مذاکرات ایران و آمریکا فعلاً به بن بست خورده است
 سرپرست اسبق معاونت بخش عدم اشاعه وزارت خارجه آمریکا گفت: انتظار دارم مذاکرات اسلام‌آباد ادامه یابد، هرچند نتایج آن احتمالاً ناچیز است.

 عباس عراقچی وزیر خارجه ایران در سفر به اسلام آباد و بعد از دیدار با مقام‌های پاکستانی و انتقال مواضع و دیدگاه‌های ایران راجع به مختصات هرگونه تفاهم برای خاتمه کامل جنگ و برقراری صلح، طبق برنامه اعلام شده قبلی، شامگاه شنبه پنج اردیبهشت وارد مسقط شد.

بر اساس برنامه ریزی اعلام شده از سوی وزارت خارجه، وزیر امور خارجه قرار است بعد از پایان سفر به عمان و قبل از سفر به روسیه، مجددا دیداری از پاکستان داشته باشد.

 

گفته می‌شود بخشی از هیئت همراه وزیر خارجه در جریان سفر به اسلام آباد، بعد از رایزنی‌ها در اسلام‌آباد برای مشورت و اخذ دستورالعمل‌های لازم در مورد مباحث مرتبط با خاتمه جنگ به تهران بازگشته و قرار است امروز یکشنبه‌شب در اسلام‌آباد مجددا به عراقچی ملحق شوند.

در خصوص این موضوع خبرنگار تابناک گفتگویی با «مارک فیتزپاتریک» سرپرست اسبق معاونت بخش عدم اشاعه وزارت خارجه آمریکا انجام داده که در ادامه آمده است.

فیتزپاتریک تا چندی قبل مدیریت اجرایی اندیشکده انستیتو بین‌المللی مطالعات استراتژیک (IISS) را برعهده داشت. او از سال ۲۰۰۵ به عضویت اندیشکده انستیتو بین‌المللی مطالعات استراتژیک در آمده بود. پیش از آن، فیتزپاتریک ۲۶ سال به عنوان دیپلمات در وزارت خارجه امریکا خدمت کرده‌بود. در طول این سال‌ها او در دفاتر نمایندگی امریکا در سئول، توکیو، ولینگتون، وین و همچنین به عنوان دستیار موقت وزیر امورخارجه در امور عدم اشاعه، خدمت کرده است. این سوابق دیپلماتیک او را به یکی از کارشناسان مطرح امریکایی در حوزه خلع سلاح هسته‌ای و عدم اشاعه تبدیل کرده است. او کتاب‌های متعددی در زمینه خلع سلاح هسته‌ای و عدم اشاعه منتشر کرده است. کتاب «قدرت‌های هسته‌ای پنهان آسیا: ژاپن، کره جنوبی و تایوان»، «فائق آمدن بر خطرات هسته‌ای پاکستان» و «بحران هسته‌ای ایران: اجتناب از بدترین سناریوها» بین سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۶ توسط او در مورد مسائل خلع سلاح هسته‌ای نوشته‌شده است.

*عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، برای ارائه پاسخ ایران به آمریکا به پاکستان سفر کرد. این سفر در حالی انجام شد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، آتش‌بسی نامحدود را تمدید کرده است. ارزیابی شما از این سفر چیست و آیا می‌تواند راه را برای توافقی هموار کند؟

متأسفانه باید بگویم که من زمینه چندانی برای یک توافق معنادار و پایدار نمی‌بینم. حتی پیش از آنکه رئیس‌جمهور ترامپ تصمیم بگیرد استیو ویتکاف و جرد کوشنر، فرستادگان خود را به اسلام‌آباد نفرستد، چشم‌انداز ضعیف بود. 

به نظر نمی‌رسید هیچ یک از دو طرف آماده انجام مصالحه‌های لازم برای حل مسائل متعدد موجود باشند. حالا که ویتکاف و کوشنر در خانه مانده‌اند، گذشته از اینکه معاون رئیس‌جمهور، جی‌دی ونس، از ابتدا از این دور کنار گذاشته شده بود، دیپلماسی فعلاً به بن‌بست خورده است. اما هر دو طرف می‌دانند که باید به تلاش ادامه دهند.

