روبیو در حال پاک کردن اثر انگشت در جنگ با ایران

  در شرایطی که جنگ علیه ایران بیش از هز چیز توجهات را به سوی سیاست خارجی کاخ سفید متمرکز کرده باشد، به نظر می‌رسد این موضوع باعث دگردیسی توازن قوا در حزب جمهوری‌خواه نیز شود. 

 

جدال بر سر وارث جنبش ماگا

به گزارش اکوایران به نقل از آتلانتیک، طبق گزارش‌ها، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، دوست دارد از دستیارانش بپرسد که جانشین او چه کسی باید باشد: جی. دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور و یا مارکو روبیو، وزیر امورخارجه و مشاور امنیت ملی کاخ سفید. با این حال، اگر ترامپ از رأی‌دهندگان همین سؤال را می‌پرسید، شاید با پاسخی کاملاً واضح روبرو می‌شد. 

به نظر می‌رسد اکنون هواداران ترامپ احترام عجیب و جدیدی برای روبیو قائل هستند. اگرچه ونس ممکن است وارث طبیعی‌تری برای جنبش ماگا (دوباره آمریکا را سرافراز سازیم) به نظر برسد، بسیاری از رأی‌دهندگان ترامپ، روبیو را به عنوان یک نیروی تثبیت‌کننده می‌بینند که بسیار بهتر از بسیاری از همتایان خود در دولت، از جمله معاون رئیس‌جمهور، عمل می‌کند. 

به گفته کن، یکی از رأی‌دهندگان به بایدن در سال ۲۰۲۰ و به ترامپ در سال ۲۰۲۴ از جورجیا: «به نظر من مارکو روبیو یک مرد شگفت‌انگیز است». او گفت: «اگر کسی باقی مانده باشد که بتوانیم او را در تلویزیون یا C-SPAN ببینیم که واقعاً واقعی باشد، او مارکو روبیو است». کن، روبیو را «مرد خانواده و همچنان یک سیاستمدار مستقل» نامید و گفت: «او همچنین طرفدار اولویت دادن به آمریکا است، که من با او موافقم».

بوریس، یهودی جمهوری‌خواه از تگزاس، روبیو را «از نظر من یک دولتمرد واقعی» نامید. استیو از فلوریدا گفت: «مارکو روبیو، سناتور سابق من، به عنوان وزیر امور خارجه عالی عمل می‌کند. او رئیس‌جمهور بزرگی نیز خواهد بود». و آندره‌آ از جورجیا گفت: «مارکو روبیو، از منظر سیاست بین‌الملل، واقعاً همه چیز را خراب کرده است». 

نماد موج جدید محافظه‌کاری معتدل یا بزرگسال حاضر در اتاق؟ 

اساسا این چیزی نیست که از رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه انتظار داشته باشیم - کسانی که تمایل دارند از سیاستمداران دوران قبل از ترامپ متنفر باشند. روبیو نیروی محرکه جمهوری‌خواهان در پشت آخرین تلاش جدی برای اصلاحات جامع قوانین مهاجرت در سال ۲۰۱۳ بود. او به عنوان نماد موج جدید محافظه‌کاری معتدل و خوش‌بین که قرار بود پس از شکست میت رامنی در سال ۲۰۱۲، وارث حزب شود، ایستاد. او مدافع سرسخت ناتو و نقش آمریکا به عنوان نیرویی برای ثبات جهانی بود. شعار انتخاباتی او در سال ۲۰۱۶ «قرن جدید آمریکایی» بود. 

همه اینها برای پایگاه جمهوری‌خواهان امروز زننده است و هر کسی که دهه گذشته سیاست آمریکا را مشاهده کرده باشد، ممکن است فرض کرده باشد که آرزوهای سیاسی آینده روبیو، در حال حاضر در حال تحقق است. ونس، که چند سال گذشته را صرف بازسازی خود به عنوان یک ملی‌گرای انزواطلب و «اول آمریکا» کرده است، به نظر می‌رسد با روند فعلی حزب جمهوری‌خواه هماهنگ‌تر است. اما این چیزی نیست که در میان بدنه جمهوری‌خواهان مشاهده شود. اولین طرز فکر در میان طرفداران روبیو چیزی شبیه به این است: چون او مشاغل بسیار متنوعی دارد، باید شایسته باشد.

