ویژگی خاص جنگ ایران و آمریکا

روی تخت بیمارستان بود. آن بیرون منافقین عملیات‌های مهندسی‌شان را اجرا می‌کردند و مرزها هم میزبان غرور صدام بودند. اوایل گرمای تیر بود که ایران داغدار صدتا نفر از مردمان خود شد؛ اما جانباز مسجد ابوذر ماموریت مهمی داشت. رادیوی انفجاری زورش به مقدرات نرسید و سال 68 این مسئولیت آغاز شد. جنگ 8 ساله که به پایان رسید، دشمن زخم خورده جای دیگر کمین کرد اما ماهیت این کینه تفاوتی با جنگ نداشت.

 
ارائه تئوری جنگ اراده ها توسط رهبر شهید، صحبت از یک الگوی کلان از تقابل ایده‌ها است که در آن، میدان نبرد نظامی درواقع یک مهره محسوب می‌شود. رویارویی اصلی ابعاد گوناگونی را مجبور به صف آرایی کرده است. اقتصاد به توان تولید و سرمایه خود می‌نازد. موشک‌ها و مهمات سینه سپر کردند. مصرف‌های فرهنگی رقابت می‌کنند. توئیت‌ها واقعیت‌ها را می‌سازند. آنچه امروز میان ایران اسلامی و محور مقاومت از یک سو و استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا از سوی دیگر در جریان است، یک جنگ تمام‌عیار اراده‌هاست که در آن پیروزی برای جبهه‌ای است که بتواند اراده خود را بر دیگری تحمیل کند. طرحی که لیبرال دموکراسی را پایان تاریخ می‌داند دربرابر نهضتی که سال 57گفت نه شرقی نه غربی.
 
هر طرفی که در این نبرد نفس‌گیر، اراده‌اش زودتر دچار ضعف، سستی و فرسایش شود، بدون تردید شکست را در همان عرصه خواهد چشید. این را هم باید اضافه کرد که اگر چه در نگاه اول ممکن است چنین جنگی صرفا به قدرت روانی و استقامت جمعی وابسته به نظر برسد؛ اما آنچه در نگاه مکتبی امام شهید آیت الله خامنه‌ای رنگ و بوی دیگری به این معادله می‌بخشد، عنصر «توکل به خدا» است که به عنوان موتور محرکه و تضمین‌کننده استمرار این اراده بازیگری می‌کند.
 
 
توکل در این منظومه فکری به چه معناست؟ وجه تمایز عمل منفعلانه با کنش فعال در اینجا مشخص می‌شود. واگذاری نتیجه‌ی وظیفه‌ای‌ که با تمام توان صورت گرفته به خدا، معنای حقیقی توکل است. این همان نقطه‌ای است که «اراده مؤمنانه» از «اراده استکباری» سوا می‌شود. در جهان‌بینی الهی، کسی که دل به خدا بسته است و کارش را با توکل به او پیش ببرد، اگر قدرت‌ها به دنبال خلع سلاح او هم باشد، به جنگ اسرائیل می‌رود. اگر نیم قرن تحریم اقتصادی باشد، تسلیم غارتگری استعمار نمی‌شود. اگر تهدید بالای سرش باشد، آن را در دریا غرق می‌کند. اگر یک دنیا فراموشش کرده باشند خدا او را زنده می‌کند.
 

دو مولفه‌ی جنگ اراده ها

اگر بخواهیم دقیق‌تر به تئوری جنگ اراده‌ها بنگریم، باید بگوییم که این نظریه بر چند محور اساسی استوار است:نخستین و مهم‌ترین محور، باور به این حقیقت است که جنگ‌های امروز دیگر شکل و شمایل گذشته را ندارند. روزگاری که سرنوشت جنگ‌ها با شمشیرکشی و نیزه‌زنی و حتی با تعداد تانک‌ها و هواپیماها تعیین می‌شد، به سر آمده است و امروزه اراده‌ها و عزم‌ها هستند که با یکدیگر در نبردند؛ از این رو کسی می‌تواند در میدان پیچیده امروز به پیروزی برسد که از استحکام اراده و استقامت بیشتری برخوردار باشد. این یعنی پیروزی نهایی از آن کسی است که بتواند ظرفیت‌های خود را بهتر بشناسد و از آن‌ها برای تقویت اراده جمعی خود بهره بگیرد. فرهنگ غنی، مردم ریشه‌دار در تاریخ، نیروی انسانی متعهد و متخصص، موقعیت ژئواستراتژیک و شبکه‌ی نهادهای اجتماعی، همه ظرفیت‌های جامعه مقاوم ایرانی را نشان می‌دهد.
 
