بهنام بنطالبلو، کارشناس صهیونیست در اندیشکده نومحافظهکار افدیدی (بنیاد دفاع از دموکراسی) ازجمله عناصر مهم لابی صهیونیست در واشنگتن محسوب میشود؛ طالبلو را میتوان ازجمله کارشناسانی دانست که همراه با ریچارد نفیو، برنامه فشار حداکثری را علیه ایران طراحی و پیشنهاد کردند. او به صورت خاص روی تولید ادبیات تحریمی، موشکی و براندازی علیه جمهوری اسلامی ایران متمرکز است.
بنطالبلو روز گذشته در مصاحبهای با موضوع «بررسی قدرت موشکی ایران و تهدید آن در صورت شکست مذاکرات» با خبرنگار شبکه سیبیاس نیوز، نکات بسیار مهمی را درباره برنامه موشکی ایران ارائه کرد که به وضوح حاکی از وحشت صهیونیستها از قدرت موشکی ایران است. هرچند این مصاحبه او باید ذیل پروژه ایران هراسی در افکار عمومی آمریکا، فهم شود، اما نکاتی که او در باب توانمندی موشکی و ظرفیت راهبردی این بخش از قدرت جمهوری اسلامی ارائه میکند، توضیح میدهد که تا چه حد ضربات ایران در جنگ 12 روزه بر رژیم صهیونیستی، مؤثر بوده است. در ادامه محورهای اصلی این گفتگو را مرور میکنیم.
مسئله تعداد نیست، مسئله روند پویای قدرت موشکی ایران استبنطالبلو در ابتدا مدعی میشود تمرکز بر یک عدد مشخص درباره حجم زرادخانه موشکی ایران، از اساس گمراهکننده است، زیرا این ارقام محصول یک مقطع زمانی خاص هستند؛ درحالیکه فرض ثابت ماندن آنها «خطای تحلیلی» است. از منظر او، جمهوری اسلامی در سالهای اخیر بر اساس برنامه مشخص تولید، تأمین و اشاعه موشکها را گسترش داده و هیچ نشانهای از توقف یا حتی کُندی این روند وجود ندارد.
بنابراین، مسئله اصلی نه یک عدد ایستا، بلکه روند فزاینده و پویای انباشت است؛ روندی که مستلزم نگاه فرآیندی به تهدید موشکی ایران است و هرگونه اتکا به ارقام قدیمی را بهمثابه نادیدهگرفتن واقعیتِ توسعه مستمر این زرادخانه تلقی میکند.تحول در کیفیت و الگوی بهکارگیری موشکها، کاملاً مشهود استاین کارشناس صهیونیست سپس تأکید میکند برنامه موشکی بالستیک ایران، از نظر حجم و گستره، بزرگترین برنامه موشکی در خاورمیانه محسوب میشود، اما اهمیت اصلی آن صرفاً در کمیت خلاصه نمیشود، بلکه در تحول کیفی و الگوی بهکارگیری آن نهفته است.
او توضیح میدهد که ریشهها، سیر تکامل و مسیر آینده این برنامه بررسی و پیشبینی شده بود که جمهوری اسلامی بهسمت افزایش آزمایشهای موشکی، گسترش انتقال موشکها به متحدین و در نهایت استفاده عملیاتی مستقیم از این توانمندی حرکت خواهد کرد؛ پیشبینیای که بهگفته او، طی دو تا سه سال گذشته عملاً محقق شده است. از نگاه طالبلو، این روند نشان میدهد که برنامه موشکی ایران از یک ابزار بازدارندگی بالقوه به یک ابزار فعال و عملیاتی در راهبرد منطقهای جمهوری اسلامی تبدیل شده و همین گذار، سطح تهدید آن را بهطور معناداری افزایش داده است.
امروز اروپا نیز در تیررس موشکهای ایرانی قرار داردبنطالبلو به مقامات آمریکایی هشدار میدهد حذف موضوع موشکهای بالستیک از دستور کار مذاکرات، یک زنگ خطر راهبردی برای آمریکا، اسرائیل و اروپا است. او تأکید میکند که ایران سالها ماهرانه در برابر هرگونه محدودیت مقاومت کرده و ادعای وجود «سقف داوطلبانه ۲۰۰۰ کیلومتری» را عملاً بیاعتبار ساخته است؛ زیرا برنامه فضایی ایران امکان دور زدن این محدودیت را فراهم میکند.
