چرا باید امارات را نقره‌داغ کرد؟
همزمان با ابراز مواضع دوگانه از سوی سیاستمداران آمریکایی نظیر دونالد ترامپ که تلاش می‌کند روایتی از "خروج از جنگ" را برای خود فراهم آورد، رژیم صهیونیستی با شدت بیشتری زیرساخت‌های حیاتی ایران را مورد هدف قرار می‌دهد.
 
این هماهنگی زمانی، نشان‌دهنده وجود یک راهبرد جامع و هماهنگ میان واشنگتن و تل‌آویو است که فهم صحیح آن برای ترسیم نقشه راه آینده جمهوری اسلامی ایران ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.
 
1. تحلیل بازی دوگانه آمریکا و رژیم صهیونیستی:تز "دوگانگی" میان آمریکا و رژیم صهیونیستی، روایتی فریبنده اما کاملاً ساده‌انگارانه است. واقعیت راهبردی آن است که رژیم صهیونیستی نه یک بازیگر مستقل در مقابل آمریکا، بلکه پروژه‌ای است که توسط ایالات متحده در منطقه پیاده‌سازی و حمایت می‌شود.
 
آنچه تحت عنوان "اختلاف نظر"  مطرح می‌گردد، بخشی از یک بازی چندلایه برای کاهش فشار افکار عمومی بر آمریکا و در عین حال فراهم کردن فضای عملیاتی حداکثری برای رژیم صهیونیستی است. هدف از این مانور راهبردی، گول زدن تحلیل‌گران سطحی و ایجاد شکاف در محاسبات دفاعی ایران است. در چنین الگویی، آمریکا نقش پشتیبان لجستیکی و پوشش دیپلماتیک را ایفا می‌کند، در حالی که رژیم صهیونیستی نقش بازوی عملیاتی تهاجمی را بر عهده دارد.
 
2. تحلیل وضعیت فعلی: هدف قرار دادن زیرساخت‌های ایرانحمله به زیرساخت‌های ایران در این مقطع زمانی، مصادف با مانورهای دیپلماتیک آمریکایی، نشان می‌دهد که هدف دشمن فراتر از یک پاسخ تاکتیکی صرف است.
 
3. الزامات راهبردی: تمرکز بر حلقه‌های میانی و پشتیبانان منطقه‌اینکته کلیدی که باید مورد تأکید قرار گیرد، آن است که تقابل صرفاً محدود به بازیگر مستقیم (رژیم صهیونیستی) نخواهد بود.
 
دستاورد یک جنگ هوشمندانه، زمانی کامل می‌شود که ساختار حمایت‌کننده از دشمن نیز مورد هدف قرار گیرد. در این میان، امارات متحده عربی و بحرین به عنوان دو متحد اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی، نقشی محوری در سه حوزه ایفا می‌کنند:
1.  تأمین زیرساخت: فراهم‌آوردن پایگاه‌های لجستیکی و اطلاعاتی.
 
2.  پوشش اقتصادی و سیاسی: عادی‌سازی روابط و سرمایه‌گذاری در پروژه‌های امنیتی علیه محور مقاومت.
 
3.  ایجاد اجماع منطقه‌ای: تلاش برای شکل‌دهی به یک بلوک عربی - عبری همسو با سیاست‌های آمریکا.
 
نتیجه‌گیری و توصیه‌های راهبردی:ساده‌انگاری در قبال جدایی آمریکا و رژیم صهیونیستی، خطایی محاسباتی با هزینه‌های سنگین خواهد بود. خروج احتمالی تاکتیکی آمریکا از بخشی از درگیری‌ها (که عمدتاً جنبه تبلیغاتی دارد) نباید منجر به غفلت از ماهیت مستمر تهدید از سوی رژیم صهیونیستی و شبکه منطقه‌ای آن گردد. بر این اساس، جمهوری اسلامی ایران باید در راهبرد دفاعی - تهاجمی خود موارد زیر را مد نظر قرار دهد:- اصلاح محاسبات دشمن: هرگونه اقدام تهاجمی علیه زیرساخت‌های ایران باید با پاسخی متقارن و نامتقارن در سطوح مختلف مواجه شود که هزینه‌های پشتیبانی از رژیم صهیونیستی را برای متحدان منطقه‌ای آن (به ویژه امارات و بحرین) به مراتب بیشتر از منافعشان نماید.- هدف‌گیری زیرساخت‌های متحدان منطقه‌ای: نابودی زیرساخت‌های اقتصادی، امنیتی و انرژی امارات و بحرین به عنوان متحدان اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی، می‌تواند یک دستاورد مهم راهبردی باشد.
 
این اقدام، پیام روشنی برای تمامی بازیگران منطقه خواهد داشت که همسویی با پروژه‌های ضدایرانی، هزینه‌هایی فراتر از ظرفیت تحمل آنان به همراه دارد.- درس عبرت برای آینده: جنگ کنونی فرصتی است تا با بازتعریف دقیق عرصه‌های تهدید، به دشمنان و به ویژه کشورهای منطقه‌ای که به پایگاه امنیتی دشمن تبدیل شده‌اند، فهمانده شود که امنیت آنان نمی‌تواند بر اساس ناامنی ایران تعریف گردد.
 
غفلت از این اصل، صرفاً به بهانه خروج ظاهری آمریکا از جنگ، تهدیدات را برای دوره بعدی ماندگارتر خواهد کرد.