۳ سناریوی احتمالی در جنگ ایران و آمریکا

ریچارد هاس، رئیس پیشین شورای روابط خارجی آمریکا(CFR) در تحلیلی به بررسی وضعیت فعلی میدان، روند مذاکره و سناریوهای پیش رو میان ایران و آمریکا پرداخت.

هاس در ابتدا تأکید می‌کند که ترامپ تصور داشت ایران، «ونزوئلای دوم» خواهد شد؛ اما تهران بسیار مقاوم‌تر و توانمندتر از این تصور بود و تمام فرضیات و محاسبات دولت ترامپ، اشتباه از آب درآمد.

او معتقد است که در مرحله فعلی، دولت ترامپ ۳ سناریو پیش روی خود دارد: تشدید تنش، انحراف، مذاکره.

رئیس پیشین شورای روابط خارجی آمریکا توضیح می‌دهد که در «سناریوی تشدید تنش»، مشکل اصلی این است که نه ایران تسلیم می‌شود، نه رژیم تغییر می‌کند و نه تنگه هرمز باز می‌شود. در عوض، منابع تسلیحاتی آمریکا بیش از این هدر می‌رود.

حتی اگر آمریکا به زیرساخت‌های انرژی ایران حمله کند، اقدامات تلافی‌جویانه ایران و حمله به زیرساخت‌های منطقه، بحرانی فاجعه‌بار ایجاد خواهد کرد.

در «سناریوی انحراف»، وضعیت به حالت فعلی باقی می‌ماند و جنگ، به نبردی ژئوپلیتیکی تبدیل می‌شود. باید توجه داشت که در این سناریو، ایران همچنان تنگه هرمز را بسته نگه می‌دارد. ادامه محاصره دریایی، فشارهایی به اقتصاد ایران وارد می‌کند؛ اما از طرفی دیگر، هزینه فزاینده‌ای هم برای اقتصاد جهانی خواهد داشت.

نکته دیگرِ وضعیت فعلی، آن است که در حال حاضر هیچ بازرسی‌ای از برنامه هسته‌ای ایران انجام نمی‌شود و این ابهام، شرایط را برای آمریکا و اسرائیل، به‌مراتب بدتر از وضعیت قبل از جنگ کرده است.
«سناریوی مذاکره» این است که واشنگتن برای رسیدن به یک توافق، تلاش و پافشاری کند. اما این اقدام، موضع ضعف از آمریکا نشان داده و باعث می‌شود تهران بر خواسته‌های خود پافشاری کند. به‌هرحال، این گزینه کم‌خطرترین راه برای آمریکا هست.

آمریکا ابزاری در تنگه هرمز ندارد

ریچارد هاس اشاره می‌کند که آمریکا باید در ازای آزادی تنگه هرمز، مدیریت ایران بر این نقطه حیاتی را بپذیرد. این مدیریت شامل اعمال عوارض می‌شود.

هاس معتقد است که این حالت اگرچه بد، اما واقع‌بینانه است. زیرا آمریکا در میدان عمل، تعیین‌کننده این موضوع نیست و اهرم فشاری ندارد که بتواند وضعیت تنگه را، به قبل از جنگ برگرداند.