چرا ترامپ ظرف ۲۴ ساعت ده‌ها پیام جنجالی منتشر می‌کند؟

جسیکا دوردو، کارشناس ارشد مسائل بین‌الملل و دانشجوی دکتری روابط بین‌الملل در دانشگاه روابط خارجی چین، مفسر ویژه شبکه‌ی دولتی چین، CGTN، در مقاله‌ای برای وبگاه این شبکه، روند فعالیت‌های جنجالی رییس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، در شبکه‌ی اجتماعی تروث سوشال را مورد بررسی قرار داده و تلاش کرده بسترها و دلالت‌های این فعالیت شتابناک، آشوب‌زده و چالش‌برانگیز را احصاء کند.

ترامپ و دیپلماسی آشوب‌زده؛ چرا رئیس‌جمهور آمریکا ظرف ۲۴ ساعت ده‌ها پیام جنجالی منتشر می‌کند؟

در روزهای اخیر، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، فعالیتی به‌طور غیرعادی گسترده در شبکه‌های اجتماعی داشته و در بازه‌ای کوتاه بیش از ده‌ها پیام منتشر کرده است.

محتوای این پیام‌ها از تصویری دستکاری‌شده دیجیتالی که او را در قالبی مذهبی نشان می‌دهد، تا اظهارات طعنه‌آمیز خطاب به جو بایدن، رئیس‌جمهور پیشین، و همچنین سخنانی درباره تنش‌های ژئوپلیتیکی جاری از جمله تحولات مرتبط با ایران را شامل می‌شود.

قابل توجه است که چندین مورد از این پست‌ها لحنی عمیقاً شخصی و نمادین داشتند و عناصری از خودنمایی، رقابت سیاسی و پیام‌رسانی ضمنی به مخاطبان بین‌المللی را در هم می‌آمیختند.

استفاده از تصاویر اغراق‌آمیز در کنار اظهارنظر درباره مسائل حساس ژئوپلیتیکی، تقابلی بین بیان نمایشی و نشانه‌دهی راهبردی ایجاد کرده است. به ویژه، ارجاعات به ایران به گونه‌ای مطرح شده‌اند که جای تفسیرهای متعددی باقی می‌گذارند و میان جسارت و ابهام در نوسان هستند – امری که احتمالاً برای حفظ انعطاف‌پذیری راهبردی در نظر گرفته شده است.

علاوه بر این، توالی سریع پست‌ها همراه با تنوع موضوعی آن‌ها نشان‌دهنده تلاشی برای تسلط بر فضای اطلاعاتی و شکل‌دهی به پویایی روایت در زمان واقعی است.

در حالی که چنین رفتاری در سطح ممکن است مقطعی یا ناشی از شخصیت به نظر برسد، تحلیل عمیق‌تر سیاسی حاکی از آن است که این الگو بازتاب‌دهنده پویایی ساختاری گسترده‌تری در دولت آمریکا است که با حساسیت شدید به فشارهای داخلی و بین‌المللی مشخص می‌شود.

از منظر نظریه روابط بین‌الملل، به ویژه واقع‌گرایی نئوکلاسیک، رفتار دولت‌ها نه تنها توسط محدودیت‌های سیستمی تعیین می‌شود، بلکه از طریق متغیرهای سیاست داخلی و برداشت‌های رهبری نیز فیلتر می‌شود.

شدت و تنوع این ارتباطات در شبکه‌های اجتماعی را می‌توان جلوه‌ای از فشارهای شناختی و سیاسی درون دولت آمریکا تفسیر کرد.

در دوره‌های گذار سیستمی که با تغییر تدریجی به سوی نظم بین‌المللی چندقطبی مشخص می‌شود، قدرت‌های بزرگ اغلب نشانه‌هایی از بازتنظیم راهبردی از خود نشان می‌دهند. با این حال، این بازتنظیمی همیشه از طریق کانال‌های دیپلماتیک سنتی بیان نمی‌شود؛ بلکه به طور فزاینده‌ای اشکال غیرمتعارف و فوری مانند شبکه‌های اجتماعی به خود می‌گیرد.

فراوانی و لحن این پست‌ها حاکی از دولتی است که در تقاطع پیچیده‌ای از قطبی‌شدگی داخلی و عدم قطعیت جهانی حرکت می‌کند. تلفیق تصاویر نمادین، طنز سیاسی و ارجاعات به بحران‌های بین‌المللی نشان‌دهنده تلاشی برای تثبیت حمایت داخلی و همزمان نشان دادن توجه به امور جهانی است.

با این حال، این ترکیبی بودن همچنین درجه‌ای از ابهام راهبردی را آشکار می‌کند. در اصطلاحات سازه‌انگارانه کلاسیک، ارتباطات سیاسی نقشی محوری در شکل‌دهی به هویت‌ها و برداشت‌ها ایفا می‌کند.

هنگامی که پیام‌رسانی بین جدیت و نمایش در نوسان است، چارچوب‌های تفسیری مخاطبان داخلی و بازیگران بین‌المللی را پیچیده می‌کند و به طور بالقوه عدم قطعیتی درباره نیات سیاست‌گذاری ایجاد می‌نماید.

این عدم قطعیت به ویژه در قلمرو بازارهای مالی جهانی پیامدهای مهمی دارد. بازارها ذاتاً به سیگنال‌های بازیگران سیاسی بزرگ، به ویژه آنهایی که از ایالات متحده سرچشمه می‌گیرند، با توجه به نقش محوری آن در نظام اقتصادی جهانی، حساس هستند.

