«سایمون کوپر» نویسنده بریتانیایی، در برخی از کتابهای خود از جمله « فوتبال علیه دشمن» و « آژاکس، هلندیها و جنگ جهانی دوم» به وقایعی میپردازد که بیانگر ارتباط بین فوتبال با سیاست، جنگ و جامعه شناسی است.
در تجاوز نظامی اخیر آمریکا و رژیم اسراییل به ایران، نکاتی را میتوان دید که با تاکتیکهای فوتبال، اتفاقات خاص آن و قواعد رایج در آن قابل تطابق است :
۱. بازی تدافعی و اهمیت گل زدن تیم قوی تر در دقایق ابتدایی:
در فوتبال وقتی تیمی با تیم قوی تر از خودش مواجه میشود، یک تاکتیک متداول روی آوردن به بازی تدافعی است. این تاکتیک که بعضا با کنایه «دفاع اتوبوسی» از آن یاد میشود، مبتنی بر تراکم در خط دفاعی و تمرکز بر حفظ نتیجه است. در عین حال مترصد بودن برای ضد حمله زدن به حریف هم در این تاکتیک بسیار اهمیت دارد. این تاکتیک در بسیاری از موارد کارایی مناسبی داشته است؛ مثلاً در یورو ۲۰۰۴، یونان توانست با وجود حریفان قدرتمند اروپایی، کمابیش با مراعات همین قواعد، قهرمان یورو شود.سبک بازی یونان در یارگیری نفر به نفر فشرده، خطاهای تاکتیکی، تخریب بازیسازی حریف و دفاع چند لایه، مقابل محوطه ۱۸ قدم خلاصه میشد.شاگردان اوتو ریهاگل به ازای هر ۹۰ دقیقه به طور میانگین ۱.۱۷ گل به ثمر رساندند و همچنین کمترین میانگین درصد مالکیت توپ (۳۹.۹ درصد) از میان قهرمانهای تاریخ جام ملتهای اروپا در دیدارهایشان به ثبت رسید. تیم، توپ را به حریفان داد اما با خود جام را به خانه برد! به طور کلی در این نوع بازی، اگر تیم قویتر بتواند در دقایق ابتدایی بازی گل بزند، شیرازه دفاعی حریف خواهد پاشید وگرنه هر چه از زمان بازی بگذرد به نفع تیمی خواهد بود که در حال دفاع است.
در تاریخ جنگها هم شاهد آن هستیم که کشور مهاجم نسبت به کشوری که مورد حمله قرار گرفته است، در وضعیت سختتری قرار دارد؛ چرا که معمولا تهاجم نظامی، حالتی تحت عنوان «اتحاد زیر پرچم» را به وجود میآورد و مردم را برای دفاع از آب و خاک خود متحد میکند.
لذا اگر کشور مهاجم بتواند به یک غافلگیری سریع و کوتاه مدت برسد، بی تردید برنده جنگ خواهد بود؛ وگرنه هر چه زمان بگذرد، در باتلاق دفاع همهجانبه حریف گرفتار میآید.
نمونه جنگ ویتنام در تاریخ معاصر، مثالی کلاسیک از این ماجراست؛ به نحوی که آمریکا و فرانسه با قدرت نظامی بسیار زیادی نتوانستند از پس چریکهای «ویت کونگ» برآیند و پس از نوزده سال جنگ فرسایشی، با پذیرفتن شکست، نهایتا به طور مفتضحانهای از ویتنام خارج شدند.
در جنگ اخیر ، آمریکا و رژیم اسراییل که دو ارتش بسیار قوی در اختیار دارند، انتظار داشتند با یک حمله برق آسا، جنگی کوتاه ( نهایتا سه روزه به اذعان ترامپ) با ایران داشته باشند و بعد از آن با شکست کشورمان، شرایط خود را به ما تحمیل کنند.
«آلون پینکاس» دیپلمات سابق وزارت خارجه و سرکنسول پیشین رژیم صهیونیستی در نیویورک، در گفتگو با روزنامه «گاردین» جزئیات تازهای از نحوه اثرگذاری «بنیامین نتانیاهو» بر «دونالد ترامپ» برای حمله به ایران افشا کرد. به گفته او، نتانیاهو با مثال آوردن ونزوئلا به عنوان یک حمله سریع و آسان به ترامپ گفته است: «کاری که میتوانیم با هم انجام دهیم، سرنگونی رژیم است. فکر کن که با هم مشترکاً، میتوانیم در سه چهار روز در جنگ پیروز شویم».