طالبلو یادآور میشود که بعد از ژوئن ۲۰۲۵، کشورهای اروپایی نیز بیشازپیش در برد مستقیم این تهدید قرار گرفتهاند. از نظر او، امتناع ایران از گفتوگو درباره موشکها بهمعنای آن است که یکی از اصلیترین مؤلفههای قدرت تهاجمی جمهوری اسلامی به صورت برنامهریزی شده خارج از هر سازوکار کنترلی باقی مانده است.
دو توانمندی خطرناکی که ایران هنوز به کار نگرفته استبنطالبلو توضیح میدهد که آنچه امروز در منطقه جریان دارد نوعی جنگ منطقهای بالفعل اما کُند و مرحلهای است؛ جنگی که از ۷ اکتبر آغاز شد و سپس در قالب چرخههای متناوب درگیری در چند جبهه گسترش یافت.
با این حال، طالبلو تأکید میکند که این جنگ هنوز به اوج خود نرسیده، زیرا دو قابلیت بسیار خطرناکِ ایران تاکنون «فعال» نشدهاند؛ نخست، سامانههای ضربه دقیق کوتاهبرد که میتوانند بهطور مستقیم تمام پایگاههای آمریکا در منطقه و نیز زیرساختهای حیاتی انرژی در آنسوی خلیج فارس را هدف قرار دهند و دوم، تهدیدات دریایی و اقدامات اخلالگرانه در کشتیرانی شامل رهگیری، توقیف و حملات نامتقارن در خلیج فارس و بهویژه تنگه هرمز.
او با اشاره به اقدامات موفق انصارالله یمن در دریای سرخ و خلیج عدن تأکید میکند که این توانمندیای بود که ایران در اختیار مردم یمن قرار داد و تهران خود نیز از ظرفیت ایجاد بحرانی بهمراتب بزرگتر در شاهراههای انرژی جهان برخوردار است.ساختار چند لایه، متحرک و گسترده موشکی ایرانبهگفته بن طالبلو، درک تهدید موشکی ایران مستلزم نگاه جغرافیایی و لایهبندیشده به برد و تنوع این زرادخانه است، زیرا چالش اصلی برای آمریکا و متحدانش این است که «دقیقاً از چه چیزی باید دفاع کنند».
او توضیح میدهد که ایران دارای چندین زنجیره از پایگاههای موشکی بالستیک است که از آنها امکان شلیک وجود دارد، در کنار مجموعهای گسترده از تأسیسات نظامی دیگر که قابلیت پرتاب پهپادها و موشکهای کروز را دارند؛ نکتهای که با توجه به متحرکبودن جادهای بسیاری از این سامانهها، شناسایی و انهدام پیشدستانه آنها را بهشدت دشوار میکند. طالبلو سپس زرادخانه بالستیک ایران را به سه سطح تقسیم میکند: سامانههای برد نزدیک که میتوانند کشورهای همسایهای چون عراق و کویت را هدف قرار دهند؛ سامانههای کوتاهبرد که دامنه تهدیدشان عراق، سوریه، کویت، احتمالاً اردن و تقریباً تمامی سواحل جنوبی خلیج فارس را در بر میگیرد؛ و در نهایت سامانههای میانبرد که قادرند اهدافی در فاصلهای بهمراتب دورتر، از جمله سرزمینهای اشغالی را مورد اصابت قرار دهند؛ قابلیتی که بهگفته او، ایران نه یکبار و نه دوبار، بلکه سه بار در عمل آن را به نمایش گذاشته است.
برنامه موشکی، مرکز ثقل تصمیمگیری در واشنگتندر جمعبندی نهایی، بن طالبلو تأکید میکند که صرفنظر از اینکه مسیر پیشِرو به توافق با ایران ختم شود یا به جنگ، برنامه موشکی بالستیک ایران عامل تعیینکننده آینده رابطه آمریکا و ایران خواهد بود. از نظر او، این تهدید یا آنقدر برجسته و بازدارنده خواهد شد که واشنگتن را وادار به عقبنشینی، محدودسازی حضور و «چرخش اجباری» در محاسبات راهبردی کند، یا آنقدر غیرقابلتحمل و پرهزینه میشود که آمریکا به اقدام نظامی روی آورد. طالبلو نتیجه میگیرد که موشکهای بالستیک نه یک متغیر فرعی، بلکه محور ثقل تصمیمگیری در همه سناریوهای محتمل، از دیپلماسی تا تقابل هستند و دقیقاً به همین دلیل، این «یک ابزار» بیش از هر عامل دیگری سرنوشت مناسبات واشنگتن–تهران را تعریف خواهد کرد.