تشدید بحران‌های اسرائیل در غزه بعد از جنگ با ایران

 در سایه جنگ‌افروزی‌های مداوم رژیم صهیونیستی در منطقه و مشغول شدن این رژیم به جنگ اخیر با ایران و همچنین ادامه جنگ در جبهه لبنان، محافل صهیونیست معتقدند که مقاومت فلسطین از شرایط کنونی اسرائیل بهره‌برداری و خودش را تقویت می‌کند. در این راستا روزنامه عبری یدیعوت آحارانوت در مقاله‌ای به قلم میخائیل میلشتاین، پژوهشگر و کارشناس برجسته صهیونیست، به انباشت قدرت حماس در نوار غزه طی دوره اخیر پرداخت که شرح آن به شکل زیر است.

مشکل لاینحل غزه برای اسرائیل

در سایه آتش‌بس در جنگ اخیر با ایران، مشکل لاینحل غزه برای اسرائیل تشدید شده است؛ آن هم شش ماه پس از امضای توافق برای پایان دادن به درگیری در این باریکه. در این مدت، قرار بود نوار غزه و قلب آن شاهد تحولی اساسی باشد: خلع سلاح حماس، یا حداقل آغاز روند خلع سلاح آن، و ایجاد یک نظام سیاسی جدید تحت نظارت «شورای صلح» که توسط دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا تأسیس شده و توسط یک دولت تکنوکرات فلسطینی اداره می‌شود؛ با برنامه‌ای برای استقرار نیروهای بین‌المللی در کنار این شورا.

اما در واقعیت، پس از شش ماه، وضعیت غزه اساساً با اکتبر گذشته تفاوتی نکرده است. درگیری‌های شدید در این باریکه متوقف شده، اما حملات ارتش اسرائیل و درگیری‌های شدید در امتداد خط زرد که نوار غزه را قطع می‌کند، همچنان ادامه دارد (به گفته فلسطینی‌ها، بیش از 800 نفر در این حملات از زمان آتش‌بس قتل عام شده‌اند)؛ و دو میلیون آواره در مساحتی بسیار کم بین امواج ویرانی، با بیکاری و فقر تقریباً کامل، و وابسته به کمک‌های خارجی زندگی می‌کنند.

همچنین اگرچه گذرگاه رفح در فوریه باز شد (تاکنون، حدود 1800 بیمار و همراهانشان برای درمان در خارج از کشور از نوار غزه خارج شده‌اند، در میان هزاران نفر که منتظر آن هستند)؛ اما تردد به داخل و خارج از غزه همچنان محدود است. علاوه بر آن، هیچ نشانه‌ای از ورود دولت تکنوکرات یا اجرای برنامه‌های بازسازی درخشان که در پیشنهادات آمریکا گنجانده شده بود، وجود ندارد.

پروفسور مخیمر ابوسعده، مدرس علوم سیاسی در دانشگاه الازهر غزه، در این زمینه اعلام کرد که در طول جنگ علیه ایران و لبنان، غزه واقعاً نادیده گرفته شد، اما مذاکراتی که حدود دو هفته پیش در قاهره بین حماس و نیکولای میلادینوف، رئیس شورای صلح برای نوار غزه، انجام شد، بحث در مورد این موضوع را دوباره زنده کرد و به ویژه این سؤال را مطرح می‌کند که دولت تکنوکرات چه زمانی شروع به کار خواهد کرد و آیا اصلاً این کار را خواهد کرد؟ اگر درگیری اسرائیل با ایران دوباره شعله‌ور نشود، فکر می‌کنم به زودی شاهد پیشرفت در مسئله غزه خواهیم بود.

با این حال، در حال حاضر هیچ نشانه‌ای از پیشرفت در پرونده غزه وجود ندارد. میلادینوف طرح ترامپ را حساس توصیف کرد و گفت: پایان جنگ تغییری را که ساکنان نوار غزه آرزو می‌کردند، محقق نکرد. حملات مداوم و کمبود کمک‌های بشردوستانه نشان‌دهنده شکاف بزرگی بین تفاهمات سیاسی حاصل شده و واقعیت در میدان است.

میلادینوف همچنین بر اهمیت دولت تکنوکرات تأکید کرد و گفت: این پلی است که نوار غزه را به کرانه باختری متصل می‌کند. کنترل اسرائیل بر نیمی از نوار غزه، همراه با تخریب زیرساخت‌ها، مانع اصلی در اجرای این طرح است، و حتی انتقاد شدیدی را متوجه کسانی کرد که آرزوی اشغال غزه یا الحاق کرانه باختری را دارند و همه معتقدند که نوار غزه بخشی جدایی‌ناپذیر از دولت آینده فلسطین است.

اما مانع اصلی در حل این پرونده، خلع سلاح حماس است. حازم قاسم، سخنگوی حماس در نوار غزه، حدود یک هفته پیش اظهار داشت: «اصرار اسرائیل بر گنجاندن مسئله خلع سلاح در مذاکرات حل و فصل در نوار غزه با طرح ترامپ در تضاد است و اجرای مرحله دوم توافق را به تأخیر می‌اندازد».

