«آیا جنگ میشود؟» پرسشی که این روزها تقریباً در همه محافل رسمی و غیررسمی، گعدههای خانوادگی یا محل کار و حتی در رفتوآمدهای درونشهری و برونشهری، مدام مطرح میشود. بهراستی جنگ میشود؟
برای پاسخ به این پرسش، لازم است در ابتدا چند گزاره مرور شود؛ اولاً چرا موضوع جنگ، آنهم بهطور خیلی جدی در این روزها مطرحشده است؟ بهانه آمریکا و رژیم صهیونی برای لشکرکشی و رویآوری به جنگ با ایران چیست؟ قاعدتاً هر جنگی بهانه و علتی میخواهد، آیا ایران به خاک آمریکا و سرزمینهای اشغالی و یا منافع آنها حمله کرده است که آنها نیز متقابلاً گزینه جنگ علیه ایران را پیش کشیدهاند؟
در یک کلام باید گفت مردم ایران با انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ جبهه جدی علیه آمریکا و اسرائیل گشودهاند که تا امروز ادامه دارد؛ یعنی جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل و البته اروپا بیش از ۴۷ سال است که شروع شده و تاکنون ادامه یافته است؛ البته با شدت و ضعف و شیوههای مختلف. به تعبیر دیگر، از زمانی که امام خمینی (ره) نهضت خود را شروع کرد، جنگ علیه آمریکا و اسرائیل و اروپا هم شروع شد. این جنگ طی این سالها لاینقطع ادامه داشته است.
آمریکاییها در این جنگ ۴۷ ساله برای شکست ایران اسلامی هرچه در توان داشتهاند، به کار بستهاند؛ درواقع آمریکاییها و همپیمانانشان جنگی همهجانبه علیه ایران به راه انداختهاند. این جنگ همهجانبه شامل «جنگ نظامی، امنیتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، تبلیغاتی، رسانهای و سایبری» است که در اصطلاح، مجموع آن را «جنگ ترکیبی» مینامند.
در تعریف دیگر جنگ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، تبلیغی، رسانهای و سایبری را «جنگ نرم» و جنگ نظامی، امنیتی را «جنگ سخت» میگویند. در این جنگ، به فراخور شرایط روز جامعه جهانی و بینالمللی، سلسله عملیاتهایی از سوی آمریکا و همپیمانانش علیه جمهوری اسلامی به اجرا درآمده است. جمهوری اسلامی نیز، هم در پدافند و هم در آفند، با عملیاتهای آنان مقابله کرده است.
در این جنگِ ادامهدار چند موضوع باید بهطورجدی موردتوجه قرار گیرد تا هم ضربه کمتری بخوریم و هم زمانی که ضربه میزنیم، ضربه مؤثر زده باشیم:
- تلاش جهت پیبردن به اینکه برنامه دشمن چیست و قرار است چه اقداماتی علیه ما انجام دهد (موضوع پیشبینی اقدامات دشمن).
- در این جنگ همهجانبه، کوتاهآمدن و عقبنشینی بدترین اقدام و مقاومتِ مدبرانه و هوشیارانه بهترین اقدام است
- باید همه ظرفیتهای خودمان را شناسایی و آنها را آماده بهکارگیری کنیم.
- باید برای مقابله با هر اقدام دشمن، طرح قابل اجرا داشته باشیم.
- تمهیداتی باید اندیشه شود تا مورد غفلت قرار نگیریم.
- مذاکره را یک نوع جنگ لحاظ کنیم و هرگز فریب آن را نخوریم.
- استفاده از ظرفیتهای دیپلماسی برای تنویر افکار عمومی مردم منطقه و سران کشورهای همسایه به موازات اقدامات میدانی.
- هوشیاری صد درصدی در این مقطع، نیمی از راه مقابله است.
توانمندیهای دو طرف جنگ چیست؟
توانمندیهای جمهوری اسلامی شامل دو بخش معنوی و مادی است.