 روبیو در حال حاضر به عنوان وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی فعالیت می‌کند و تا همین اواخر به عنوان مدیر موقت USAID و بایگانی موقت ایالات متحده خدمت می‌کرد. رأی‌دهندگان میم‌هایی را می‌بینند که روبیو را به خاطر داشتن چنین تعداد خنده‌داری از عناوین مهم سرزنش می‌کنند و فکر می‌کنند که او حتماً کار درستی انجام می‌دهد. 

دگرگونی مارکو روبیو، بازتابی است از تحولی که در دیدگاه آمریکا نسبت به جایگاه جهانی‌اش در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ رخ داده است. کشوری که زمانی ستون نظم بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم بود، حالا به سمت انزواطلبی «اول آمریکا» (America First) رفته است، رویکردی که با تحقیر نهادهای چندجانبه، بی‌اعتمادی به متحدان سنتی و نگاه کاملاً معامله‌محور به سیاست خارجی تعریف می‌شود. 

یکی دیگر از دلایلی که به نظر می‌رسد رأی‌دهندگان روبیو را دوست دارند این است که او را به عنوان «بزرگسال حاضر در اتاق» می‌بینند. این قابل درک است. وقتی امثال پیت هگست، کش پاتل و رابرت اف کندی جونیور شما را احاطه کرده‌اند، باهوش و هوشیار به نظر رسیدن نسبتاً آسان است. حتی خود ترامپ - با سخنرانی‌های نامفهوم و یاوه‌گویی‌های نامنسجمش - باعث می‌شود که زیردستان او در مقایسه با او معتبرتر به نظر برسند. همه اینها به نفع روبیو است. 

در مقابل، ونس روز به روز بیشتر مورد انتقاد رأی‌دهندگانی قرار می‌گیرد که او را انتخاب کرده‌اند. آن‌ها متوجه شده‌اند که معاون رئیس‌جمهور ماه بدی را پشت سر گذاشته است: مشاجره با پاپ، مورد تمسخر قرار گرفتن در رویداد Turning Point USA، و حضور در میتینگ انتخاباتی ویکتور اوربان تنها چند روز قبل از شکست تاریخی‌اش. 

و سپس پای جنگ با ایران در میان است. ونس در جریان مبارزات انتخاباتی، خود را به عنوان کاهن اعظم انزواطلبی «اول آمریکا» معرفی کرد. اما اکنون در مخمصه قرار دارد تا از انتقاد از این جنگ خودداری کند، و حتی ترامپ او را برای رهبری مذاکرات صلح منصوب کرد، که در کم‌تر از یک روز کامل شکست خورد، و هم‌زمان ترامپ در یک مبارزه UFC با همراهی روبیو شرکت کرد. 

دردسرهای یک ستاره رو به افول

به نظر می‌رسد ستاره ونس در حال افول است و بی‌اعتباری او نزد رأی‌دهندگان امروزی به مثابه بوسه مرگ برای او است. به نظر می‌رسد چشم‌انداز آینده ونس در حال تاریک شدن است زیرا آمریکایی‌ها تغییر شکل او را در زمان واقعی تماشا می‌کنند. 

آدام که دو بار به ترامپ از کالیفرنیا رای داده، معتقدست که ونس، در دوران نوشتن کتاب هیلبیلی الگی، «چهره جالبی به نظر می‌رسید. اما اوضاع بد شده و به نوعی روح خود را فروخته و برای جلب رضایت و حفظ موقعیت خود، موضع تفرقه‌انگیز و تحقیرآمیزی را که رئیسش اتخاذ می‌کند، در پیش گرفته است. بنابراین متأسفانه، او بخشی از وجود خود را آشکار کرد که دیگر از آن نمی‌توان برگشت». کن هم در مورد نامزد مورد نظرش برای سال ۲۰۲۸ گفت: «اگر قرار بود به جز روبیو، گزینه دیگری به من پیشنهاد دهید، ونس را می‌گفتم. اما اکنون اعتمادم را به او از دست داده‌ام». 

روبیو نیز اصول خود را زیر پا گذاشته و چهره‌اش را در حد یک دستیار ترامپ بازسازی کرده است. اما در حالی که ونس در حال افول است، روبیو خود را به عنوان مجری بی‌رحم اراده ترامپ معرفی می‌کند - به ویژه از طریق دخالت او در دستگیری نیکولاس مادورو در ونزوئلا. همچنین بسیاری از رأی‌دهندگان جوان دوران قبل روبیو به یاد نمی‌آورند. آن‌ها فقط روبیوی امروز را می‌بینند و او را به عنوان یک متحد وفادار و بی‌پروای ترامپ می‌بینند. 