چالش سلاح مقاومت فلسطین همچنان برای تل‌آویو پابرجاست

ابوعبیده، سخنگوی شاخه نظامی جنبش حماس هم به نوبه خود توضیح داد که جایی برای بحث در مورد این مسئله (خلع سلاح) وجود ندارد، و دیگر رهبران حماس تأکید می‌کنند که این مسئله برای این جنبش حیاتی است و آنها آماده‌اند سلاح‌های تهاجمی – به ویژه موشک‌ها، که برخی از آنها هنوز در غزه هستند – را کنار بگذارند، اما نه بقیه ابزارهای دفاعی را.

از سوی دیگر، مقامات ارشد در دولت آمریکا، مانند مارکو روبیو، وزیر امور خارجه این کشور، ادعا می‌کنند که نشانه‌های دلگرم‌کننده‌ای در بحث‌ها در مورد خلع سلاح حماس مشاهده کرده‌اند. در این زمینه، روزنامه نیویورک تایمز حدود یک هفته پیش گزارش داد که حماس موافقت کرده است هزاران سلاح سبک را که در اختیار افسران پلیس خود است، به دولت تکنوکرات (هنگام ورود به میدان) تحویل دهد، علاوه بر اعطای اختیارات کامل در زمینه امنیت داخلی؛ اگرچه این امر هنوز تأیید نشده است.

 
حماس همچنان بر غزه مسلط است

اما در سایه واقعیت کاملاً ناپایدار در غزه، یک چیز واضح است: حماس که توسط اسرائیل به «نازی‌ها» تشبیه شده بود که باید نابود شوند، و هر گامی علیه آن «نبرد برلین» توصیف می‌شد، نیروی غالب در نوار است. این جنبش اکنون کنترل نظم عمومی غزه را در دست دارد، عوامل و همدستان اسرائیل را تعقیب می‌کند، کمک‌های بشردوستانه را کنترل می‌کند، مالیات بر غارت‌های سازمان‌یافته را وضع و مدیریت می‌کند، شبه‌نظامیانی را که اسرائیل در سرزمین‌های فلسطینی از آنها حمایت می‌کرد، از بین می‌برد (این هفته گزارش شد که جنبش حماس حمله مشترک چندین شبه‌نظامی تحت حمایت اسرائیل را دفع کرد)، و بخش آموزش و مؤسسات مذهبی را اداره می‌کند که به شکل‌دهی آگاهی، به ویژه در نسل جوان غزه، ادامه می‌دهند.

در نتیجه، اسرائیل حملات خود را بر نیروهای پلیس در غزه متمرکز کرده است که نماینده و تثبیت کننده حکومت حماس هستند. احمد الطنانی، پژوهشگر امور غزه، می‌گوید: هدف از تمرکز ارتش اسرائیل بر پلیس غزه، جلوگیری از برقراری نظم و ایجاد هرج و مرج است، علاوه بر اینکه زندگی ساکنان غزه را غیرقابل تحمل می‌کند تا آنها را به ترک نوار غزه تشویق کند.

از سوی دیگر جنگ آمریکا واسرائیل علیه ایران، حماس را نگران نکرد، بلکه برعکس؛ نجات ایران و حزب‌الله از این جنگ شدید و عدم شکست آنها به کسانی مانند حماس که اصل مقاومت را پذیرفته‌اند، امیدواری می‌دهد. اما در غزه، بزرگترین امید این است که پروژه ترامپ به زودی به طور کامل اجرا شود و علاوه بر بازسازی و ایجاد یک سیستم حکومتی جدید، فشاری بر اسرائیل وارد کند تا از خط زرد عقب‌نشینی کند، که بسیاری در اسرائیل آن را مرز امنیتی جدید می‌دانند.

حماس نیز به نوبه خود تأکید می‌کند که از دولت تکنوکرات استقبال می‌کند؛ موضعی که نشان‌دهنده تمایل آن به تقلید از مدل حزب‌الله است، یعنی موافقت با یک دولت ضعیف که به آن اجازه می‌دهد کنترل غزه را حفظ کند. حماس خود بر بازگرداندن قدرت خود، به ویژه در زمینه نظامی، تمرکز دارد و همانطور که در یک سند اطلاعاتی که اخیراً به رهبری سیاسی ارائه شده، آمده است، از آتش‌بس برای تقویت نفوذ خود در تمام سطوح استفاده می‌کند.

ادامه فعالیت‌های نظامی حماس در غزه

یک منبع امنیتی در این زمینه اعلام کرد که وضعیت شاخه نظامی حماس بعد از جنگ دشوار شد، اما با این حال، تلاش‌هایی برای جذب فعالان جدید، از جمله از طریق فعالیت‌ها در مساجد و توزیع اعلامیه‌هایی که عمدتاً نسل جوان را مخاطب قرار می‌دهند، انجام می‌شود، سلاح‌های حماس همچنان انباشته می‌شوند (از جمله جداسازی بقایای سلاح‌های ارتش اسرائیل برای مونتاژ بمب‌های دست‌ساز)، سلاح‌ها بین مناطق و واحدهای حماس منتقل می‌شوند، تأسیسات نظامی جدیدی ایجاد می‌شوند و درس‌های مقاومت آموخته می‌شوند، علاوه بر تدوین و انتشار یک دکترین رزمی مدرن.

