با آغاز مذاکرات در دوره آتشبس موقت دو هفتهای، جهان به ارزیابی حول محور مذاکرات اسلامآباد و نتایج احتمالی آن و بررسی آخرین وضعیت میدانی جنگ ایران در مقابل ارتش تروریستی آمریکا، رژیم صهیونیستی پرداخت.
در سرزمینهای اشغالی که در حال حاضر شکاف گسترده و نارضایتیهای گسترده ای نسبت به جنگ جاری و ناتوانی دولت رژیم صهیوینستی و همچنین اتفاق نظری که در رابطه با شکست در دستیابی به اهداف جنگ وجود دارد، در واکنش به اعلام خبر آتشبس دو هفته ای و آغاز مذاکرات میان ایران، یک شوک گسترده شکل گرفت که اصلی ترین مبنای آن، نادیده گرفتن خواستههای رژیم صهیونیستی از سوی آمریکا در اعلام آتشبس با ایران است، به گونهای که کارشناسان عبری زبان معتقدند که ترامپ حتی با اسرائیل در رابطه با شروط دهگانه ایران هیچ مشورتی نکرده است و از جانب این رژیم، مسائلی مانند آتشبس در لبنان را نیز پذیرفته است، موضوعی که منجر به خشمی گسترده در سرزمینهای اشغالی شده است.
یائیر لاپید، رهبر مخالفان نتانیاهو در این رابطه نوشت:
«در تمام تاریخ ما فاجعهٔ سیاسی به این اندازه رخ نداده بود. اسرائیل حتی پای میز مذاکره هم حضور نداشت، در حالی که تصمیماتی گرفته میشد که مستقیماً به هستهٔ امنیت ملی ما مربوط میشود. نتانیاهو در عرصهٔ سیاسی و عرصهٔ راهبردی شکست خورد و به هیچیک از اهدافی که خودش تعیین کرده بود دست نیافت. سالها زمان لازم است تا خسارات سیاسی و راهبردیای که نتانیاهو با غرور، بیملاحظگی و فقدان برنامهریزی راهبردی برای ما به بار آورده، جبران شود.»
باوجود خشم و مخالفت های گسترده در رژیم صهیونیستی نسبت به این اتفاق، اما این امر باعث نشد که تحلیلگران و کارشناسان صهیونیست به ارزیابی نسبت به نتایج مذاکرات نپردازند و تیتر یک رسانهها و اندیشکدههای صهیونیستی به مسئله مذاکرات اسلام آباد اختصاص یافت.
وب سایت معاریو در این رابطه نوشت:
اسرائیل اذعان دارد که هر دو طرف با جدیت به مذاکرات آمدهاند، اما شکافها آنقدر زیاد است که یکی از طرفین برای جلوگیری از دور بعدی جنگ، ملزم به مصالحه بزرگی خواهد بود. با توجه به آشنایی نهادهای امنیتی و سیاسی اسرائیل با هر دو طرف، احتمال دور دوم جنگ بیشتر از ادامه مذاکرات پس از دو هفتهای است که آمریکا و ایران به عنوان بخشی از روند گفتگو برای آتشبس با آن موافقت کردهاند.
معاریو به موضع آمریکا در رابطه با مذاکرات ایران اشاره کرد و آن را نوعی خرید زمان عنوان کرد:
توافقی که ترامپ سعی در انجام آن با ایران دارد، نوعی خرید زمان است. ایالات متحده ادعا میکند که ایران هرگز به سلاح هستهای دست نخواهد یافت، اما در پشت صحنه واقعیت، معلوم میشود که در مذاکرات فعلی، اصطلاح «برای همیشه» به معنای « تنها ۲۰ سال» است.
در پاسخ، تیم مذاکره کننده ایران اعلام کرده است که تنها حاضر به پذیرش ۵ سال زمان است که به گفته دو مقام ایرانی و آمریکایی، این پیشنهادی مشابه پیشنهادی است که در ماه فوریه در جریان آخرین دور از مذاکرات میان ایران و آمریکا، پیش از آغاز جنگ ارائه شده است.
وب سایت صهیونیستی bizportal به سناریوهای محتمل در رابطه وضعیت بعد از شکست مذاکرات اشاره کرد:
در صورت شکست مذاکرات فعلی میان ایران و آمریکا، چند سناریو برای بعد از آن محتمل است:
سناریوی اقتصادی: جنگ سرد در دریا بدون رویارویی نظامی
تشدید جنگ نیابتی و آسیب غیرمستقیم به ایالات متحده و متحدانش
رویارویی مستقیم دریایی در تنگه هرمز
سناریوی دستیابی به سلاح هستهای از سوی ایران
وب سایت گالوبس در بررسی این موضوع که آیا ترامپ حاضر به بازگشت به جنگ با ایران است، نوشت:
دکتر شای هار زوی (سرهنگ دوم بازنشسته)، مدرس و محقق ارشد در موسسه سیاست و استراتژی در دانشگاه رایشمن، میگوید: «به نظر میرسد ترامپ به دلایل مختلف تلاش میکند از بازگشت به یک جنگ شدید و طولانی مدت اجتناب کند - در درجه اول تأثیرات آن بر اقتصاد آمریکا، همانطور که در افزایش قیمت سوخت به ۴ دلار در هر گالن بیان شده است؛ فشار فزاینده از سوی محافلی در حزب جمهوریخواه که از تأثیرات احتمالی ادامه جنگ بر انتخابات میاندورهای کنگره میترسند؛ این درک که ایران احتمالاً هنوز توانایی آسیب قابل توجهی به زیرساختهای انرژی در کشورهای خلیج فارس را دارد؛ و به ویژه ترس از اینکه حوثیها وارد این کارزار شوند و آزادی دریانوردی در باب المندب را تهدید کنند.»
