ایران یکی از محورهای مهم سفر ترامپ به چین بود، اما از دل این سفر توافق عملی و قابلسنجشی بیرون نیامد. جمعبندی رسانههای خارجی از نشست پکن این است که واشنگتن و پکن در سطح بیان مواضع به هم نزدیک شدند، اما این نزدیکی به تعهد مشخص، سازوکار اجرایی یا نشانهای از فشار واقعی چین بر تهران تبدیل نشد.
همگرایی لفظی، بدون دستاورد عملی
رویترز در جمعبندی اصلی خود نوشت ترامپ چین را با دست خالی در پرونده ایران ترک کرد؛ نه پیشرفت ملموسی در کار بود و نه نشانهای از کمک واقعی پکن برای پایان دادن به جنگ. این رسانه تاکید کرد که ترامپ در ۲ روز گفتوگو، از میزبان چینیاش تمجید کرد، اما در نهایت چیزی فراتر از چند جمله کلی درباره ایران و باز ماندن تنگه هرمز به دست نیامد. همان گزارش رویترز بهصراحت میگوید که وزارت خارجه چین فقط از پایان جنگ و بازگشایی مسیرهای دریایی سخن گفت، بیآنکه تعهد خاصی بدهد.
آسوشیتدپرس هم تصویر مشابهی ارائه کرد، با این تفاوت که لحنش روی «ادعای پیشرفت» و «تداوم اختلافها» متمرکز بود. این رسانه نوشت ترامپ و شی پس از نشست، از بهبود ثبات در روابط دوجانبه حرف زدند، اما اختلافهای عمیق درباره ایران، تایوان و موضوعات دیگر همچنان باقی ماند. در روایت آسوشیتدپرس، ترامپ گفت با شی درباره ایران صحبت کرده و هر دو نمیخواهند ایران سلاح هستهای داشته باشد، اما همین عبارت هم بیشتر به یک بیان سیاسی شبیه بود تا حاصل یک توافق روشن.
گاردین نیز از زاویهای دیگر همین نتیجه را تقویت کرد. این روزنامه نوشت کاخ سفید در جمعبندی اولیه گفتوگوها بر «تمایل مشترک» ۲ طرف برای باز نگهداشتن تنگه هرمز و مهار بحران ایران تکیه کرده، اما در عمل هیچ نشانهای از پیشرفت در موضوع ایران، تایوان یا حتی هوش مصنوعی دیده نمیشود. در گزارش گاردین، جملههای ترامپ درباره «شباهت نظر» با شی و اینکه «هر دو نمیخواهیم ایران سلاح هستهای داشته باشد» ثبت شد، اما همان پوشش خبری بلافاصله یادآوری کرد که این حرفها هنوز به تصمیم یا سازوکار تبدیل نشدهاند.
فایننشال تایمز هم همین الگو را در قالبی فشردهتر بیان کرد: هر ۲ رهبر از پایان جنگ ایران و جلوگیری از دسترسی تهران به سلاح هستهای حرف زدند، اما هیچ توافق معنیداری اعلام نشد و شی هم در سخنان علنی خود درباره ایران ورود مستقیمی نکرد. در جمعبندی این روزنامه، آنچه در پکن رخ داد بیشتر به یک نمایش دیپلماتیک شبیه بود که در آن، تفاهم لفظی جای سیاست عملی را گرفت.
چرا پکن جلو نرفت؟
رویترز در گزارش تحلیلی خود توضیح میدهد که واشنگتن از قبل انتظار داشت چین از نفوذش بر تهران استفاده کند، اما تحلیلگران بعید میدانستند شی حاضر شود فشار واقعی بر ایران وارد کند. در همان گزارش، پاتریشیا کیم از موسسه بروکینگز تصریح میکند که «هیچ تعهد چینی مشخصی» درباره ایران دیده نمیشود. به بیان ساده، مشکل اصلی این بود که چین حاضر نیست برای حل یک بحران، ابزار راهبردی خود را علیه یکی از شرکای مهمش به کار بگیرد؛ بهخصوص وقتی ایران برای پکن وزنهای در برابر آمریکا هم محسوب میشود.
سایت ساوث چاینا مورنینگ پست این جمعبندی را از زاویه دیگری شرح داد. این رسانه نوشت ترامپ گفته شی جینپینگ برای میانجیگری در پایان دادن به جنگ ایران و باز ماندن تنگه هرمز پیشنهاد همکاری داده است، اما در همان گزارش و تحلیل همراهش تاکید میکند که رابطه چین و آمریکا ذاتا رقابتی است و هر نوع همکاری فقط در حوزههای محدود و غیرحساس میتواند پیش برود. نتیجهای که این رسانه میگیرد این است که «ثبات»ی که در پکن از آن حرف زده شد، بیشتر آرمانی است تا واقعی، و اختلافهای اصلی همچنان سر جایشان ماندهاند.
همینجا تفاوت اصلی هم روشن میشود: ترامپ میخواست از پکن یک دستاورد قابلنمایش بیرون بکشد، در حالی که چین تلاش داشت بدون پرداخت هزینه سیاسی، تصویر یک رابطه «باثبات» با آمریکا را بسازد. رویترز نوشت حتی در بخش تجاری هم جزئیات کم بود و معاملهها بیشتر شبیه ادعا بودند تا توافق؛ در این فضا، پرونده ایران نه اولویت نخست پکن شد و نه از نظر واشنگتن به جایی رسید. بنابراین، جمعبندی رسانهها این است که سفر پکن از منظر ایران، بیشتر یک تبادل پیام بود تا یک تغییر واقعی در موازنه بحران.
در پسزمینه این سفر، رویترز ۲ روز پیش از ورود ترامپ به پکن نوشته بود که او دنبال حمایت چین در پرونده ایران است، اما احتمالا آنچه میخواهد به دست نمیآورد؛ همانجا تحلیلگران هشدار داده بودند که شی بعید است حمایت اقتصادی و امنیتی از تهران را قربانی کند. همین رسانه در گزارشی دیگر هم تاکید کرده بود که تنش ایران بر بازار انرژی و محاسبات چین سایه انداخته، اما پکن هنوز حاضر نیست نقش حلکننده بحران را بر عهده بگیرد.