تثبیت جایگاه حماس در اداره غزه

یک منبع امنیتی دیگر به تلاش‌های حماس برای تثبیت وضعیت دولتی خود اشاره کرده و گفت: این جنبش دامنه ارائه خدمات مدنی را در تمام زمینه‌ها گسترش می‌دهد، و بخش‌هایی در بیمارستان‌ها، کلاس‌های درس در مدارس، و دانشکده‌ها در دانشگاه‌ها روزانه افتتاح می‌شوند. درست است که وضعیت کلی دشوار است، اما هیچ انتقاد یا اعتراضی علیه حماس وجود ندارد.

این منبع تاکید کرد: حماس به نوبه خود، حساسیت بالایی در رصد تحرکات افکار عمومی غزه دارد و می‌داند، به عنوان مثال، چه زمانی حضور خود را کاهش دهد و کنترل خود را در مکان‌ها و زمان‌هایی که فکر می‌کند باعث اصطکاک با ساکنان می‌شود، اعمال کند.

اکنون سازمان‌های حماس در غزه توسط شخصیت‌هایی اداره می‌شود که تا 7 اکتبر در حاشیه فعالیت بودند، و در رأس آنها: علی العمودی، مسئول فعالیت‌های مکانیسم‌های جنبش و دولت حماس، عزالدین حداد، رئیس شاخه نظامی، و محمد عوده که سمت رئیس اطلاعات را بر عهده داشت، قرار دارند. این افراد با شخصیت‌های برجسته خارجی، و در رأس آنها خلیل الحیه، در ارتباط هستند. این گفتگوی مستمر امکان حفظ جایگاه نوار غزه را به عنوان یک صحنه اصلی در داخل حماس فراهم می‌کند.

در همین حال، شنبه گذشته انتخابات محلی در نوار غزه برگزار شد، که اولین انتخابات در 20 سال گذشته بود. البته این انتخابات بیشتر بر کرانه باختری متمرکز بود، در حالی که در نوار غزه تنها به دیرالبلح محدود شد، یعنی تنها مکانی که شهر و شهرداری در آن دست نخورده باقی مانده‌اند.

در این زمینه، یک منبع امنیتی توضیح داد که پس از تخریب شهرهای بزرگ، مانند غزه و خان یونس، اهمیت دیرالبلح افزایش می‌یابد و به یک مرکز دولتی و یک مرکز مهم برای قدرت حماس تبدیل می‌شود.

حقایق غزه که برای صهیونیست‌ها قابل تحمل نیست

از سوی دیگر واقعیت در غزه حقایقی را مجسم می‌کند که پذیرش آنها برای بسیاری در اسرائیل دشوار است: با وجود موفقیت‌های نظامی اسرائیل در جبهه‌های مختلف و انجام ترورهای مهم، اما این دستاوردها موجب نابودی دشمنان نمی‌شوند و ثابت شده که هیچ راه‌حل نظامی سنتی در درگیری‌ها علیه این نوع دشمنان وجود ندارد و پایان، باید یک توافق یا راه‌حل دیپلماتیک باشد.

در این میان، غزه اولین مکانی بود که اسرائیل در آن با ضرورت جایگزین کردن یک دولت فلسطینی با رویکردی جدا از حماس،به جای ادامه دادن به توهمات بی‌اساس، روبرو شد. همین اتفاق در درگیری‌ها با ایران و لبنان تکرار شد؛ جایی که اوضاع به سمت یک توافق سیاسی هدایت می‌شود که در واقع بر اسرائیل تحمیل می‌شود، بدون تحقق یک پیروزی مطلق که شامل سرنگونی نظام در تهران و نابودی حزب‌الله باشد.

گزینه‌های بد و بدتر اسرائیل در غزه

اسرائیل در حال حاضر سه گزینه در مورد نوار غزه دارد: 1- ادامه وضعیت موجود، بدون هیچ استراتژی یا راهنمایی. 2- توسل به تصمیمی که شامل تشدید جنگ و اشغال کل نوار است (که به نظر نمی‌رسد ترامپ در حال حاضر با آن موافق باشد). 3- پذیرش وضعیت موجود – چه بخواهیم و چه نخواهیم – مبتنی بر یک دولت تکنوکراتیک فلسطینی، با تضعیف حماس و محدود کردن نفوذ آن. اما باید بدانیم که این جنبش به طور کامل ناپدید نشده است، و ادامه کار علیه آن ضروری است.

اما یک بار دیگر، به نظر می‌رسد که تصمیم نهایی در مورد مسیر انتخابی از بین این سه گزینه در دست تصمیم‌گیرندگان در تل‌آویو نیست، بلکه در دست یک نفر در واشنگتن (ترامپ) است.