دست‌های خالی اروپا برای کمک به ترامپ

 آمریکا می‌خواهد برای جنگ با ایران، ائتلاف‌سازی کند. آن‌ها در این مدت چند تلاش داشته‌اند؛ امیدواری ابتدایی واشنگتن، پیوستن دولت‌های عربی حاشیه جنوبی خلیج‌فارس به جنگ بود. خاک این دولت‌ها توسط آمریکا برای حمله به ایران استفاده می‌شد و تهران متقابلاً بر اساس رویه‌های بین‌المللی، این پایگاه‌ها را هدف قرار داد. واشنگتن قصد داشت این اتفاقات را دستمایه ائتلاف‌سازی کند. در این راستا «لیندسی گراهام» سناتور تندرو و جنگ‌طلب آمریکایی که به «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا و «بنیامین نتانیاهو»، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی نزدیک است، به‌صراحت دولت‌های عربی را تهدید کرد که اگر به جنگ نپیوندند، پس از پایان آن دیگر خدمات امنیتی به این کشور‌ها ارائه نخواهد شد. 


حلقه بعدی، تلاش آمریکا برای کشاندن اروپا به جنگ بود. کشور‌هایی مانند انگلیس، فرانسه و آلمان اعلام کردند به جنگ نمی‌پیوندند و اسپانیا فراتر رفته و استفاده از پایگاه‌هایی را که در خاکش واقع شده‌اند برای استفاده جنگی آمریکا ممنوع کرد. تحریک اروپا برای وارد شدن به جنگ، در قالب بهانه‌سازی درباره تهدید متحدان غرب در منطقه و اختلال در تنگه هرمز صورت گرفت. 

آمریکا با تکیه بر مسدود شدن تنگه هرمز قصد داشت در سومین حلقه، دولت‌های جهانی را وارد جنگ کند و در این مسیر از ژاپن، کره‌جنوبی و حتی چین دعوت به حضور کرد. ترامپ و اعضای دولتش، ادعا می‌کردند تنگه هرمز مسئله‌ای جهانی است و گشودن آن تنها برعهده این کشور نیست. آمریکا از این ادعا بالاتر هم رفت و اعلام کرد نیازی به تنگه هرمز ندارد و دیگران باید برای بازکردن آن تلاش کنند. دولت‌های جهانی در برابر این دعوت اعلام کردند ناوی برای اسکورت نفتکش‌ها به منطقه اعزام نمی‌کنند. 

در این میان، آلمان در پاسخ به دعوت آمریکا به نکته مهمی‌اشاره کرد. بوریس پیستوریوس، وزیر دفاع آلمان گفت: «ترامپ از تعداد انگشت‌شماری ناوچه اروپایی انتظار چه کاری را دارد که خود نیروی دریایی قدرتمند ایالات متحده نمی‌تواند؟ این جنگ ما نیست و ما آن را شروع نکردیم.»
اگر وزیر دفاع آلمان به این نکته اشاره نمی‌کرد، در صحت اصل قضیه تفاوتی ایجاد نمی‌شد. اساس قدرت آتش غرب، ارتش آمریکاست و پیوستن دیگران تغییر در این مسئله ایجاد نمی‌کند. 

 سهم آمریکا در قدرت آتش جبهه غرب


بدون آمریکا، قدرت نظامی‌ غرب در مقیاس جهانی و برای اعمال زور در مناطق جهان، قابل توجه نیست. از میان مجموعه تمدنی غرب، اروپا و از این قاره، انگلیس و فرانسه قابلیت حملات دوربرد را در اختیار دارند. برای جنگ در منطقه‌ای دیگر، اروپا ظرفیت بالایی ندارد. در یک بررسی ساده می‌توان گفت تقریباً احتمال بیش از 90 درصد قدرت آتش دشمن، همان چیزی است که در اختیار آمریکا قرار دارد و نمی‌توان ادعا کرد پیوستن اروپا به جبهه دشمن، تغییر بزرگی ایجاد می‌کند.

غرب و متحدانش چگونه در جنگ مشارکت دارند؟ 


غرب، ناتو و متحدانش خارج از جنگ نیستند بلکه هرکدام از کشور‌ها تا حدی در این نبرد مشارکت کرده‌اند. آمریکا و رژیم صهیونیستی به طور کامل در تهاجم و دفاع حضور دارند. کشور‌های عربی حاشیه جنوبی خلیج‌فارس و اروپا، زمین خود را برای تهاجم در اختیار آمریکا قرار داده و در دفاع مشارکت دارند. تمام این دو مجموعه، نه‌تنها در دفاع از آمریکا که در دفاع از رژیم صهیونیستی فعالند. همچنین سرویس‌های اطلاعاتی آن‌ها در اختیار دشمن است. سرویس‌های اطلاعاتی عربی و اروپایی برای ایجاد آشوب و تولید هدف برای دشمن فعالیت می‌کنند. 

چرا در تهاجم مشارکت نمی‌کنند؟ 


آمریکا با قدرت آتش عظیم خود، در برابر ایران به بن‌بست خورده است. این درحالی است که عواملی این قدرت آتش را تقویت کرده‌اند. رژیم صهیونیستی در کنار آمریکا در جنگ حضور دارد و از سویی، حضور دولت‌های عربی و اروپایی در دفاع، باعث ر‌هایی تعدادی از جنگنده‌های این دو برای تهاجم شده است. جنگنده‌ها در رهگیری پهپاد‌ها مشارکت دارند و در شرایطی که جنگنده‌های اروپایی و عربی در رهگیری پهپاد‌ها حضور دارند، آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌توانند از جنگنده‌های خود برای تهاجم بهره گیرند. 

ایران با تضعیف و از کار انداختن پایگاه‌های پیشرو آمریکا در نزدیکی خاک خود، امکان عملیات جنگنده‌های آمریکایی را دشوار کرده است. جنگنده‌های آمریکایی باید از پایگاه‌های دورتر استفاده کنند که این به معنای استهلاک بیشتر، کاهش وزن مهمات قابل حمل و ضرورت سوختگیری در مسیر است. با هدف قرار داد سوخت‌رسان‌ها در آسمان و روی زمین و هدف‌گیری پایگاه‌های دورتر، امکان استفاده از جنگنده‌ها برای حمله به ایران، درحال سخت‌تر شدن است. 

برای جبران، آمریکا ناگزیر به استفاده از بمب‌افکن‌های دوربرد، موشک‌های کروز و راکت‌های توپخانه‌ای، پهپاد‌های انتحاری و تروریست‌ها خواهد شد که باعث کاهش حجم و دقت آتش دشمن می‌شود. هنگامی‌که دولت‌ها، گرفتاری آمریکا را در این وضعیت می‌بینند، می‌دانند حضور آن‌ها که مجموعشان کسر کوچکی از توان واشنگتن است، تنها می‌تواند زیان بالاتری به بار بیاورد.