دهه شصتی‌ها برای نسل z فیلم می‌سازند

فجر ۱۴۰۴ از نظر میانگین سنی به نسبت سال قبل آن حدود دو سال کاهش داشته است. همین گزاره یعنی فجر به سمت جوان‌تر شدن رفته. این اتفاق را می‌توان مثبت ارزیابی کرد و دلیلش را می‌توان به خاطر حضور جوان‌ها در فجر دانست.

فجر امسال سه کارگردان دهه هفتادی دارد و این نکته مثبتی نسبت به سال گذشته است. از طرفی عمده کارگردانان کار اولی فجر امسال دهه شصتی هستند و حدود ۱۹ کارگردان فجر را در قرق نسل سوخته قرار داده‌اند، کارگردانانی که ۶۱% از کل فجر را به آثار خودشان اختصاص داده‌اند. این آمارها یعنی تنها ۳۰ درصد از سازندگان فجر ۴۴ متولد دهه پنجاه، چهل و سی هستند.

رسول صدرعاملی همچنان و مثل سال گذشته شرط سنی را در اختیار گرفته و سعید جلیلی، محمد برزویی‌پور و محمدجواد حکمی جوان‌ترین کارگردانان امسال هستند. کارگردانانی که هر سه اثرشان را می‌توان به سینمای اجتماعی مربوط دانست. بر این اساس می‌توانیم بگوییم کارگردانان جوان سینمای ایران که عمدتاً از دانشگاه‌های هنر و انجمن سینمای جوان فارغ‌التحصیل شده‌اند، عمدتاً به دنبال زنده کردن جریان سینمای اجتماعی هستند و نسل سینمای اجتماعی در سال‌های آینده در حال به‌روزرسانی است و نام‌های جدیدی به آن اضافه خواهد شد. حالا فجر جوان‌ترین کارگردانش (سعید جلیلی) و صاحب بیشترین سنش (رسول صدرعاملی) را می‌شناسد.

تنفس اجتماعی و رگه‌های سینمای دهه نود

فجر می‌توان به دست آورد، نتیجه‌ای واضح دارد؛ جریان تولیدات محمد کارت و سعید روستایی در فیلم‌ها ادامه پیدا خواهد کرد. کارگردانانی که در دهه نود شمسی کیفیت تولیدات را تا حد زیادی تغییر دادند و سبک ساخته‌های سینمای ایران را عوض کردند.

بنا بر ساخته‌های کوتاه فیلمسازهای جوان و کار اولی فجر تولیدات آن‌ها بی‌شباهت به ساخته‌های سازندگان اوایل دهه نود سینمای ایران نیست. به‌طور مثال سازندگانی همچون محمد برزویی که پیش از این فیلم‌های کوتاه‌شان رنگ و بوی تولیدات سینمای دهه نود را داشته است.

کنار هم قرار دادن این موضوع و تغییرات گیشه و نمایش خانگی این‌طور به نظر می‌رساند که احتمالاً در سال‌های آتی تعداد زیادی از کارگردانان جوان فجر به سمت نمایش خانگی سوق پیدا خواهند کرد. البته فرض دیگری هم مطرح است که حضور این کارگردانان بتواند رونق سینمای اجتماعی در دهه نود را به گیشه ۱۴۰۵ و ۱۴۰۶ بازگرداند.

تغییر دهه چه پیامدی دارد؟

اینکه در فجر امسال حدود ۳۶ درصد از آثار را کارگردانان فیلم اولی ساخته‌اند نشان می‌دهد که جریان سینمای ایران در حال تغییر جدی است. کارگردانان سازنده آثار در حال تغییر هستند و جوانانی که تا پیش از این در انجمن سینمای جوان فیلم می‌ساختند حالا به جریان سینمای داستانی اضافه شده‌اند.

سازندگانی که بخشی از آن‌ها از سینمای مستند به فجر اضافه شده‌اند. شاهد مثال این موضوع مجید رستگار است؛ کارگردانی که تا چند سال قبل مستندهایی چون عابدان کهنز را ساخته بود و در جشنواره سینماحقیقت دیده شده بود، حالا وارد جریان سینمای داستانی شده است و تولید قصه را از مسیر دیگری طی می‌کند.

رستگار، امسال با فیلم «جهان مبهم هاتف» به فجر آمده است. اضافه شدن فیلمسازانی از جریان سینمای مستند به فجر نکته قابل توجهی است که احتمالاً کیفیت آثار را در فجر ۴۴ متفاوت خواهد کرد.