سم از مینه سوتا، یکی از رأی‌دهندگان نسل Z ترامپ در سال ۲۰۲۴، این احساس مشترک را این چنین بیان می‌کند: «من ونس را زیاد دوست ندارم. فکر می‌کنم او در مورد مسائل تغییر موضع داده است. اگر به آنچه او در سال‌های ۲۰۱۸.۲۰۱۹ یا ۲۰۲۰ بود نگاه کنید و به آنچه اکنون می‌گوید نگاه کنید، بسیار بسیار متفاوت است». سم از روبیو به عنوان نامزود محبوب خود در ۲۰۲۸ نام می‌برد. 

هم‌گناه ترامپ و بزرگ‌ترین کلاهبرداری تاریخ سیاسی آمریکا

با این حال، این دیدگاه منعکس‌کننده دیدگاه‌های افرادی در ائتلاف ترامپ است که اکثراً هنوز با او همراه هستند. جمعیت سرسخت «اول آمریکا» - پیروان تاکر کارلسون، کندیس اوونز و نیک فوئنتس - کاملاً در جایگاه متفاوتی هستند. آن‌ها به خاطر جنگ ایران و پیامدهای اقتصادی آن آشکارا علیه ترامپ شورش می‌کنند و روبیو را در این گناهان شریک می‌دانند. 

با این حال، خیلی زود است که بگوییم آیا روبیو وارث بلافصل جمهوری‌خواهان خواهد بود یا خیر. با این همه، ممکن است او نامزدی باشد که بیش‌ترین بهره را از دولت دوم ترامپ به نفع خود برده است. او چندین پست سطح بالای خود را مدیریت کرده و خود را به عنوان یک گزینه شایسته برای وفاداران حزب معرفی کرده که اگر کاملاً صادق و درستکار نباشد، اما کم‌تر از ونس ناامیدکننده به نظر می‌رسد. و به نظر می‌رسد که او حداقل فعلاً از اعتماد ترامپ برخوردار است. 

ممکن است تصور شود که در سال ۲۰۲۸، حزب جمهوری‌خواه ممکن است نیاز به یک تنظیم مجدد داشته باشد - که شاید صعود روبیو، حزب را به هنجارهای پیش از ترامپ بازگرداند. اما جمهوری‌خواهان به آن روبیو بازنمی‌گردند؛ این روبیو است که برای خوشایند حزب تغییر کرده است. تمام چیزی که روبیو برای رسیدن به موقعیتی که الان در آن است لازم داشت، زیر پا گذاشتن اصولش، خیانت به نقش رهبری آمریکا در جهان و اجرای خواسته‌های اقتدارگرایانه رئیسش بود.

طبق گزارش‌ها، او حتی برای جلب رضایت ترامپ، کفش‌های سایز بزرگ پوشید. در سال ۲۰۱۶، روبیو ترامپ را یک «شیاد» و «مرد قدرتمند جهان سومی» نامید که «بزرگترین کلاهبرداری تاریخ سیاسی آمریکا» را اداره می‌کند. حق با او بود. او همچنین گفت که ترامپ «هرگز کنترل این حزب را به دست نخواهد گرفت». او اشتباه می‌کرد. 

وزیر همه چیز؛ روبیو کجاست؟ 

در همین شرایط، روزنامه فایننشیال تایمز هم در گزارشی وضعیت و موقعیت روبیو را طی جنگ اخیر مورد بررسی خود قرار داده است. بر اساس این گزارش، روبیو در دولت ترامپ آن‌قدر نقش‌های مختلف داشته است که شرح وظایف او به یک میم اینترنتی تبدیل شده است: وزیر همه چیز. اما، با دو شغل بسیار قدرتمند در واشنگتن، وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی، به طور آشکاری از بزرگترین بحران بین‌المللی دونالد ترامپ، یعنی جنگ در ایران، غایب بوده است. 

روز جمعه، رئیس‌جمهور ایالات متحده بار دیگر داماد خود، جرد کوشنر، و فرستاده ویژه، استیو ویتکوف، را برای مذاکره به پاکستان فرستاد. در اوایل این ماه، جی دی ونس، معاون رئیس جمهور، رهبری مذاکرات در اسلام آباد را بر عهده داشت. به طور قابل توجهی، روبیو، دیپلمات ارشد آمریکا، در هر دو سفر غایب بود.