بی‌واسطگی و غیرقابل پیش‌بینی بودن اظهارات در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند با معرفی عناصر عدم تقارن اطلاعاتی و ابهام تفسیری، نوسانات بازار را تشدید کند.

برای مثال، ارجاعات به نقاط داغ ژئوپلیتیکی مانند ایران، زمانی که از طریق پلتفرم‌های غیررسمی و با انتشار سریع منتقل می‌شوند، می‌توانند باعث نوسانات در بازارهای انرژی، ارزش‌گذاری ارزها و احساسات سرمایه‌گذاران شوند.

ترامپ و دیپلماسی آشوب‌زده؛ چرا رئیس‌جمهور آمریکا ظرف ۲۴ ساعت ده‌ها پیام جنجالی منتشر می‌کند؟

از منظر نهادگرایی لیبرال، ثبات در اقتصاد جهانی ارتباط نزدیکی با قابلیت پیش‌بینی چارچوب‌های سیاست‌گذاری و قابلیت اطمینان کانال‌های ارتباطی دارد.

هنگامی که اظهارات رسمی یا نیمه‌رسمی از طریق کانال‌های غیررسمی و بدون بیان روشن سیاست‌ها ارائه می‌شوند، ممکن است اعتماد بازیگران بازار را که برای تصمیم‌گیری به نشانه‌های ثابت و شفاف متکی هستند، تضعیف کنند.

این لزوماً به معنای اختلال عمدی نیست؛ بلکه بازتاب‌دهنده ماهیت در حال تحول ارتباطات سیاسی در عصری است که پلتفرم‌های دیجیتال به بخشی جدایی‌ناپذیر از حکمرانی تبدیل شده‌اند.

در عین حال، مهم است که این پدیده را در چارچوب دگرگونی گسترده‌تر نظام‌های اطلاعاتی جهانی قرار دهیم. ظهور ارتباطات زمان واقعی فاصله زمانی بین تصمیم‌گیری و انتشار عمومی را فشرده کرده است.

در این زمینه، اتکای دولت ترامپ به شبکه‌های اجتماعی را می‌توان بخشی از روند گسترده‌تر به سوی شخصی‌سازی و بی‌واسطگی پیام‌رسانی سیاسی دانست.

در حالی که این رویکرد ممکن است پاسخگویی و تعامل مستقیم را افزایش دهد، اما خطر تفسیر نادرست و واکنش افراطی، به ویژه در نظام‌های مالی بسیار به هم پیوسته را نیز افزایش می‌دهد.

پیامدهای بلندمدت این الگوهای ارتباطی فراتر از نوسانات کوتاه‌مدت بازار است. آن‌ها به بازتعریف تدریجی هنجارهای حاکم بر گفتمان سیاسی بین‌المللی کمک می‌کنند. در نظامی که ارتباطات راهبردی به طور فزاینده‌ای در ملاء عام و در زمان واقعی رخ می‌دهد، مرزهای بین اظهارات رسمی سیاست‌گذاری و بیانات غیررسمی محو می‌شود.

این محو شدن می‌تواند سازوکارهای سنتی را که دولت‌ها از طریق آن‌ها انتظارات را مدیریت و پاسخ‌ها را هماهنگ می‌کنند، فرسایش داده و در نتیجه لایه‌های جدیدی از پیچیدگی را به حاکمیت اقتصادی جهانی اضافه کند.

علاوه بر این، اثرات نشانه‌دهی چنین رفتاری تنها متوجه ایالات متحده نیست. سایر بازیگران بزرگ، از جمله اقتصادهای نوظهور و قدرت‌های منطقه‌ای، این پویایی‌ها را در حالی که استراتژی‌های خود را تنظیم می‌کنند، از نزدیک مشاهده می‌کنند.

در یک زمینه چندقطبی، جایی که وابستگی متقابل اقتصادی با رقابت راهبردی همزیستی دارد، ثبات و وضوح ارتباطات از سوی اقتصادهای پیشرو برای حفظ ثبات سیستمی حیاتی باقی می‌ماند.

هرگونه برداشت از غیرقابل پیش‌بینی بودن ممکن است استراتژی‌های تنوع‌بخشی، ترتیبات نهادی جایگزین یا تغییر در جریان‌های سرمایه‌گذاری را تشویق کند.

طوفان فعالیت‌های ترامپ در شبکه‌های اجتماعی در تاریخ ۱۲ تا ۱۳ آوریل، نگاهی روشنگرانه به پویایی‌های داخلی دولت آمریکا و ماهیت در حال تحول ارتباطات سیاسی در نظام بین‌الملل ارائه می‌دهد. از طریق لنزهای دیدگاه‌های مختلف روابط بین‌الملل، آشکار می‌شود که چنین رفتاری هم محصول فشارهای داخلی است و هم عاملی که بر ثبات اقتصادی جهانی تأثیر می‌گذارد.

همانطور که پلتفرم‌های دیجیتال به بازتعریف چارچوب‌های تعامل سیاسی ادامه می‌دهند، تأثیر آن‌ها بر پویایی بازار و مسیرهای بلندمدت اقتصادی حوزه‌ای حیاتی برای تحلیل توسط محققان و فعالان این عرصه باقی خواهد ماند.