جنگ با ایران و مرگ نظام تک‌قطبی

سید عبدالله هاشمی پژوهشگر و استاد حوزه علمیه قم طی یادداشتی نوشت: قدرت در روابط سیاسی دولت‌ها، اساساً یک انگاره ذهنی است؛ یک عملیات روانی طراحی شده برای القای حس اقتدار در طرف مقابل، به‌گونه‌ای که او را قانع کند تا اراده طرف مقابل را بپذیرد و به ناچار تسلیم اراده او شود. هنگامی که تصویری پرنفوذ و غالب از یک دولت در ذهن نظام‌های سیاسی دیگر تثبیت گردد، پدیده اقتدار متولد شده است. این تصویر ممکن است لزوماً مطابق با واقعیت‌های عینی نباشد، اما دولت‌های صاحب قدرت می‌کوشند این تصویر را به عنوان یک ساختار بنیادین در روابط بین‌الملل برای خود ایجاد و حفظ کنند.

اعمال قدرت؛ قمار استراتژیک

اعمال قدرت، حساس‌ترین و پرهزینه‌ترین اقدام از سوی دولت‌هاست و می‌توان آن را قمار دولت‌ها نامید. اعمال قدرت تنها در صورتی تجویز می‌شود که منجر به افزایش سرمایه اقتدار گردد؛ در غیر این صورت، خود این عمل موجب تضعیف پایه‌های حکمرانی می‌شود.

در صورتی که اقتدار مورد نظر در طرف مقابل شکل نگرفته باشد و هدف، وادار کردن او به تسلیم و تولید قدرت جدید باشد، دو راهبرد اصلی وجود دارد؛

الف) اعمال قدرت:

اگر یک نظام سیاسی، دارای اقتدار تثبیت‌شده باشد و اطمینان داشته باشد که می‌تواند انگاره ذهنی طرف مقابل را تغییر دهد، از ابزارهای سخت اقتدار استفاده می‌کند. جنگ در این چارچوب، یکی از ابزارهای اصلی تولید اقتدار تلقی می‌شود؛ به بیان دیگر، جنگ هزینه‌کردن بخشی از اقتدار موجود برای کسب قدرت و مشروعیت بیشتر است.

این اقدام تنها در صورت اطمینان به بازدهی مثبت (افزایش اقتدار) توجیه دارد؛ چرا که در غیر این صورت، اعمال قدرت منجر به بحران اقتدار می‌شود. در این حالت، بازیگران پذیرنده این انگاره دچار تردید شده و شالوده قدرت موجود سست می‌گردد. تجربه آمریکا در ورود به افغانستان و عراق، نمونه‌های بارز استفاده از اعمال قدرت نظامی و رسانه‌ای سنگین بود که توانست این تصویر را در ذهن دولت‌های کوچک تثبیت کند.

ب) نمایش قدرت؛ مدیریت انتظارات

در صورتی که به هر دلیلی امکان «اعمال قدرت» فراهم نباشد، خردمندانه‌ترین رویکرد، توسل به «نمایش قدرت»است. این راهبرد شامل نمایش ابزارهای رعب‌آور و ارسال پیام‌های بحران‌ساز برای ایجاد یا تثبیت انگاره اقتدار در ذهن رقیب است.

دوراهی مرگ؛ گسست در ساختار القایی

در مرحله «نمایش قدرت»، اگر انگاره اقتدار در طرف مقابل شکل نگیرد و نمایش قدرت نتواند تصویر مورد نظر را در ذهن رقیب تثبیت کند، «دوراهی مرگ» نمایان می‌شود. در این نقطه، نظام محاسباتی حاکم بر اعمال قدرت دچار فروپاشی می‌شود و دو انتخاب استراتژیک باقی می‌ماند که هر دو به تضعیف منجر می‌شوند؛

1. انتخاب اول، جنون‌آمیز: هزینه کردن سرمایه اقتدار موجود از طریق توسل به اقدامات قهرآمیز؛ به تعبیر دیگر اعمال قدرت.

2. انتخاب دوم، راهبردی: کوتاه آمدن از نمایش قدرت و فرصت دادن به عامل زمان برای بازتعریف موازنه.

در هر دو حالت، نتیجه نهایی یکسان است؛ سرمایه اقتدار فرو می‌ریزد.

پرونده ایران؛ شکستن حباب ترس

ایالات متحده در تقابل با ایران، نزدیک به پنجاه سال است که از هر شیوه و روش پیچیده‌ای که در اندیشکده‌ها تولید شده، بهره برده است. تمامی ابزارها و مؤلفه‌های قدرت و نمایش قدرت به کار گرفته شده‌اند، اما واشنگتن نتوانسته است انگاره اقتدار خود را در ذهن ملت ایران ترسیم کند. در طول این سال‌ها، ایران به دنیا اثبات کرد که «قدرت آمریکا شکست‌ناپذیر نیست» و این تجربه مستقیم، ذهن‌های شرطی‌شده و تجربه‌گرای انسان مدرن را وادار به پذیرش سخن حکیمانه رهبر خود کردکه فرمود: «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.»

آمریکا در این رویارویی نه تنها در تثبیت اقتدار خود ناکام ماند، بلکه تابلوی اقتدار خویش را در ذهن کشورهای تحت سلطه نیز به آتش کشید و هیمنه جهانی خود را به تاراج گذاشت. نتیجه قطعی این است: چه جنگ بشود، چه نشود، آمریکا ضعیف‌تر خواهد شد. جنگ‌ها ابزاری برای مصرف بی رویه قدرت نیستند؛ آنها ابزار افزایش قدرت‌اند. آمریکا اکنون شبیه کشتی‌گیری است که زیر افتاده و تلاش می‌کند با زور بی‌جا، حفظ ظاهری داشته باشد.

ملت ایران، به جهان ایستادگی در مقابل هژمونی آمریکا را آموخته و در این مسیر موفق بوده است. این الگو به سایر کشورهای تحت سلطه نیز آموخته است که ترس بی‌معنی است؛ زیرا قدرت آمریکا در حباب ترس ملت‌ها ساخته شده بود. هنگامی که این حباب شکسته شود، نظام تک قطبی در دنیا فرو می‌ریزد. ایران به خوبی این حباب را هدف گرفته است.

در نهایت، آمریکا در برابر ایران «بیچاره» خواهد شد. شعار «مرگ بر آمریکا» که در طول این سال‌ها از سوی ایران مطرح شد، اکنون در حال تبدیل شدن به یک شعور جهانی است. حتی درخواست کمک برخی مردم آمریکا از رهبر ایران در حوادث اخیر کشورشان، عمق نفوذ راهبردی ایران در قلب قدرت هژمونیک را آشکار می‌سازد.