشکی ایران اشاره کردند. کما اینکه گفته میشود ایران اکنون نزدیک به ۲۰ هزار موشک بالستیک آماده شلیک دارد که از این تعداد، حدود ۵ هزار موشک از نوع فتاح و خرمشهر هستند؛ موشکهایی که قدرت ویرانگری بسیار زیادی دارند. ایران در جنگ ۱۲ روزه بر اساس استراتژی جنگ طولانیمدت، نسبت به استفاده از این نوع موشکها دست و دلبازی نکرد اما همان تعداد محدودی که از این موشکها به سرزمین اشغالی اصابت کرد، یک ویرانی گسترده به جا گذاشت. برخی تصاویر منتشرشده از محل اصابت موشکهای ایران در جنگ ۱۲ روزه، به وضوح قدرت ویرانگر این موشکها را نشان میدهد.
اکنون ایران هم ذخایر قابل ملاحظهای از این موشکها در اختیار دارد و هم تصمیم گرفته در صورت وقوع یک درگیری نظامی جدید با آمریکا یا رژیم صهیونیستی، قدرت و دقت این موشکها را برای همه ناظران منطقهای و فرامنطقهای به منصفه ظهور بگذارد. به عبارتی باید به این نکته مهم اشاره کرد که ناتوانی و درماندگی رژیم و اجتناب نتانیاهو از یک درگیری نظامی جدید با ایران، بر اساس برآوردها و محاسباتی است که ارتش صهیونیستی بر اساس عملکرد موشکی ایران در جنگ ۱۲ روزه به دست آورده است. در حالی که اکنون هم کمیت و هم کیفیت موشکهای ایرانی نسبت به جنگ ۱۲ روزه افزایش چشمگیری داشته است.
دستپاچگی نتانیاهو در ماجرای تهدید حمله نظامی آمریکا به ایران، هم واقعیتها درباره موقعیت متزلزل رژیم در برابر توان دفاعی ایران را نشان داد و هم منجر به این شده که کارشناسان و صاحبنظران، برآوردهای واقعبینانهتری درباره جنگ ۱۲ روزه به دست آورند. قطعا این محاسابات جدید باعث میشود قضاوتها درباره پیروز واقعی این جنگ واقعبینانه شود.
به هر حال، یکی از پیامدهای تهدید اخیر ترامپ برای حمله نظامی آمریکا به ایران، شفاف شدن موازنه قدرت میان ایران و رژیم صهیونیستی است.
در این باره چند نکته وجود دارد:
۱- طرح حمله رژیم به ایران از دستور کار دستگاه عملیات روانی رژیم صهیونیستی خارج شده و جای خود را به طرح حمله آمریکا به ایران میدهد.
۲- با توجه به تاکید مقامات ایران بر حق استفاده از گزینه اقدام پیشدستانه یا پیشگیرانه، مقامات و رسانههای رژیم صهیونیستی از بیان اظهارات و ادعاهایی که در ایران به عنوان یک تهدید بالقوه شناسایی شود، خودداری خواهند کرد.
۳- مقامات و رسانههای رژیم موضع اخیر نتانیاهو مبنی بر عدم حمله نظامی مجدد این رژیم به ایران را در دستور کار قرار میدهند. احتمالا مقامات و رسانههای رژیم روی تحولات داخلی ایران تمرکز خواهند کرد.
در کنار موارد پیشگفته، یکی از پیامدهای مهم آشکار شدن واقعیتها درباره ناتوانی رژیم برای درگیری نظامی مجدد با ایران، تاثیر این واقعیت بر افکار عمومی ایران است.
بر اساس نتایج همه نظرسنجیهای انجام شده در جریان جنگ ۱۲ روزه و پس از توقف جنگ، اکثریت قاطع مردم ایران در کنار رضایت از عملکرد موشکی ایران در دفاع از کشور در مقابل تجاوز آمریکا و رژیم، خواستار تقویت و توسعه برنامه موشکی کشور شدند.
اگرچه در سالهای اخیر نتایج نظرسنجیها نشان میداد قاطبه مردم ایران از برنامه دفاع موشکی حمایت میکنند و موشکها را ضامن امنیت کشور خود میدانند اما در جریان جنگ ۱۲ روزه، کاربرد و کارکرد برنامه دفاع موشکی در مقابله با متجاوزان، عقب راندن آنها و همینطور حفظ امنیت کشور واضحتر شد. در این بین، آشکار شدن ضعف رژیم صهیونیستی در یک درگیری نظامی مجدد با ایران، ناتوانی آنها برای مقابله با موشکهای ایران و از آن مهمتر، هراس و دلهره نتانیاهو نسبت به حمله موشکی ایران، جلوه و وجه دیگری از تاثیر برنامه دفاع موشکی روی حفظ امنیت کشور و خنثیسازی تهدیدات را نشان داد.
