مهدی محمدی طی یادداشتی نوشت: این روزها همه میپرسند: جنگ میشود یا نه؟ پاسخ قاطع و سرراست وجود ندارد. حتی ترامپ و نتانیاهو هم هنوز تصمیم قطعی نگرفتهاند. اما من با توجه به شواهد میدان و پشتصحنه، احتمال جنگ را بسیار بالا ارزیابی میکنم، هرچند هیچ پیشبینی صددرصدی ممکن نیست.
چرا با وجود مشکلات بزرگ، احتمال جنگ بالاست؟
چون یک «ماشین بینالمللی» متشکل از صهیونیستهای نیویورک و تلآویو فعالانه کار میکند تا محاسبات واقعی را سانسور کند، افسران منتقد را کنار بزند و آمریکا را دوباره به درگیری با ایران بکشاند. همین ماشین باعث شد دو جنگ قبلی آغاز شود، با وجود برآوردهای غلط.
اما خود ترامپ چهار شاخص را میسنجد:
۱. آیا زمان به نفع اوست؟ اگر تصور کند با گذشت ماهها، ایران به دلیل فشار اقتصادی امتیاز میدهد، شاید حمله را به تعویق بیندازد. ولی تعویق، جنگ بعدی را حتمیتر و شدیدتر میکند.
۲. آیا این بار پیروزی قاطع ممکن است؟ در جنگ ۴۰ روزه وعدهی «پیروزی سریع» داده شد که شکست خورد. اگر دوباره وارد جنگ شوند و نتوانند قاطعانه برنده شوند، پایان کار سیاسی ترامپ فرا میرسد.
۳. آیا سامانههای پدافندی آمادهاند؟ ذخایر موشکهای رهگیر آمریکا و رژیم صهیونیستی تحلیل رفته و توان مقابله با حملات انبوه و هوشمند پهپادی ایران را ندارند.
۴. آیا ایران تسلیم میشود؟ پاسخ خیر است. اجماع سیاسی کامل در ایران شکل گرفته، رهبری مسلط بر اوضاع است و ایران از موضع طرف پیروز مذاکره میکند.
نتیجه اینکه: مشکلات عملیاتی و استراتژیک دشمن بسیار زیاد است، اما ماشین جنگافروز صهیونیستی همچنان با قدرت کار میکند. از این رو، جنگ چهارم محتمل است؛ جنگی که برخلاف تصور دشمن، کوتاه نخواهد بود.
تکلیف تنگه هرمز و مذاکرات چه میشود؟
تنگه هرمز عملاً تحت حاکمیت ایران درآمده و پروتکل جدید عبور با پرداخت عوارض در حال اجراست. موضوع هستهای از میز مذاکره حذف شده. اگر هم توافقی در کار باشد، نه تنگه در ازای رفع محاصره، که در ازای رفع کامل تحریمها، پرداخت غرامت و به رسمیت شناختن حقوق هستهای ایران باز خواهد شد.
حرف آخر:
ما نه منفعل هستیم، نه نگران. متخصصترین آدمهای روی زمین برای جنگ با آمریکا و اسرائیل در میدان حاضرند. اگر حمله کنند، با جنگی بیخطقرمز، طولانی و غافلگیرکننده مواجه خواهند شد. حالا نوبت ترامپ است که محاسبه کند: آیا ارزش دارد؟