دومین محور اساسی در این نظریه، نقش ایمان به خدا است. رهبر شهید انقلاب بارها و بارها تأکید کرده‌اند که اگر دل یک ملت با خدا باشد و به وعده‌های الهی ایمان داشته باشد، هیچ قدرتی توان مقابله با آن را نخواهد داشت. نزدیکترین شاهد این جمله‌ی رهبری، در 22 دی‌ماه 1404 رقم خورد. جایی که دشمن به دنبال یارگیری از داخل ایران برای خود بود اما با راهپیمایی عظیم مردم در حمایت از جمهوری اسلامی ایران مواجه شد.
 
نمونه دیگر این ادعا را می‌توان در راهپیمایی‌ روز قدس امسال هم جست و جو کرد. ملتی که رهبر و فرماندهان و فرزندان خودش شهید شده، صدای جنگنده‌ها قابل شنیدن است؛ ولی همچنان مرگ بر آمریکا می‌گوید چون اراده‌ی زیستن خود را درتقابل با این ارده‌ی استکباری او دریافت کرده. پیشرفته ترین سلاح آمریکایی درحال بمباران است ولی کاری بجز پرتراکم کردن صدای شعارها از دستش برنمی‌آید. این یعنی: آنچه که میتواند تعیین‌کننده باشد، عبارت است از تصمیم و اراده و بصیرت و روشن‌بینی شما مردم عزیز.
 
 

ترامپ شوکه است

تاریخ معاصر منطقه غرب آسیا، پُر است از مصادیق عینی که وجود تئوری جنگ اراده‌ها را به اثبات می‌رسانند. یکی از درخشان‌ترین این مصادیق، بی‌شک جنگ ۳۳ روزه در تابستان سال ۲۰۰۶ میلادی است. جنگی که در آن رژیم صهیونیستی با تمام توان نظامی خود و با پشتیبانی همه‌جانبه آمریکا و کشورهای غربی به لبنان حمله کرد تا به قول فرماندهانش، حزب‌الله را برای همیشه نابود کند و معادله قدرت در منطقه را به نفع خود تغییر دهد. اما آنچه در عمل رخ داد، چیزی کاملاً متفاوت با اتاق‌های فکر تل‌آویو و واشنگتن بود. حزب‌الله لبنان با اتکا به ایمان و پشتیبانی مردمی که ریشه در سال‌ها مقاومت و ایستادگی داشت، ۳۳ روز در برابر ماشین جنگی صهیونیست‌ها ایستاد و درآخر آن‌ها را وادار به عقب‌نشینی از خاک لبنان کرد. این پیروزی آنقدر غیرمنتظره بود که ژنرال‌های صهیونیست در همان روزهای پایانی جنگ، در مصاحبه‌های خود از "شوک فروپاشی اراده" در میان سربازانشان سخن می‌گفتند و اعتراف می‌کردند که در برابر اراده حزب‌الله، کاری از پیش نمی‌برند.
 
شاهد دیگر، مقاومت ملت سربلند یمن در برابر ائتلاف نظامی عربی به سرکردگی عربستان سعودی و با حمایت لجستیکی و تسلیحاتی آمریکا و کشورهای غربی است. انصارالله یمن که در ابتدای کار تنها به سلاح‌های سبک و ساده‌ مجهز بود و هیچ‌کس تصور نمی‌کرد بتواند بیش از چند ماه در برابر ائتلافی با این عظمت دوام بیاورد، امروز پس از سال‌ها جنگ و محاصره و فشار به یکی از بازیگران اصلی تعیین‌کننده معادلات منطقه و زمام‌دار تنگه باب‌المندب تبدیل شده است.
 
