رسانهها اخیرا گزارش دادهاند که محمدباقر قالیباف، پس از سمتهای راهبردی خود در مدیریت جنگ و سرپرستی دیپلماسی کشور؛ با تأیید رهبر انقلاب به عنوان نماینده ویژه ایران در امور چین منصوب شد.[۱]
سمتی که پیش از این با حکم رهبر شهید انقلاب به شهید لاریجانی سپرده شده بود.
این انتصاب در مقطع فعلی توانست ۳ رأس مهم مثلث میدان، دیپلماسی و عرصه توافقات راهبردی ایران را به یکدیگر متصل کند. اتصالی راهبردی که ضرورت زمانهی اکنون حاکمیت ایران بود.
ایران اسلامی با توجه به التهاباتی که طی درگیری ۴۰ روزه با آمریکا و اسرائیل پشت سر گذاشت و ایضا قضایایی مثل ضرورت مدیریت تنگه هرمز، ایفای نقش در اقتصاد جهانی و لزوم راهبری مذاکرات با دوستان و دشمنان خود؛ دفعتا وارد عرصهای بزرگ از لزوم مدیریت همزمان مقولات نظامی، دیپلماسی و راهبردی شد.
به سخن سادهتر اینکه ایران هماکنون نیاز به جایگاه و فردی واحد داشت که همزمان ضمن برخورداری از حیث نخبگی، کارآمدی و کارنامه؛ مشرف به توانمندیهای نظامی ایران باشد و از همین جایگاه بتواند نظام جدید تنگه هرمز را مدیریت کند. ضمن اینکه به دلیل تأثیرات تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی و روابط دیپلماتیک نیز باید بتواند تمام این دهلیزها را به یکدیگر اتصال دهد و از فرجام تمام اینها امتیازات مهمی را به نفع امنیت، اقتصاد و دیپلماسی ایران استخراج کند.
فارغ از اینکه طبق صلاحدید رهبر معظم انقلاب، چه کسی حائز این سمت بوده یا هست اما باید به وجوب مسئله فوقالاشاره از بن دندان واقف شد و درک کرد که چرا نظام اسلامی ایران چنین مدیریت واحدی را تدبیر کرده است؟
البته این از الزامات یک حکمرانی پیشرفته و تمدنی است که در فضا و شرایط تازه تصمیمات تازه بگیرد و حتی ساختارهای خود را با اقتضائات جدید تنظیم کند.
کما اینکه شاهد بودیم رهبر شهید انقلاب نیز در مقطعی از امکان تغییر ساختار سیاسی با رویکرد نخستوزیری هم سخن گفتند و یا دیدیم که آن قائد فرزانه باب مهم "توافقات راهبردی با چین و روسیه" را در دیپلماسی ایرانی گشودند و از بین نخبگان نماینده ویژهای در امور آن منصوب کردند. (اشاره به انتصاب شهید لاریجانی)
گشایش مهمی که در مقطع کنونی شاهد نفحات و دستاوردهای آن هستیم.
توافق راهبردی سطحی بالاتر از روابط مرسوم و جاری دیپلماتیک است و بویژه به واسطه تأثیرپذیری اقتصاد جهانی از درگیری اخیر ایران با آمریکا و اسرائیل و همچنین نفع و ضرر مستقیمی که کشور چین در این قضیه دارد؛ اهمیت قضیه بیش از پیش ارتقا یافته است.
تأملات مسئله نشان میدهد و اثبات میکند که باید به استقبال این تدبیر رهبر جدید انقلاب اسلامی و سرعت عمل در تعیین سریع نماینده ویژه ایران در امور چین رفت و تلاش کرد تا جبهه فعالین سیاسی و مردم نیز به عنوان جزء مقوّم این اقدام و پشتیبان آن عمل کنند زیرا حمایت از راهبردهای جدید حاکمیت ایران سبب تقویت عمومی امنیت، اقتصاد و دیپلماسی میشود.
در بحث مسئولیتهای همزمان یک فرد نخبه و صاحب کارنامه نیز باید دانست که این یک روال جاری در حیث استفاده حکومتها از نخبگان است و در تاریخ نیز نمونههای مشابه زیادی دارد. ضمن اینکه به معنای قحطالرجال هم نیست. بلکه به معنای لزوم به کارگیری تمام ظرفیتهای یک فرد نخبه و صاحب کارنامه است.
در این باب میتوان به مسئولیتهای مهم و همزمانی که رهبر شهید انقلاب به دکتر ولایتی سپردند اشاره کرد. از حیث مثال تاریخی نیز میتوان به ۲ سمت مهم و البته همزمان شهید امیرکبیر اشاره کرد که بهصورت تؤمان مسئولیت صدر اعظمی ایران و امیرنظامی (مسئولیت قوای نظامی) را بر عهده داشت.