سناتور سابق فلوریدا، که ترامپ در زمان رقابت در انتخابات ۲۰۱۶ او را با عنوان «مارکوی کوچک» مسخره کرده بود، در دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ، به دلیل وفاداری بی‌دریغش به رئیس‌جمهور، هواداران و منتقدان را تحت تأثیر قرار داده است - حتی اگر این به معنای کنار گذاشتن مهم‌ترین سیاست خارجی ایالات متحده در دوران ترامپ باشد. 

اما برای روبیو، که مانند ونس سودای ریاست جمهوری دارد، ممکن است مزایای استراتژیکی نیز برای فاصله گرفتن از یک جنگ نامحبوب وجود داشته باشد. به گفته استفن والت، استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه هاروارد: «روبیو ممکن است پیشاپیش حدس می‌زد که در جنگ با ایران یک بازنده کامل است و هر چه کم‌تر با آن ارتباط داشته باشد، بهتر است». 

تناقض مسئولیت‌های دوگانه روبیو، همراه با حضور کمرنگ او در مسائل بزرگ، منبع تمسخر و سردرگمی بوده است. تنها یک نفر دیگر به طور هم‌زمان به عنوان وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی کار کرده است: هنری کیسینجر. اما این مقایسه به همین جا ختم می‌شود. دنیل درزنر، استاد سیاست بین‌الملل در مدرسه فلچر دانشگاه تافتس، در مورد کیسینجر گفت: «همه چیز در کارنامه او بود. اما به نظر می‌رسددر کارنامه روبیو خارج از آمریکای لاتین چیزی نیست». 

مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده، سیاستمداری که زمانی نماد قدرت نرم آمریکا به شمار می‌رفت، اکنون به‌گفته منتقدان، در حال از بین بردن بازوی دیپلماسی دولت است، در حالی که هیچ‌کدام از سوابق سیاسی‌اش چنین مسیری را پیش‌بینی نمی‌کردند. 

اما کارشناسان دیگر می‌گویند که کاهش نقش عمومی وزیر امور خارجه، نشانه‌ای از ترجیح رئیس‌جمهور آمریکا برای مداخلات نظامی برق‌آسا در مقابل ایجاد اتحادهای کلان-استراتژیک معمول وزرای امور خارجه جمهوری‌خواه گذشته، مانند کیسینجر و جیمز بیکر، است. به گفته رایان کراکر، سفیر ایالات متحده در شش کشور در خاورمیانه و جنوب آسیا: «[این] نشان‌دهنده پایان نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم است که تحت سلطه ایالات متحده بود. نه به این دلیل که ما بیرون رانده می‌شویم، بلکه فقط به این دلیل که دیگر نمی‌خواهیم این کار را انجام دهیم». 

روبیو، در مقایسه با اسلاف اخیرش، زمان کمتری را در خارج از کشور می‌گذراند. روبیو در طول ۱۵ ماه اول تصدی خود، ۷۱ روز را در سفر گذرانده است - کم‌تر از هر وزیر امور خارجه دیگری در این قرن در همین بازه زمانی. 

استراتژی وفاداری و ستاره در حال طلول روبیو

روبیو، که به عنوان یک تندروی سنتی جمهوری‌خواه شناخته می‌شد، پس از شکست در برابر ترامپ در انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری ۲۰۱۶، به دستور کار «اول آمریکا» ی ترامپ نزدیک‌تر شد. بخش عمده‌ای از سیاست خارجی ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری، کاملاً در تضاد با چیزهایی بوده است که روبیو زمانی در سنا از آن‌ها حمایت می‌کرد. روبیو پس از حمله تمام عیار روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، گفت که ایالات متحده باید از کی‌یف «تا زمانی که آن‌ها مایل به جنگیدن هستند» حمایت کند. سه سال بعد، او با چهره‌ای گرفته روی یک مبل طلایی نشسته بود، در حالی که ترامپ و ونس با ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، در دفتر بیضی شکل کاخ سفید درگیر شدند. 

