با سقوط یک موشک ایرانی در قلب یک محله پرجمعیت در شهر عراد در جنوب اراضی اشغالی در شنبه گذشته که صهیونیستهای افراطی در آن زندگی میکنند، شکنندگی احساس امنیت در جبهه داخلی اسرائیل دوباره آشکار شده است.
خشم و ناامیدی در جبهه داخلی اسرائیل بعد از موشکباران دیمونا و عراد توسط ایران
حملات موشکی شدید ایران که علاوه بر عراد، دیمونا را نیز هدف قرار داد و منجر به تلفات گسترده و تخریب خانهها شد، شکاف عمیقی را بین ارزیابیهای نظامی و واقعیتهای میدانی رژیم صهیونیستی آشکار کرد. این حملات، بهویژه با توجه به حملات موشکی مداوم و فزاینده ایران، که با ادعاهای رژیم اشغالگر و دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا مبنی بر از بین رفتن قابلیتهای موشکی ایران در تضاد است، سؤالات جدی در مورد توانایی این رژیم در محافظت از شهرکنشینان ایجاد کرد.
در این زمینه، روزنامه عبری یدیعوت آحارونوت از افزایش ناامیدی در درون تشکیلات نظامی رژیم صهیونیستی به دلیل شرطبندیهای قبلی آنها روی یک پیروزی سریع که تواناییهای موشکی ایران را مهار میکند، خبر داد.
مقامات نظامی صهیونیست در گفتگو با این روزنامه، ناامیدی خود را از عدم تحقق این شرطبندیها ابراز و از ارزیابیهای اطلاعاتی انتقاد کردند. این در حالی است که سوالاتی در مورد توانایی ارتش اسرائیل برای جلوگیری از تکرار شکستهایش در رهگیری موشکها، به ویژه پس از حمله ایران به عراد، که با تبدیل شهر به صحنهای از ویرانی و ترس، شوک گستردهای ایجاد کرد، آغاز شده است.
به گزارش الاخبار، طبق روایتهای صهیونیستها، موشکی که در میان ساختمانهای شهرکنشینان فرود آمد، منجر به 182 زخمی و تخریب کل یک محله شد، در حالی که صدها نفر مجبور به فرار به هتلهای منطقه بحر المیت شدند. در این میان باید توجه داشت که این ارقام دقیق نیستند، زیرا اسرائیل سکوت رسانهای شدیدی را در مورد نتایج حملات ایران اعمال میکند و ارتش کنترل شدیدی بر رسانهها دارد.
دیگر پناهگاه هم برای صهیونیستها امن نیست
یکی از شهرکنشینان در شهر عراد، لحظات اولیه حمله را اینگونه روایت کرد: من گوشهای را انتخاب کردم که فکر میکردم امنترین است، قبل از اینکه صدای انفجار مهیبی را بشنوم. خانه لرزید و شیشهها از روی سرم پریدند. فلج شده بودم و نمیتوانستم تکان بخورم، اما متوجه شدم که آسیبی ندیدهام. اما خشم فروکش نکرد... آنها مانع از بازگشت من برای برداشتن وسایلم شدند، در حالی که سیاستمداران برای عکس گرفتن هجوم آورده بودند.
این شهرک نشین صهیونیست با نام آموس، از اینکه به سرنوشت آوارگان دورهای قبلی درگیریها که در بوروکراسی پیچیده گرفتار شده بودند، دچار شود، ابراز نگرانی کرد و از خود پرسید که آیا مقامات این بار از این تجربه درس خواهند گرفت یا خیر.
وی تاکید کرد که وضعیت در پناهگاهها نیز بهتر نبود.
یک شهرک نشین صهیونیست دیگر که در زمان بمباران شهر عراد در پناهگاه بود، این انفجار را بیسابقه توصیف کرد و هشدار داد که از بین رفتن اعتماد به هشدارها میتواند کشنده باشد، زیرا برخی از مردم پس از، از دست دادن ایمان به اثربخشی هشدارهای مکرر، حتی به پناهگاهها نرفتند.
از سوی دیگر، کارشناسان و تحلیلگران صهیونیست، آنچه را که در عراد و دیمونا اتفاق افتاد، نشانهای از شکنندگی سیستم دفاع مدنی دانستند. طبق گزارشهای کانال 12 و کانال 14 رژیم صهیونیستی، ارتش اسرائیل ماهیت سیستم رهگیری را که نتوانست موشکها را رهگیری کند، روشن نکرد و این حادثه را «خطای آماری» توصیف کرد، در حالی که واقعیتها به یک شکست نظامی و فنی قابل توجه اشاره دارند.