«اتکال به خداوند تبارکوتعالی و توسل و تمسک به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام) بهویژه امام حی و حاضر؛ حضرت بقیهالله الاعظم (روحی و ارواح العالمین له الفدا)»، «مردم مؤمن، انقلابی، خداجو، محب اهلبیت (ع)، مجاهد و شهادتطلب، متحد و منسجم» و «رهبری مؤید به تأییدات الهی، شجاع و بصیر» توانمندی معنوی جمهوری اسلامی است.
توانمندی مادی جمهوری اسلامی شامل «نیروهای مسلح باانگیزه و شهادتطلب»، «نیروهای داوطلب بسیجی و مردمی»، «تجربه جنگ هشتساله و جنگ تحمیلی ۱۲ روزه»، «قدرت چشمگیر پهپادی و موشکی»، «توانمندی و قدرت سایبری»، «در اختیار داشتن نقاط سوقالجیشی مؤثر در معادلات جهان انرژی»، «همراهی نیروهای مقاومت در منطقه جغرافیایی غرب آسیا»، «وسعت جغرافیایی کشور و پراکندگی موقعیتها و امکانات»، «برخورداری از حمایت دو کشور قدرتمند چین و روسیه» و «برخورداری از حمایت مردمی در غرب آسیا و کشورهای همسایه» است.
توانمندیهای دشمن هم شامل «نیروهای مسلح مجهز و آموزشدیده»، «قدرت هوایی و موشکی مؤثر»، «قدرت سایبری»، «قدرت دریایی»، «برخورداری از همپیمانی برخی کشورها»، «نفوذ سیاسی در مجامع بینالمللی»، «برخورداری از قدرت رسانهای منطقهای و جهانی» و «برخورداری از اهرمهای فشار سیاسی و اقتصادی» است.
صفآرایی دشمنان در جنگ احتمالی آینده:- آمریکا
- رژیم صهیونی
- انگلیس، فرانسه و آلمان
- کشورهای عربی منطقه
اهداف دشمن
تضعیف نظام با «نابودی زیرساختهای اقتصادی»، «نابودی مراکز هستهای»، «نابودی پایگاههای موشکی»، «نابودی مراکز نظامی، امنیتی، سیاسی و حاکمیتی»، «نابودی صدا و سیما» و «به شهادت رساندن فرماندهان و دولتمردان» از اهداف کوتاهمدت دشمن است.
براندازی نظام با «تلاش برای آزادسازی مناطقی از کشور»، «دامنزدن به اغتشاشات توسط عوامل داخلی» و «تهاجم زمینی از مناطق خاص» هم بخش دیگری از اهداف دشمن را شامل میشود.
بر اساس برآوردها و آن چیزی که آمریکاییها در اصول خود تحت عنوان اصل «هزینه و فایده» به آن قائل هستند، علیالقاعده نباید جنگی رخ دهد؛ چرا که با مقابله به مثل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی هزینه جبرانناپذیری به نیروهای متجاوز آمریکایی صهیونی وارد خواهد شد؛ اما از آنجایی که دشمنان همواره درباره ایران دچار «خطای محاسباتی» شدهاند و بر اساس آن اقدام کردهاند، لذا احتمال رخدادن جنگی جدید دور از انتظار نیست؛ بهویژه اینکه رژیم صهیونی به خاطر نفوذی که در سیاستمداران آمریکایی دارد، بعید نیست که آمریکا را وارد جنگ تمامعیار کند؛ زیرا بعد از عملیات طوفانالاقصی، رژیم صهیونی موجودیت خود را در خطر جدی میبیند و با بحران موجودیت مواجه شده است.
نهایتاً اینکه در صورت وقوع جنگ، پاشنه آشیل آمریکا بنا به اولویت سه مورد اساسی است.
۱- به خطر افتادن امنیت رژیم صهیونی
۲- اختلال در معادلات جهانی انرژی از طریق خلیج فارس و تنگه هرمز
۳- کشتهشدن پُرتعداد سربازان آمریکایی