افکار عمومی ایران به وضوح مشاهده کرد با وجود تاکید چندباره ترامپ مبنی بر حمله نظامی به ایران، در نهایت از این تهدید عقبنشینی کرد. دلیل این عقبنشینی ترامپ، برآورد پنتاگون از میزان خسارات ناشی از پاسخ موشکی ایران به این حمله بود. در واقع در این مقطع، مردم به صورت ملموس متوجه شدند توانایی موشکی تا چه اندازه میتواند مانع حمله آمریکا به ایران شود. این میزان اثرگذاری توان دفاعی موشکی بر خنثیسازی تهدیدات و عقب راندن جنگطلبان، تجربه جدیدی برای مردم ایران بود.
جنگ ۱۲ روزه را دوباره روایت کنیم
محمدصدرا مرادی: اینکه رئیسجمهور آمریکا هفته گذشته واقعا درصدد حمله نظامی به ایران بود یا یک نمایش را روی صحنه برد، هنوز مشخص نیست اما درباره یک چیز تردیدی وجود ندارد: حمله نظامی به ایران برای آمریکا پرریسک شده است. ترامپ متوجه شد در شرایط فعلی، حمله به ایران برای آمریکا دستاوردهای استراتژیک به همراه ندارد اما قطعا تبعات این حمله، باعث تحمیل هزینههای استراتژیک به منافع آمریکا در منطقه میشود. دلایل زیادی برای عدم حمله به ایران برشمرده شده است. در این بین، یکی از مهمترین دلایل، هراس رژیم صهیونیستی از حمله ایران و ناتوانی رژیم در مقابله با این حملات است.
اکنون دیگر کاملا مشخص شده رژیم صهیونیستی با وجود ادعاها و سر و صداهای زیاد از زمان توقف جنگ ۱۲ روزه، مبنی بر حمله نظامی مجدد به ایران، به هیچوجه آماده یک رویارویی نظامی دیگر با ایران نیست. تنها حالتی که رژیم رویارویی نظامی با ایران را ترجیح میدهد، مشارکت مستقیم و گسترده آمریکا در جنگ است. به عبارتی رژیم تنها زمانی نسبت به جنگ با ایران تمایل نشان میدهد که آمریکا یک حمله بزرگ، گسترده و فراگیر به ایران انجام دهد. در این شرایط رژیم نیز میتواند در این جنگ مشارکت کند، البته به شرطی که آمریکا تضمین دهد در برابر حمله ایران، از این رژیم حفاظت کند. با این حال تحولات مربوط به لغو حمله نظامی هفته پیش آمریکا به ایران ثابت کرد و به وضوح نشان داد رژیم در شرایط فعلی به هیچ عنوان نه تمایلی برای رویارویی نظامی با ایران دارد و نه اساسا توانی برای رویارویی. آشکار شدن این واقعیت از این جهت بسیار مهم است که بر محاسبات، برآوردها و تحلیلهای مربوط به موازنه قدرت در غرب آسیا بویژه میان ایران و رژیم اشغالگر اثر مستقیم دارد.
بر اساس اثبات هراس و ناتوانی رژیم از درگیری نظامی مجدد با ایران، باید ارزیابیها، قضاوتها و محاسبات مربوط به جنگ ۱۲ روزه را کنار گذاشت و حالا بر اساس این داده مهم جدید، این محاسبات و ارزیابیها را انجام داد. اکنون کاملا مشخص شده است در واشنگتن و تلآویو این اتفاق نظر وجود دارد که هزینه جنگ گسترده با ایران، بسیار بیشتر از چیزی است که ترامپ و نتانیاهو پیش از بامداد ۲۳ خرداد حساب کرده بودند. اکنون پس از تحولات هفته جاری درباره رویارویی نظامی آمریکا و ایران، بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران معتقدند تبعات و خسارتهای جنگ ۱۲ روزه بسیار بیشتر از آن چیزی بوده که رژیم نشان داده است.