امیر بوحبوط، تحلیلگر نظامی صهیونیست، از اختلاف میان آمار ارائه شده توسط ارتش با واقعیت میدانی به شدت انتقاد کرده و گفت: ادعای ارتش درباره میزان موفقیت 92 درصدی در رهگیری موشکها و واقعیت میدانی، تفاوت زیادی دارند؛ ضمن اینکه احساس امنیت با این آمار و درصدها سنجیده نمیشود، بلکه با توانایی شهروندان (شهرک نشینان) برای زنده ماندن در لحظه خطر سنجیده میشود.
هیچ مکان امنی در اسرائیل وجود ندارد
عمیر شپرلینگ، نویسنده طنز صهیونیست هم، به نوبه خود، شوکی را که ساکنان شهر عراد احساس کردند، ابراز کرد و گفت: ماهها در طول جنگ، عراد آرام و ساکت بود... و اکنون به فهرست شهرهای هدف اضافه شده است و احساس این است که ما حفاظت از شهر را از دست دادهایم.
مطبوعات عبری همچنین صحنههایی از فریاد شهرک نشینان بر سر مقامات، از جمله زنی در عراد که در جریان بازدید ایتمار بن گویر، ویر امنیت داخلی رژیم اشغالگر از شهر را بازتاب دادند؛ جایی که این زن صهیونیست به بن گویر گفت: «شما فقط مرگ میکارید! از شهر ما بیرون بروید».
فعالان و کابران رسانههای اجتماعی هم با عصبانیت، سران صهیونیست را به «فریب مردم» و قرار دادن آنها در چرخهای مکرر از خطر متهم کردند و به کاهش اعتماد عمومی به توانایی کابینه در تصمیمگیریهای مؤثر برای محافظت از آنها اشاره کردند.
اما در دیمونا که مورد اصابت موشکهای ایرانی قرار گرفت، چندین ساختمان مسکونی ویر ان شد و دهها شهرکنشین زخمی شدند که تأیید میکند خطر دیگر محدود به مناطق خاص نیست، بلکه اکنون به شهرهایی که نسبتاً امن تلقی میشدند، گسترش یافته است.
یونا یاهاو، شهردار حیفا، این وضعیت را به عنوان «بمب ساعتی» توصیف کرد و خواستار تعطیلی پالایشگاههای نفت برای تضمین امنیت ساکنان شد. تحلیلگران صهیونیست استدلال کردند که این حمله ضعف در ایجاد تعادل بین خواستههای امنیت عمومی و منافع سیاسی را آشکار کرد.
با وجود اظهارات بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اشغالگر در مورد آمادگی برای ادامه عملیات و محافظت از جبهه داخلی، تقریباً هزار نفر از ساکنان آواره این دو شهر، حتی ساعاتی پس از حمله، احساس فروپاشی و از دست دادن اعتماد به نهادهای کابینه را ابراز کردند. رهبران اپوزیسیون، از جمله یائیر لاپید نیز به شدت از کابینه نتانیاهو و تشکیلات آن انتقاد کردند.
در جبهه اقتصادی هم، اسرائیل در این جنگ همچنان هزینههای قابل توجهی را متحمل میشود. برآوردهای رسمی نشان میدهد که هزینه یک روز عملیات علیه ایران بین 1.5 تا 3 میلیارد شِکِل (واحد پول رژیم صهیونیستی) است، به ویژه در سایه مصرف مقادیر عظیمی مهمات و موشکهای رهگیر، در مقایسه با جنگ 12 روزه قبلی با ایران.
به گفته منابع عبری، کابینه اسرائیل تاکنون تقریباً 28 میلیارد شِکِل برای تأمین مالی عملیاتهای خود اختصاص داده است و انتظار میرود 4 میلیارد دیگر نیز به آن اضافه شود. بودجه دفاعی نیز برای ادامه جنگ در سال جاری تقریباً به 33 میلیارد شِکِل بیشتر نیاز دارد. البته خاطرنشان میشود که این ارقام شامل هیچ عملیات زمینی بالقوهای در لبنان نمیشود.