اسرائیل در جنگ‌های ۹۲۵ روزه اخیر در هیچ جبهه‌ای پیروز نشده است

 در شبکه‌های اجتماعی رژیم صهیونیستی، فراخوان‌های تمسخرآمیزی منتشر شده که پیشنهاد می‌دهند به دلیل تحمیل آتش‌بس از سوی «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا بر اسرائیل در جنگ با ایران و لبنان، مراسم موسوم به «روز استقلال» به جای تاریخ رسمی آن در ۲۲ آوریل، در روز چهارم جولای (روز استقلال آمریکا) برگزار شود.

«یوآو لیمور»، تحلیلگر نظامی روزنامه صهیونیستی یسرائیل هیوم، معتقد است آتش‌بسی که ترامپ در جبهه‌های ایران، لبنان و پیش از آن در غزه بر اسرائیل تحمیل کرد، تل‌آویو را در وضعیتی چالش‌برانگیز قرار داده است؛ وضعیتی که در آن، رژیم اشغالگر در تبدیل دستاوردهای متعدد عملیاتی ارتش به نتایج راهبردی ناکام مانده است.

وی افزود: در واقع، پس از گذشت ۹۲۵ روز از نبردهای آغاز شده در ۷ اکتبر، اسرائیل موفق به یکسره کردن کار در هیچ‌یک از جبهه‌ها نشده است. حماس همچنان پابرجاست و با شتاب برای بازسازی خود تلاش می‌کند؛ حزب‌الله در برابر یک جنگ سخت با وجود تهدیدهای توخالی مبنی بر نابودی‌اش ایستادگی کرد و احتمالاً ایران نیز قوی‌تر از گذشته از این جنگ خارج خواهد شد.

این تحلیلگر صهیونیست همچنین ادعا کرد: علیرغم ضربات شدیدی که اسرائیل به هر سه طرف و همچنین انصارالله در یمن وارد کرد، اما در پایان جنگ مشخص شد که سرنوشت منافع اسرائیل نه در تل‌آویو، بلکه در واشنگتن رقم می‌خورد.

لیمور به یکی از سخنرانی‌های سابق بنیامین نتانیاهو در کنست در دوره‌ای که ریاست اپوزیسیون را به عهده داشت اشاره کرد. وی در این سخنرانی تأکید داشت که آزمون واقعی یک نخست‌وزیر در اسرائیل، توانایی او در گفتن کلمه «نه» به رئیس‌جمهور آمریکا است.

لیمور تصریح کرد: نتانیاهو در آزمون عملی در برابر «دونالد ترامپ»، شکست خورد.

این تحلیلگر صهیونیست تأکید کرد که توئیت روز جمعه رئیس‌جمهور آمریکا که در آن با حروف بزرگ اسرائیل را از حمله به لبنان منع کرده بود، صرفاً یک دستورالعمل عملیاتی نبود، بلکه یک تحقیر علنی و ضربه‌ای سهمگین به اقتدار و قدرت بازدارندگی اسرائیل بود.

او در ادامه آورد: برداشت کلی این است که ترامپ از جنگ‌ها خسته شده و پیش از آنکه دوباره پایش به آن‌ها کشیده شود، به دنبال راه خروجی سریع است. هرچند در مورد ایران میان توئیت‌های خوش‌بینانه او و واقعیتِ موجود (که در آن تنگه هرمز تنها یک روز پس از بازگشایی، دوباره بسته شد) شکاف وجود دارد، اما مقامات آگاه اسرائیلی معتقدند فضای تفاهم میان دو طرف در حال حاضر بزرگتر از فضای اختلافات است.

به گفته لیمور و بر اساس اظهارات مقامات صهیونیست، به نظر می‌رسد اسرائیل درباره موضوع موشکی و نیروهای هم‌پیمان ایران، به ناچار تن به عقب‌نشینی خواهد داد و اکنون تنها باید اطمینان حاصل کند که آمریکا با امتیازات خطرناک در موضوع هسته‌ای ایران چه در زمینه خروج اورانیوم با غنای بالا و چه در مورد توانایی ایرانی‌ها برای بازگشت به غنی‌سازی در آینده نزدیک موافقت نکند.

وی با اشاره به اینکه پیچیدگی اوضاع در لبنان از جبهه‌های دیگر کمتر نیست، مدعی شد که محدودیت‌هایی بر عملیات اسرائیل در جنوب لبنان اعمال شده است، به طوری که اهداف آن صرفاً باید دفاعی و برای امنیت نیروها باشد. این وضع، نسخه‌ای برای تداوم عملیات‌های خصمانه، تلفات در صفوف ارتش و افزایش سرخوردگی ساکنان شمال فلسطین اشغالی است که از شکست حزب‌الله ناامید شده‌اند.

به گفته این تحلیلگر صهیونیست، برخلاف غزه که «پیروزی مطلقِ» وعده داده شده در آن محقق نشد، جبهه شمال فلسطین اشغالی در آستانه فروپاشی است؛ سلب اعتماد در حوزه امنیتی و رهاشدگی مطلق در بخش غیرنظامی، عاملی قطعی برای تسریع مهاجرت از این منطقه است که سرنوشت آن را نهایی خواهد کرد.

لیمور معتقد است که تنها راه خروج اسرائیل از این ورطه، توافق با لبنان است؛ مسیری که مین‌های بسیاری در آن قرار دارد و در رأس آن‌ها، ناتوانی دولت لبنان در پایبندی به تعهداتش است.

او در پایان خاطرنشان کرد که مجموع این شرایط، اسرائیل را در آغاز هفتاد و نهمین سال اعلام موجودیتش در جایگاهی نامناسب قرار داده است: تل‌آویو در ظاهر به‌گونه‌ای رفتار می‌کند که گویا یک قدرت منطقه‌ای یا حتی جهانی است - آن‌طور که نتانیاهو ادعا می‌کرد - اما در واقعیت، خود را به یک موجودیت تحت‌الحمایه آمریکا تبدیل کرده است.

وی افزود: به‌ویژه با نزدیک شدن ترامپ به کارزار انتخاباتی دیگری که بر نیمه دوم و پایانی دوره حضورش در کاخ سفید سایه خواهد انداخت، وضعیتی که در آن قطر و ترکیه در غزه نقش‌آفرینی می‌کنند، حزب‌الله در لبنان مصون مانده، ایران و قطر دارای حاشیه امنیت هستند و اکثریت افکار عمومی جهان و حتی آمریکا با اسرائیل دشمنی می‌ورزند، وضعیتی بسیار دشوار است.