این تصویر روبیو به پایه و اساس میم‌ها تبدیل شده است: روبیو متوجه می‌شود که به تازگی به عنوان رئیس‌جمهور ونزوئلا منصوب شده است؛ روبیو به عنوان مقام ایرانی؛ روبیو به عنوان پاپ جدید. به گفته جرمی شاپیرو، مدیر تحقیقات شورای روابط خارجی اروپا: «او در مقام دستیار ریاست جمهوری، به این چاپلوسی متعهد است. اما در چارچوب همین چاپلوسی، در یافتن راه‌هایی برای پیشبرد پیشرفت در مسائلی که برایش مهم هستند، اما به گونه‌ای که برای رئیس‌جمهور جذاب باشد، بسیار چشمگیر بوده است». 

ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری خود که هنجارشکنی‌های زیادی را به همراه داشته، وفاداری را در میان معاونان ارشد خود در اولویت قرار داده است. به گفته کالین دوک، متخصص سیاست خارجی حزب جمهوری‌خواه در دانشگاه جورج میسون: «ترامپ این‌گونه می‌خواهد». این استراتژی‌ای است که برای روبیو، ممکن است نتیجه بدهد. در حالی که ونس مدت‌هاست به عنوان پرچم‌دار ماگا در نظر گرفته می‌شود، نظرسنجی‌ها و گروه‌های متمرکز نشان می‌دهند که ستاره روبیو در حال طلوع است. یک نظرسنجی غیررسمی اخیر از شرکت‌کنندگان در کنفرانس اقدام سیاسی محافظه‌کاران نشان داد که در حالی که ونس هنوز نامزد مورد نظر در انتخابات مقدماتی جمهوری‌خواهان در سال ۲۰۲۸ بود، سهم روبیو از آرا از ۳ درصد در سال ۲۰۲۵ به ۳۵ درصد در سال جاری افزایش یافته است. 

روبیو همچنین همچنان یکی از اعضای مورد اعتماد حلقه داخلی ترامپ است. او نقش برجسته‌ای در تلاش برای توضیح جریان نامنظم و اغلب متناقض تصمیمات سیاسی که از دفتر بیضی شکل سرچشمه می‌گیرد، ایفا کرده است. به گفته دوک: او «کسی بود که اغلب برای هموار کردن امور به کار گرفته می‌شود». یکی از ویژگی‌های ثابت دوران سناتوری روبیو، تمرکز او بر آمریکای لاتین بوده است، چرا که دولت فشار بر قدرتمندان سوسیالیست در ونزوئلا، کوبا و نیکاراگوئه را افزایش داده است. 

شانس پاک کردن اثر انگشت

به گفته والت: «حتی می‌توان استدلال کرد که ونزوئلا ممکن است به تنها نقطه روشن یا حداقل داستان موفقیت نسبی در کل سیاست خارجی ترامپ تبدیل شود. روبیو دوست دارد این را بپذیرد و اثر انگشتش روی هیچ یک از موارد دیگر باقی نماند». او معتقدست برای رئیس‌جمهورهای ایالات متحده غیرمعمول نیست که فرستاده‌ها یا سایر مقامات ارشد را برای رسیدگی به پرونده‌های حساس سیاست خارجی که نیاز به توجه ویژه دارند، منصوب کند. هم باراک اوباما و هم جو بایدن، تعداد زیادی فرستاده ویژه سطح بالا را برای تلاش‌های دیپلماتیک در مورد مسائل حیاتی منصوب کردند. آنچه در مورد ترامپ عجیب است این است که او از همان تیم ویتکاف و کوشنر برای رسیدگی به همه چیز استفاده می‌کند. 

روبیو ممکن است در نهایت دوری خود از مذاکرات ایران را یک فرصت خوش‌شانسی بداند. موفقیت در مذاکرات با ایران، پیروزی بزرگی برای ونس خواهد بود، که هنوز محتمل‌ترین رقیب جمهوری‌خواهان برای انتخابات ۲۰۲۸ است. اما تعداد کمی از کارشناسان منطقه‌ای در حال حاضر نسبت به چشم‌انداز موفقیت خوش‌بین هستند. به یاد داشته باشید، یکی از دستیاران ارشد سابق جمهوری‌خواه با اشاره به جاه‌طلبی‌های ریاست جمهوری روبیو گفت: «به یاد داشته باشید، این ایران است که ما با آن سر و کار داریم». این دستیار سابق گفت: «و بنابراین، خدای ناکرده، اگر مذاکرات شکست بخورد چه اتفاقی می‌افتد؟ خب، پس جی. دی. ونس شکست خورد. او نتوانست به وعده‌اش عمل کند. خالص به علاوه روبیو.»