«بدنام»؛ جدال قدرت و ریا در برابر عشق

عجیب است که برخی حاج ابراهیم سریال بدنام را با غلام باستانی فیلم پیر پسر مشابه می‌بینند. کسی با دقت نگاه کند، این تشابه فقط در نام و نمای بازیگرش است.

البته ممکن است در نهایت بفهمیم عقبه ی اجتماعی مشترکی دارند اما این دو کاراکتر در دو جهان بی ربط زیست می‌کنند. 

مسئله علاقه ی یک پدر و پسر به یک دختر در هر دو داستان پیر پسر و بدنام هم شباهتی به هم ندارد و دو جنس کاملا متفاوت است .

حاج ابراهیم با توجه به جنس شخصیت پردازی های حامد عنقا‌ در آثارش، به نظر نماد یک قشری از جامعه است که بیشتر مردم در طول زندگی خود با انواعش مواجه شده اند.

اسم‌هایی که می‌شود برای این قشر گذاشت زیاد است و مختلف. شاید معروفترینشان: ریاکار و کاسب دین، مزوّر. و چقدر ظاهر حسن پورشیرازی برای کلیشه این نقش مناسب است و بازی خودش هم‌ تا اینجا مخاطب را امیدوار می‌کند که یکی از بهترین بازی‌های او را قرار است ببینند.

نمایش چنین شخصیت‌هایی جز در آثار کمدی، آن هم کمدی‌های سطحی، معمولا برای سازندگانش دردسرساز می‌شود. اگر هم نشود، نتیجه اش شخصیتی مقوایی و تک بعدی از آب درآمده که حضورشان شبیه نمونه‌های واقعی نیست و به کسی برنمی‌خورد. اما به نظر حاج ابراهیم از آن دسته شخصیت‌های چند لایه‌ است که ممکن است مخاطب را به شکل جدی به یاد نمونه‌های بیرونی و در دسترس اش بیندازد.

حاج ابراهیم از آن‌هاست که با ظاهرالصلاحی، خود را در معرض امکانات و فرصت‌های خاص قرار می‌دهد و به شکل جالبی از اسماعیل پسرش به دلیل آنکه شبیه او نیست شاکی است. همزمان حاج ابراهیم با دست کشیدن به ریش اش و میان خدا پیغمبری کردن، تضمین معامله قرارداد بزرگش با عماد را عقد کردن با منشی عماد می‌داند اما تاکید هم دارد حتما از راه درست.

بعد زمانی که دختر دست رد به سینه اش می‌زند تازه خوی گرگ صفتش را بیرون‌ می‌ریزد. این همان جنس ریاکاریست که مردم کوچه خیابان زیاد لمس اش کرده اند.

تقابل ابراهیم ریاکار و اسماعیل پاک و یلدای قربانی، با توجه به داستان چند قسمت اول بدنام، اجتناب ناپذیر است و آنچه احتمالا سازندگان بدنام برای اوج تعلیقشان رویش حساب کرده اند همین بخش باشد و خب شاید دلیل توقیف یک‌ ماهه‌ی سریال هم همین بوده. به هر حال مدیران انتصابی فرهنگی معمولا آنقدری شجاع نیستند که به راحتی با دردسر نمایش حاج ابراهیم‌ها و مسائلشان موافق باشند.

حالا باید منتظر ماند و دید حاج ابراهیم ویسی تا چه اندازه می‌تواند نماینده درستی برای قشر ریاکار جامعه ما باشد و آیا می‌تواند به سلامت تا پایان برود و تیغ سانسور سرش را نبرد یا نه!