دفاع مقدس تعطیل نیست؛ چه حالا، چه دهه شصت

در میان آثار فجر امسال همچنان آثار دفاع مقدسی دیده می‌شود، هرچند که مدل برخی از تولیدات با باقی آثار دفاع مقدسی مرسوم متفاوت است.

«پل» به کارگردانی محمد عسگری و تهیه‌کنندگی سیدمصطفی احمدی، «جانشین» به کارگردانی مهدی شامحمدی و تهیه‌کنندگی روح‌اله سهرابی و «خجستگانی که در جنگ ملاقات کرده‌ام» به کارگردانی و تهیه‌کنندگی امیرشهاب رضویان دفاع مقدسی‌های فجر امسال هستند و فیلم‌های «نیم شب» به کارگردانی محمدحسین مهدویان و تهیه‌کنندگی حبیب‌اله والی‌نژاد، «قمارباز» به کارگردانی محسن بهاری و به تهیه‌کنندگی سجاد نصراللهی‌نسب، «سقف» به کارگردانی ابراهیم امینی و تهیه‌کنندگی سعید خانی و «کافه سلطان» به کارگردانی مصطفی رزاق‌کریمی و به تهیه‌کنندگی مرتضی رزاق کریمی ساخته‌هایی هستند درباره دفاع مقدس ۱۲ روزه.

از فجر ۱۴۰۴ باید چه انتظاری داشته باشیم؟

جشنواره فجر ۱۴۰۴ را نباید صرفاً یک رویداد سالانه دانست، بلکه داده‌های آماری حکایت از یک «تغییر پارادایم» یا پوست‌اندازی بیولوژیک در بدنه سینمای ایران دارد. کاهش دو ساله میانگین سنی و تصاحب ۶۱ درصد از سهم جشنواره توسط کارگردانان دهه شصتی، تنها یک تغییر عدد نیست؛ بلکه نشان‌دهنده پایان تدریجی دوران کلاسیک سینمای ایران (نسل‌های ۳۰، ۴۰ و ۵۰) و آغاز حکمرانی نسلی است که زیست اجتماعی متفاوتی را تجربه کرده است.

ترکیب «خاستگاه دانشگاهی/انجمن سینمای جوان» با «ورود مستندسازان به سینمای داستانی»، منجر به خلق گونه‌ای جدید از«نئو-رئالیسم» در فجر ۱۴۰۴ خواهد شد. اگر در دهه نود،

سینمای اجتماعی متکی بر درام‌های ملتهب بود، حضور کارگردانانی مانند مجید رستگار (با سابقه مستند) و فیلم‌اولی‌های دهه هفتادی، نوید سینمایی را می‌دهد که در آن مرزهای «قصه» و «سندیت» کمرنگ‌تر می‌شود. به عبارتی، سینمای اجتماعی آینده، نه صرفاً بازتابی از درام، بلکه برآیندی از نگاه پژوهشی و مستندگونه به معضلات خواهد بود. از سوی دیگر، تنوع در آثار دفاع مقدس و تمرکز بر سوژه‌های خاص (مانند دفاع ۱۲ روزه) نشان می‌دهد که حتی سینمای جنگ نیز از این تغییر زاویه دید در امان نمانده و نسل جدید سازندگان، به جای کلی‌گویی، به سمت «میکرو-روایت‌ها» در بستر جنگ رفته‌اند.

درنهایت، فجر ۱۴۰۴ یک دو راهی استراتژیک برای این نسل تازه نفس است؛ یا احیای گیشه سینمای اجتماعی در سال‌های ۱۴۰۵ و ۱۴۰۶ رقم می‌خورد و یا با توجه به ذائقه مخاطب، این استعدادها به عنوان نیروی کار تازه برای پلتفرم‌های نمایش خانگی جذب خواهند شد. آنچه قطعی است، تغییر ژنتیک سینمای ایران از «سینمای اجتماعی کلاسیک» به «واقع‌گرایی صریح» توسط نسلی است که دیگر در حاشیه نیست.

حالا باید به این پرسش پاسخ داد که گیشه در سال‌های آتی قرار است از نتایج فجر ۴۴ چه استفاده‌هایی کند. فیلم‌هایی که مشخص نیست کیفیتشان چگونه باشد، اما شنیده‌ها می‌گویند با جشنواره باکیفیت‌تری نسبت به سال‌های گذشته مواجه خواهیم بود. فیلم‌هایی که برآیند جریان نگاه دهه شصتی‌ها در سینماست و ورود دهه هفتادی‌ها به آن بیشتر و بیشتر می‌شود. جریانی که احتمالاً زاویه دید روایت را به نسبت سینما تغییر جدی خواهد داد و سینمای اجتماعی را دچار تحول خواهد کرد.