تحرکات میدانی یک دشمن خارجی اغلب تابعی است از شرایط داخلی یک کشور. معادلهای که مبتنی بر آن مشخص میشود شرایط و رفتارهای داخلی در یک کشور در مرتبه والایی از اهمیت قرار دارند.
این معادله راهبردی همچنین دو مؤلفه تنظیم کننده دارد که جایی بهصورت منفرد و جایی به صورت هماهنگ باید رفتارهای خود را به گونهای طراحی کنند تا هرگز موجب طمع دشمن خارجی نشوند. یکی مردم و دیگری دولت. مردم به لحاظ مطالبات سیاسی، اعتراضات اقتصادی و رفتارهای اجتماعی. و دولت از حیث خردمندی حکومتی، امنیتی و اقتصادی.
تأکید میشود که حل این معادله چندان ساده نیست لکن در بحث اولیات مسئله و راه حلهای پایدار میتوان این نکته را مطرح کرد که هیچ رفتاری از ما در ۲ سطح مردم و دولت هرگز نباید انگیزاننده طمع دشمن خارجی باشد.
در این باب یک مثال بسیار واضح وجود دارد و آن آشوبهای خشن و کودتاگونه دیماه ۱۴۰۴ است.
آشوبی چند بعدی که از یکسو به بهانه مطالبات اقتصادی از سوی یکی از برخوردارترین قشرهای اقتصادی یعنی بازاریان تهران آغاز شد و از سوی دیگر با مماشات امنیتی و کمخردی در برخورد مواجه گشت که این هر دو به مثابه دو اهرم یک گازانبر توانست تدبیر امور را از دست خارج کند و مهمتر اینکه طمع دشمن خارجی را رقم بزند.
در این باره باید به صحبتهای اخیر "حسین نورانینژاد"، قائممقام حزب چپ اتحاد ملت اشاره کرد که در بخشی از یک مصاحبه با خبرگزاری دولتی ایرنا اذعان کرده است:
"ما در داخل و با اتفاقات بیسابقهای چون وقایع دی، به دشمن انگیزه و جسارت دخالت دادیم. "
او در عین حال تصریح میکند: اما بیگانگان به هرحال دچار خطای تحلیلی شدند ارزیابی درستی از جامعه پیچیده و متکثر ایران ندارند. مثلاً اقلیتی پر سر و صدا که اکثریتنمایی کردند، با دعوت آمریکا و اسرائیل به جنگ، هم خود را مدیون مردم کشورشان کردند و هم برخی دولتهای غربی را به اشتباه انداختند. [۱]
اذعان نورانینژاد درباره حوادث دیماه در حالی است که نظیر این قبیل مواضع ضروری در جریان "آشوبِ دی" کمتر گفته شد و نه تنها کمتر گفته شد بلکه عدهای هم از بام تا شام تقلا کردند تا حق را به اعتراضات ناحق بازاریان بدهند، نظام و نیروهای امنیتی را محکوم کنند و فیالجمله اینکه هر حرفی را بزنند الّا محکوم کردن اغتشاشات و آشوبگری را!
و نتیجه هم شد آنچه نباید میشد...
کشته شدن صدها نفر و مهمتر از همه طمع دشمن خارجی برای حمله به ایران ما.
قابل تأمل است که در قبل و حین آشوبهای دیماه؛ برخی از خواص سیاسی و رسانهها به جای اینکه به مردم و فعالان بازار بگویند "تجمع غیر قانونی" و شعار دادن علیه پلیس نه تنها مشکلات را حل نمیکند بلکه بر عمق آنها میافزاید؛ اما شروع کردند به توجیه آشوبگری و دائما از این گفتند که اعتراض مردم به حق است!
البته که مطالبات اقتصادی مردم به حق بود و هست ولی آنها که به میدان اعتراضات غیر قانونی شتافتند و علیه پلیس شعار دادند اولا "مردم" نبودند و ثانیا روشی را در پیش گرفتند که به تحقق هیچ مطالبهای منجر نمیشد و بلکه زمینه دخالت نظامی دشمن را هم فراهم ساخت.
اذعان فوقالذکر از جانب نورانینژاد همچنین از وجه مهم دیگری هم قابل تأمل است و آن اینکه تعدادی از اصلاحطلبان و همجناحیهای آقای نورانینژاد نیز پس از اغتشاشات دیماه از سوی حاکمیت مورد تعقیب و بازداشت قرار گرفتند.
رویدادی که به نظر میرسد در کنار اذعان نورانینژاد به زمینهسازی آشوبهای دی برای حمله دشمن بایستی سبب یک اقتراح بزرگ درون جبهه اصلاحات و بویژه نزد حامیان یا ساکتان آشوب بشود.
در این باره و از آنجا که در نظامات اجتماعی و حکومتی موفق؛ تجربه تلخ مجاز به تکرار چند باره نیست؛ البته بایستی سیستمهای نظارتی، امنیتی و قضایی کشورمان نیز با "نگاهی دیگر" به پیشزمینهها و عوامل مقوّم آشوب نگاه کنند و اجازه تکرار اتفاقات تلخ گذشته را ندهند.
دولت نیز مکلّف است با "نظارت کارا بر بازار و قیمتها" و دفاع از بازه رقابتی قیمتها اجازه بهانهجویی دشمن و ایادی داخلی او از اصلیترین مشکل اقتصادی ما یعنی "گرانی دلبخواهی" را ندهد.