دکتر هار زوی میگوید: «علاوه بر این، قرار است جام جهانی در ماه ژوئن در ایالات متحده افتتاح شود و جشنهای دویست و پنجاهمین سالگرد استقلال ایالات متحده برای ماه ژوئیه برنامهریزی شده است - دو رویدادی که از نظر ترامپ از اهمیت بالایی برخوردارند و او نمیخواهد در حالی که درگیر جنگی طولانی در خاورمیانه است، در آنها شرکت کند.»
موسسه مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی در رابطه با مشکل اصلی ترامپ در برابر ایران نوشت:
در این برهه از زمان، معضل اصلی ترامپ بر این مسئله متمرکز است که کدام سیاست را اتخاذ کند تا آسیب کمتری به او وارد شود؟ حمله یا عدم حمله مجدد؟
در وهله اول او میخواهد تصویری از رهبری را به تصویر بکشد که از خواسته اساسی در زمینه هستهای دست نکشیده است، حتی زمانی که مسیر دیپلماتیک را امتحان کرده است. از دیدگاه او، انعطاف نشان دادن در این زمینه قطعاً به عنوان ضعف وی تلقی میشود.
دوم، او به یک دستاورد ملموس نیاز دارد که بتواند به سادگی به مردم آمریکا در زمان خروج از این جنگ ارائه شود: باز کردن تنگه هرمز، آسیب رساندن به اهرم فشار ایران و اثبات اینکه فشاری که او اعمال کرده نتیجه داده است.
انتخاب ونس، شخصی که به مسئله جنگ محافظه کارانه نگاه میکند، به عنوان رئیس تیم مذاکره کننده آمریکایی در اسلام آباد، کمکی به ترامپ نخواهد کرد، چرا که در نهایت او نیاز به تصویر پیروزی دارد، نه اینکه بگوید من شخصی را انتخاب کردم که به دنبال توافق بود (جی.دی.ونس) اما ایرانیان بودند که توافق نکردند.
در طرف مقابل نیز هرچه واشنگتن بیشتر برای حرکت از مرحله فشار دیپلماتیک به یک مرحله اقدام نظامی در دریا عجله کند، ارزیابی تهران مبنی بر اینکه ایالات متحده به دنبال توافق نیست، بلکه تسلیم شدن به شرایط آمریکا است، قویتر میشود.
از این رو، منطق ایران هم تحمل فشار و هم مدیریت زمان است: حفظ اهرمهای فشار، به تأخیر انداختن امتیازات در مورد مسئله هستهای، و بررسی اینکه آیا ترامپ تمدید آتشبس و ادامه مذاکرات را به وخامت بیشتر وضعیت جنگ ترجیح میدهد یا خیر.
وب سایت آی ۲۴ رژیم صهیونیستی در رابطه با احتمال شکست مذاکرات ایران و آمریکا نوشت:
اسرائیل در حال آماده شدن برای احتمال بازگشت به جنگ در صورت شکست مذاکرات بین ایران و ایالات متحده است
اسرائیل تحولات مذاکرات بین تهران و واشنگتن را زیر نظر دارد و تخمین میزند که این مذاکرات به توافق جامع منجر نخواهد شد. اکنون، در صورت شکست مذاکرات، مقدمات سناریوی جنگ مجدد در حال انجام است.
یدیعوت آحارانوت در رابطه با اینکه آیا جنگ مجددا از سرگرفته خواهد شد یا نه، نوشت:
آیا ما به جنگ برمیگردیم؟ نه لزوماً. رون بن یشای، مفسر نظامی و امنیتی، دیشب خاطرنشان کرد که به نظر میرسد هر دو طرف علاقه زیادی به حفظ آتشبس شکننده و علاقه بیشتری به مذاکرات دارند - و همین علاقه است که تاکنون کفه ترازو را سنگین کرده و اجازه داده است دور اول مذاکرات برگزار شود.
ونس با تیم آمریکایی اسلامآباد را ترک کرد، اما تهدید به بازگشت به جنگ نکرد، بلکه روشن کرد که پیشنهاد آمریکا فعلاً روی میز است. او اظهار داشت: "ما اینجا آمدیم و با یک پیشنهاد بسیار ساده اینجا را ترک میکنیم - و این آخرین و بهترین پیشنهاد ماست. خواهیم دید که آیا ایرانیها آن را میپذیرند یا خیر."
در ایران نیز تاکنون عمدتاً مقامات ارشد بدون ذکر نام در رسانهها صحبت کردند که لحن آنها نیز یک لحن مبنی بر تهدید است. به عنوان مثال، خبرگزاری فارس، گفت «یک منبع نزدیک به تیم مذاکرهکننده» که ایران در حال حاضر هیچ برنامهای برای برگزاری دور جدید مذاکرات ندارد.