سومین مصداق، خود جمهوری اسلامی ایران است. انقلاب اسلامی که با اتکا به قدرت اراده یک ملت، رژیم شاهنشاهی و پشتیبانان غربی آن را به زانو درآورد، در طول چهار دهه گذشته، با وجود همه توطئه‌ها، کارشکنی‌ها، تحریم‌ها، ترورها، جنگ‌ها و فشارهای حداکثری، مستحکم‌تر از دیروز ظاهر شد. رهبر شهید این شرایط را شوکه شدن استکبار جهانی از تسلیم نشدن مردم ایران تعبیر می‌کنند.
 
 
یکی از مهمترین نتایج این رویارویی اراده‌ها تغییر جغرافیای سیاسی است. امروز ما شاهد شکل‌گیری یک جغرافیای مقاومت هستیم که مرزهای آن بر اساس میزان هماهنگی و هم‌افزایی اراده‌ها و ایمان‌ها ترسیم می‌شود. از این روست که امروز می‌بینیم تهران و بیروت و بغداد و صنعا و غزه، با وجود فاصله‌های جغرافیایی و تفاوت‌های قومی و زبانی و ملیتی، در یک جبهه واحد علیه استکبار جهانی و صهیونیسم صف آرایی کردند تا جایی که هیچ تحول مهمی در منطقه غرب آسیا بدون در نظر گرفتن نقش و جایگاه محور مقاومت قابل تحلیل و بررسی نیست.
 

استقامت و ابتکار، دو بال پرواز جبهه مقاومت

دو عنصر اساسی و حیاتی وجود دارد که میوه‌ی وجود اراده و توکل جمعی است و فقدان آن‌ها میتواند پیروزی را زیرسوال ببرد. این دو عنصر عبارتند از "استقامت" و "ابتکار"، استقامت یعنی پای فشردن بر اصول و آرمان‌ها و ادامه دادن راه علیرغم همه سختی‌ها و مشکلات. توکل، افق دید انسان را گسترده‌تر می‌کند و او را از بند محاسبات صرفا مادی می‌رهاند و اینگونه است که در بحرانی‌ترین شرایط، راه‌های جدیدی با "ابتکار" به روی او گشوده می‌شود که دیگران از دیدن آن‌ها عاجزند. نمونه بارز این را می‌توان در موشک‌های نقطه‌زن و پهپادهایی دید که با وجود همه محدودیت‌ها در میدان، دشمن را عاجز کرده است.
 
امروز جهان در آستانه یک تغییر بزرگ قرار دارد که در آن نرم افزارهای جنگ های جهانی دیگر پاسخگوی معادلات نیست. نخست‌وزیر کانادا چند وقت پیش، بعد از حرف‌های ترامپ درباره الحاق کانادا به آمریکا گفته بود حقوق بین‌الملل چیزی بود که ما غربی‌ها بعد از جنگ جهانی دوم به نفع خودمان نوشته بودیم و تا حالا برایمان کار می‌کرد ولی دیگر کاربردی ندارد و نظم قبلی باید عوض شود. در این شرایط اراده‌ها و ایمان‌ها هستند که سرنوشت تحولات را رقم می‌زنند.
 
 
غربی‌ها شوکه شده‌اند از اینکه حزب‌الله لبنان پس از جنگ و ترور فرماندهان بزرگش، نه تنها از هم نپاشیده که امنیت شمال اسرائیل را به کل مخدوش کرده، آن‌ها شوکه شده‌اند از اینکه انصارالله یمن با وجود سال‌ها محاصره و جنگ و قحطی و بیماری، هنوز هم سرزنده است و در مقابل آمریکا و مزدورانش ایستادگی می‌کند. آن‌ها شوکه شده‌اند از اینکه مقاومت اسلامی عراق، پایگاه‌های آمریکایی را بمباران و سوخت‌رسان‌ها را زمین گیر می‌کند. آنچه امروز در جبهه مقاومت می‌گذرد، مکتب فکری و عملی امام شهید است که بر اساس آن، انسان مؤمن می‌تواند با اتکا به خدا و حضور اراده خود، بزرگترین قدرت‌های مادی جهان را به چالش بکشد: "وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزیزٌ"، و همانا خداوند یاری می‌کند کسی را که او را یاری کند، به درستی که خداوند توانا و شکست‌ناپذیر است.