امارات متحده عبری؟

ابوظبی در جنگ امریکا علیه ایران به عنوان شریکی محوری برای تل‌آویو و واشنگتن ظاهر شد. امروز نیز امارات در حال آماده شدن برای کمک به بازگشایی اجباری تنگه هرمز در کنار ایالات متحده و سایر متحدان از جمله رژیم صهیونیستی است، اقدامی که این کشور را به اولین کشور خلیج فارس تبدیل می‌کند که مستقیما وارد این جنگ می‌شود.

وال استریت ژورنال به نقل از منابع عربی نوشت: دیپلمات‌های اماراتی از ایالات متحده و قدرت‌های نظامی در اروپا و آسیا خواسته‌اند تا ائتلافی برای بازگشایی اجباری تنگه تشکیل دهند.

یک مقام اماراتی گفته است که کشورش به طور فعال در حال بررسی راه‌های مشارکت نظامی در به اصطلاح تأمین امنیت تنگه، از جمله مشارکت در پاکسازی مین و ارائه سایر خدمات پشتیبانی است.

منابع عربی همچنین اظهار کردند که امارات در پیشنهادی گستاخانه به ایالات متحده گفته است که کنترل جزایر این آبراه استراتژیک، از جمله ابوموسی را که امارات ادعای مالکیت بر آن دارد، در دست بگیرد.

حضور امارات در بازی ژئوپلتیک کنونی در حالی است که اخیرا کانال ۱۲ عبری به صراحت در گزارشی اعلام کرد، امارات دیگر مخفی‌کاری نمی‌کند و به صورت آگاهانه در مسیر عمیق‌تر کردن ائتلاف استراتژیک خود با اسرائیل حرکت می‌کند.

این رسانه عبری اذعان کرد، امارات می‌خواهد دامنه این ائتلاف را بزرگتر کرده تا اینکه شامل یک مشارکت عملیاتی میدانی شود. با تبدیل شدن امارات به نزدیک‌ترین شریک عربی رژیم اشغالگر، حمایت مقامات صهیونیست از این کشور حاشیه خلیج فارس اندک جلوه این رابطه استراتژیک می‌تواند باشد.

در پی تنش‌های اخیر در منطقه و هدف قرار گرفته شدن تاسیسات بندر الفجیره، نفتالی بنت، نخست‌وزیر پیشین رژیم صهیونیستی از در حمایت از ابوظبی درآمد و ادعا کرد: امارات متحده عربی، «متحد استراتژیک» ما، مورد حمله ایران قرار گرفته است و آن را «اعلان بالفعل جنگ مجدد علیه متحدان ایالات متحده و اسرائیل در منطقه» می‌دانیم! کانال ۱۲ اسرائیل هم اعلام کرد، «امارات دیگر برای مخفی‌کاری تلاش نمی‌کند و به صورت آگاهانه در مسیر عمیق‌تر کردن ائتلاف استراتژیک خود با رژیم اسرائیل حرکت می‌کند.»

این رسانه همچنین تصریح کرد که امارات تصمیم گرفته دامنه این ائتلاف را گسترش دهد تا شامل یک مشارکت عملیاتی میدانی باشد.» بنابراین شکی باقی نمانده است که امارات امروز نزدیک‌ترین شریک عربیِ رژیم اشغالگر به شمار می‌رود.

ایران به صراحت اعلام کرده، به هر جایی که منبع تهدید آمریکا باشد، حمله خواهد کرد. همانطور که در هدف قرار دادن تمام مراکز حضور و فعالیت آمریکا در هر کشوری که برای حمله به آن استفاده شده بود، این را نشان داد.

از ابتدای تجاوز به ایران کشورهای خلیج فارس، به ویژه امارات، بحرین، کویت، عربستان نه تنها بی‌طرف نبودند، بلکه در عملیات‌های خصمانه علیه ایران مشارکت داشتند. ایران نیز با توجه به مواضع اعلامی و اعمالی این کشورها دریافته این امر آنها را در موقعیت دشمن قرار می‌دهد و قرار گرفتن آنها در فهرست اهداف در هرگونه رویارویی آینده را توجیه می‌کند.

اسب تروآی اسرائیل

جو زدگی‌های امارات در آشفته بازار منطقه تنها به تقابل مستقیم با ایران خلاصه نمی‌شود، بلکه شامل فاصله گرفتن از یار دیرینه خود یعنی عربستان نیز شده است. در زمانی که عرضه نفت به دلیل بسته شدن تنگه هرمز به شدت مختل شده، به نظر می‌رسد تصمیم امارات برای خروج از اوپک یک اعلامیه سیاسی به این معناست که ابوظبی قصد دارد به عنوان یک تولیدکننده مستقل عمل کند. خروج امارات از اوپک بیشتر یک پیام سیاسی خطاب به ریاض است که در آن ابوظبی تمایل خود را برای رهایی از تصمیم‌گیری‌های نفتی کشورهایی مثل عربستان از دست داده است. در عین حال منابع متعددی تایید می‌کنند که عربستان تمایل به مشارکت و همراهی با ماجراجویی‌های سیاسی و نظامی و امنیتی امارات در منطقه به ویژه در جریان حملات آمریکا و اسرائیل به ایران ندارد.