اما با شکست عملیات که قرار بود زود بازده باشد، آمریکا و رژیم اسراییل در یک جنگ فرسایشی گرفتار شدند که اینک آمریکا، کار سادهای برای برون رفت از آن نخواهد داشت.
ایران در حال حاضر مثل تیمی است که با حریف قوی تر خود از تاکتیک بازی تدافعی استفاده میکند و زمان قابل توجهی هم از بازی گذشته است. در این شرایط هر چه زمان بیشتری بگذرد فشار بر تیم مقابل بیشتر میشود و تلاش میکند تا شرایط را تغییر دهد؛ در صورتی که سازمان دفاعی تیم حفظ شود و به خصوص مدافعان اشتباه فاحشی نکنند، تغییر نتیجه برای حریف بسیار مشکل خواهد بود.
۲. دقایق پایانی و مسأله کامبک:
بارها شنیدهایم که فوتبال نود دقیقه است و ثانیهها در فوتبال بسیار ارزشمندند. بنابراین برای تیمی که بدنبال تغییر نتیجه است، احتمال گل زدن و برگرداندن نتیجه (کامبک) تا لحظات آخر بازی وجود دارد. پس کل تیم باید حتی یک لحظه هم به اصطلاح «پلک نزند» و مراقب باشد که ابتکار عمل بازی را از دست ندهد. گل لحظات آخر لیونل مسی به تیم ملی ایران در جام جهانی برزیل که پس از قریب به نود دقیقه مقاومت جانانه در برابر تیم قدرتمند آرژانتین صورت گرفته بود، نمونهای تلخ از این تغییر نتیجه بازی در لحظات آخر است.
باید در نظر داشت که تیمی که نتیجه را عقب است، به طور دائمی از طریق مربیان، فشار تماشاگر، جو سازی و ایجاد حاشیه و حتی تاثیرگذاری غیر مستقیم بر تصمیمات داوران در تلاش است که نتیجه بازی را تغییر دهد و این تلاش تا ثانیه آخر بازی پابرجاست.
در حال حاضر آمریکا و رژیم اسراییل تمام گزینهها برای برگرداندن نتیجه جنگ به سود خود را ارزیابی میکنند؛ از حیله و مکر در دیپلماسی تا از سرگیری عملیات نظامی، ترور و خرابکاری در ایران، رایزنی با دیگر کشورها و استفاده از سازمان ملل برای فشار به ایران، همگی در دستور کار است. در حال حاضر ما در شرایطی هستیم که در شبیه سازی با بازی فوتبال، مانند این است که از یک تیم پرقدرت یک بر هیچ جلو افتادهایم و در دقیقه هشتاد به بعد بازی قرار داریم.
مسأله مهم در اینجا این است که چه کنیم که کامبک نخوریم؟ نقاط ضعف ما در حال حاضر مسایل اقتصادی، عدم همراهی بخشهایی از جامعه و امکان تصمیمگیری غلط و سو محاسبه در میان مسئولان است.
با وجود نقاط ضعف مذکور، زمان به سود ما میگذرد و نزدیکی جام جهانی، کمبود لجستیکی آمریکا و رژیم اسراییل، انتخابات میان دورهای مجلس آمریکا و فشار اقتصادی ناشی از بسته مانده تنگه هرمز، عواملی هستند که گذر زمان را به سود ما کرده است.
اکنون باید پلک نزد، دقیق و اصولی عمل کرد و تا ثانیه آخر ایستاد تا خدای ناکرده «کامبک نخوریم». همچنین باید دانست با اتمام این جنگ، کار ما در تورنمنت نظام بین الملل تمام نمیشود و فارغ از هر نتیجه که امیدواریم پیروزی ایران باشد، نباید مغرور یا ناامید شد. بازی ادامه دارد و ما ایرانیان مردمان بازی بلدی هستیم. در واقع شاید بیشترین سابقه دوام و تاب آوری تاریخی را در میان ملل دنیا، تمدن ایرانی داشته باشد و امید اینکه این بازی بزرگ هم با پیروزی نهایی ما به پایان برسد.