*به نظر می‌رسد این سفر می‌تواند زمینه‌ساز دیداری بین مقامات ارشد ایران و آمریکا باشد، در صورت حصول توافق اولیه. اگر توافقی حاصل شود، آیا چارچوبی برای دستیابی به یک توافق جامع خواهد بود؟

من هیچ احتمالی برای دستیابی به یک توافق جامع نمی‌بینم. تنها نوع توافقی که ممکن به نظر می‌رسد، توافقی محدود برای گشودن تنگه هرمز در ازای پایان دادن به محاصره آمریکا است. اگر چنین توافقی حاصل شود، فشار اقتصادی بر هر دو طرف کاهش می‌یابد و پایان جنگ می‌تواند در چشم‌انداز قرار گیرد، در حالی که سایر مسائل حل‌نشده باقی می‌مانند.

*عراقچی پس از این سفر به عمان و روسیه نیز سفر خواهد کرد. هدف از سفر به این دو کشور چیست؟

ایران در فضایی دیپلماتیک تنها به سر می‌برد. بیشتر همسایگان عرب خود را از خود رانده است و نمی‌تواند روی روسیه و چین برای حمایتی فراتر از حمایت لفظی حساب کند. بنابراین، وزیر خارجه عراقچی باید هرکاری از دستش برمی‌آید برای بهبود روابط انجام دهد. سفر به عمان و روسیه در این راستا است. اما تردید دارم که سفر‌های او جایگاه ایران را چندان بهبود بخشد.

*برخی منابع اسرائیلی ادعا می‌کنند که اگر توافقی حاصل نشود، آمریکا ممکن است جنگی شدید و کوتاه‌مدت دیگر علیه ایران آغاز کند و آن را یک‌جانبه به پایان برساند. نزدیک شدن ناو هواپیمابر «جورج دبلیو بوش» به منطقه تحت پوشش سنتکام و سایر اقدامات نظامی آمریکا در منطقه، به این گمانه‌زنی دامن زده است. آیا این راهبردی است برای ترامپ تا در جنگ پیروزی اعلام کند؟

رئیس‌جمهور ترامپ امیدوار است که آوردن سومین ناو هواپیمابر به منطقه، فشار بیشتری بر ایران وارد کند. به نظر من این دلیل اصلی این استقرار است. یک کارزار بمباران کوتاه و شدید دیگر نیز ممکن است، هرچند افکار عمومی آمریکا می‌خواهد جنگ بدون مرگ و ویرانی بیشتر پایان یابد. 

در هر صورت، ترامپ از قبل پیروزی نظامی را اعلام کرده است، هرچند این ادعایی نادرست است تا زمانی که ایران تنگه هرمز را کنترل می‌کند. او به راهبردی نیاز دارد که تنگه را بگشاید، که این تنها از طریق دیپلماسی قابل دستیابی است.

*آمریکا به اهداف اعلام‌شده پیش از جنگ خود، مانند نابودی برنامه موشکی ایران، نابودی برنامه هسته‌ای ایران و «تغییر رژیم» دست نیافته است. به این معنا که مشخص شده این اهداف برای آمریکا از طریق کارزار نظامی دست‌یافتنی نیستند. این موضوع تا چه اندازه ترامپ را متقاعد می‌کند که از حمله دیگری خودداری کرده و دیپلماسی را جدی‌تر بنگرد؟

رئیس‌جمهور ترامپ ممکن است با مبنای سؤال شما موافق نباشد. مشاوران او می‌توانند استدلال کنند که توانمندی‌های موشکی ایران به طور قابل توجهی کاهش یافته، هرچند از بین نرفته است، ایران امروز هیچ توانایی برای غنی‌سازی اورانیوم ندارد و رهبری آن تغییر کرده است. 

بنابراین، او لزوماً این نتیجه را نمی‌گیرد که اقدام نظامی نمی‌تواند به اهدافش برسد. از سوی دیگر، او می‌خواهد دیپلماسی را امتحان کند؛ فقط نمی‌داند چگونه دیپلماسی را کارآمد کند؛ بنابراین انتظار دارم مذاکرات اسلام‌آباد ادامه یابد، هرچند نتایج آن احتمالاً ناچیز است.