رژیم صهیونیستی با اعمال یک سانسور گسترده و اعمال مجازاتهای سنگین برای کسانی که اخبار و اطلاعاتی درباره خسارات حملات ایران به این رژیم منتشر کنند، عملا مانع آن شد واقعیتهای جنگ ۱۲ روزه برای همه ناظران آشکار شود. اما اکنون که همه ناظران هراس و ناتوانی رژیم در برابر حمله موشکی احتمالی ایران را دیدند، میتوان تا حدودی خسارات حملات موشکی و پهپادی ایران در جنگ ۱۲ روزه برای رژیم صهیونیستی را تخمین زد و برآورد کرد. اکنون هویدا شده رژیم با تجربیاتی که در جنگ ۱۲ روزه از قدرت موشکی ایران به دست آورده، به این نتیجه رسیده که رویارویی نظامی با ایران، منجر به تحمیل خسارتهای غیرقابل تحمل به جامعه صهیونیست میشود. اگرچه تا پیش از این پیامهای نتانیاهو به مقامات ایران از طریق پوتین مبنی بر عدم تمایل رژیم اشغالگر به جنگ مجدد با ایران، به عنوان یک عملیات فریب ارزیابی میشد اما اکنون مشخص شده این پیامهای نتانیاهو در اصل دست و پا زدن او برای جلوگیری از حمله موشکی ایران به سرزمین اشغالی بوده است. این تغییر برآوردها، تغییر محاسبات و تغییر ارزیابیها در جریان تحولات یک هفته اخیر رخ داده است. به همین خاطر است که بسیاری معتقدند باید ارزیابیها و محاسبات مربوط به جنگ ۱۲ روزه، خاصه قدرت دفاعی ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی را دوباره از ابتدا نوشت. اکنون کاملا مشخص شده قدرت دفاع موشکی ایران یک اهرم بازدارنده بسیار موثر است.
اکنون مسجل شده توان موشکی ایران به قدری موثر و واجد بازدارندگی است که مانع حمله آمریکا به ایران میشود. اکنون میتوان ماهیت پیششرطهای ترامپ درباره توافق با ایران، بویژه محدودیت برنامه موشکی ایران را بهتر دریافت. در واقع اکنون همه متوجه شدهاند ترامپ با سادهلوحی تصور میکند میتواند ایران را راضی کند اسلحه موثر و بازدارنده خود را کنار بگذارد. اکنون بسیار بیشتر و بهتر از قبل میتوان متوجه شد اطمینان خاطر فرماندهان نظامی ایران درباره قدرت دفاعی و توان بازدارندگی کشور به خاطر چیست.
اکنون میتوان با قوت قلب فهمید چرا رهبر انقلاب با طیب خاطر از سرنگونی فرعون زمان، ترامپ مجرم جنایتکار میگویند. ما به واسطه غافلگیری در جنگ ۱۲ روزه، دچار یک خطای محاسباتی بسیار بزرگ و خطرناک شدیم. به واسطه غافلگیری در جنگ ۱۲ روزه، برآوردها از قدرت دفاعی ایران به خطا رفت. همینطور این غافلگیری باعث شد محاسبات ما درباره قدرت متجاوزان، بویژه رژیم صهیونیستی به اشتباه بیفتد. با این وجود حقیقتا تودههای مردم بسیار بهتر از کارشناسان و صاحبنظران از میزان قدرت دفاعی ایران مطلع بودند. نتایج همه نظرسنجیهای انجامشده نشان میدهد اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران از عملکرد موشکی ایران در جنگ ۱۲ روزه رضایت کامل داشتند. اکثریت مردم ایران متفقالقول معتقدند «ایران پیروز جنگ ۱۲ روزه بوده است». این تنها نظر مردم ایران نیست. وقتی در موسم اربعین امسال، عراقیها کمپینی زیبا درباره قدرت موشکی ایران به راه انداختند، یعنی مردم عراق نیز بهتر از بسیاری از کارشناسان، نتیجه جنگ را متوجه شدند. نهتنها مردم عراق، بلکه همه آزادیخواهان و وجدانهای بیدار سراسر دنیا، واقعیت جنگ را متوجه شدند.
دلیل تفاوت برآورد مردم و برخی کارشناسان در یک نکته بسیار کلیدی نهفته است. کارشناسان، بر ضربات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران متمرکز شدند ولی مردم، نگاهشان به تصاویر اصابت موشکهای ایران در سرزمین اشغالی بود. این تفاوت نگاه، منجر به تفاوت برآوردها شد ولی اکنون که مشخصشده نتانیاهو برخلاف گزافهگوییهایش در ۷ ماه گذشته، از رویارویی نظامی با ایران هراسان است، نگاه کارشناسان نیز بر نگاه مردم منطبق شده. حالا بسیاری از کارشناسان در برآوردهای خود تجدیدنظر میکنند. حالا برآوردها به واقعیت نزدیکتر میشود. حالا تحلیلها واقعیتر میشود. حالا این موشکها هستند که روایتگر پیروزی میشوند.