ریاض با نزدیکی ابوظبی به اسرائیل مخالفت کرده است، و تأثیرگذاران سعودی کارزاری را به راه انداخته‌اند که امارات را به خدمت به عنوان «اسب تروآی اسرائیل» در منطقه متهم می‌کند.

عربستان همچنین با تلاش‌های امارات برای تغییر نظم سیاسی منطقه‌ای از طریق حمایت از شبه‌نظامیان جدایی‌طلب در یمن، سودان و سومالی مخالف است. ریاض، در مقابل، از دولت‌های مرکزی در سراسر منطقه در برابر بازیگران غیردولتی حمایت کرده است.

حرکت‌های بلندپروازانه‌ای که امارات در کشورهایی مثل سودان، لیبی و برخی کشورهای آفریقایی نظیر سومالی انجام می‌دهد، ابداً با توانمندی داخلی این کشور تناسب ندارد. این اقدامات در واقع بازتولید حرکت‌های استعماری است که به نام امارات، اما به کام اسرائیل و آمریکا انجام می‌شود و امارات در اینجا تنها نقش نمایندگی آن‌ها را ایفا می‌کند.

رفتاری که امارات متحده عربی در حال حاضر انجام می‌دهد، در واقع با ماهیت اصلی آن کاملاً منطبق است. آن‌چه رفتار امارات را تعیین می‌کند، ماهیت وابسته و نیابتی آن است که شاید بتوان گفت ماهیتی غیردولتی دارد. اگر امارات را به عنوان یک «باند» بشناسیم، می‌توانیم متوجه شویم که ریشه اقداماتش از کجاست. این تشکیلات حدود پنجاه سال پیش با وعده‌هایی که به انگلیس داده شد، تحت عنوان یک دولت ایجاد گشت، اما از دیدگاه بسیاری از کارشناسان سیاسی، هرگز به عنوان یک حکومت واقعی پذیرفته نشده است. یک دولت یا حکومت باید دارای ملت باشد و سیاست خارجی مستقلی را بر مبنای منافع ملی دنبال کند، اما در حال حاضر بیش از ۷۰ درصد جمعیت امارات را اتباع بیرونی تشکیل می‌دهند.

شرکت-دولت امارات

در همین زمینه جعفر قنادباشی کارشناس مسائل منطقه‌ای بیان کرد: «امارات در واقع مجموعه‌ای از شرکت‌هاست که در این منطقه گرد هم آمده‌اند و به همین خاطر است که کاردان‌های خارجی را استخدام می‌کنند. برخی آن را یک «شرکت-دولت» می‌شناسند؛ یعنی مجموعه‌ای از شرکت‌ها که به نیابت از انگلستان در منطقه ما به عنوان دولت معرفی شده‌اند تا از حقوق و مصونیت‌های دولتی استفاده کنند. این وضعیت دقیقاً شبیه باندهایی است که برای برخورداری از حقوق اقتصادی و اجتماعی در یک جامعه، شرکتی را به نام خود ثبت می‌کنند. در عرصه بین‌المللی نیز این اتفاق افتاده و مجموعه‌ای به وعده انگلیس، حکومتی را معرفی کرده‌اند که فاقد خواستِ مستقل حکومتی و سیاست خارجی مستقل است و تنها به بزرگ‌گویی و حرکت‌های بلندپروازانه روی آورده است.»

وی گفت:«این موضوع دقیقاً در قبال کشور ما نیز صادق است. امارات هیچ اقدام ریز یا درشتی در سیاست خارجی خود انجام نمی‌دهد مگر آنکه دستورالعمل آن از سوی انگلیس و آمریکا صادر شده باشد. حتی همکاری با رژیم صهیونیستی یا نصب رادارهایی در خاک خود برای ایجاد تسهیلات علیه ایران، همگی با چراغ سبز و برنامه‌ریزی لندن و واشنگتن است. این الگو مشابه ساختار رژیم صهیونیستی است که با اشغالگری و دروغِ خرید زمین خود را تثبیت کرد. امارات نیز باندی است که می‌خواهد از حقوق یک کشور برخوردار باشد تا انگلستان بتواند از رأی و جایگاه آن در سازمان‌های بین‌المللی استفاده کند. امروزه آن‌ها با جذب سرمایه‌های مختلف، از جمله برخی سرمایه‌های ایرانی، شرکت‌هایی ایجاد کرده‌اند تا از این طریق اهداف بیگانه را پیش ببرند.»