رفتار رسانهای دونالد ترامپ که جنجالهای زیادی در دنیا بر پا کرده، بر پایهٔ «اشباع روایت»، «دستکاری احساسات» و «تولید قدرت مصنوعی» شکل گرفته است؛ رویکردی که اگرچه در کوتاهمدت توجه گستردهای ایجاد میکند، اما در بلندمدت میتواند به ریزش اعتبار و سردرگمی مخاطبان منجر شود.
در فضای رسانهای امروز، شبکههای اجتماعی و تولید لحظهای محتوا، به بخشی از ابزار قدرت سیاستمداران تبدیل شده است. دونالد ترامپ، اما یکی از چهرههایی است که رفتار رسانهای او همواره مورد توجه تحلیلگران بوده است. «محمد لسانی» کارشناس سواد رسانه و پژوهشگر رسانه، به بررسی ابعاد مختلف این موضوع میپردازد.
بمباران رسانهای مخاطب با «سندروم زبان بیقرار»
لسانی با اشاره به حجم بالای مواضع و پیامهای رسانهای ترامپ میگوید: «ترامپ دچار بیشفعالی رسانهای است و رکورد بیش از ۳۰۰ توییت و موضع در روز را دارد؛ چنین رکوردی را در کمتر شخصیتهای سیاسی میتوان یافت. اگر دو یا سه موضع او را حتی در یک روز، کنار هم بگذارید، میبینید همدیگر را نقض میکنند. در واقع، ترامپ تلاش میکند با حضور دائمی در فضای رسانه، اجازهٔ خالی شدن میدان خبر را ندهد و همواره ذهن مخاطب را درگیر خود نگه دارد؛ حتی اگر این حضور با تناقضگویی و آشفتگی همراه باشد.»
ترامپ بهدنبال «اشباع روایت» است
این پژوهشگر رسانه معتقد است یکی از مهمترین ویژگیهای رسانهای ترامپ، حرکت به سمت «اشباع روایت» است؛ «ما در کشورمان معضل خلأ روایت داریم؛ یعنی اصولاً اطلاعاتی بیرون نمیآید و کسی چیزی نمیگوید. یا بهدنبال روایت واحد هستیم؛ یعنی همه یک روایت را بگویند. اما ترامپ در رسانهها اصولاً بهدنبال اشباع روایت است. ترامپ حتی به سمت «روایت چندمنظره» حرکت کرده است؛ «قبلاً هر آدم یک تریبون و یک نظر داشت، اما الان کار به جایی رسیده که ترامپ خودش چندتریبونه و چندمنظره شده است. این رویکرد باعث «تشدید و تکثیر مخاطب» میشود تا افراد مختلف با دیدگاههای متفاوت جذب شوند. اما نوعی سطحینگری هم هست.»
به اعتقاد این کارشناس، اشباع روایت اگرچه میتواند در مقاطع کوتاه توجه عمومی را جلب کند، اما در بلندمدت موجب فرسایش اعتماد مخاطب و کاهش اعتبار رسانهای خواهد شد.
«ذبح واقعیت» و سیالسازی حقیقت
لسانی بخش دیگری از عملکرد رسانهای ترامپ را «ذبح واقعیت و تخریب حقیقت» توصیف میکند و میگوید «ترامپ میخواهد مخاطب با یک حقیقت یکسان مواجه نشود و اصولاً سیالیت حقیقت و واقعیت و نسبیت آن را جا بیندازد.»
او با اشاره به روایتهای متناقض رسانههای آمریکایی دربارهٔ جنگ با ایران توضیح میدهد «در رسانههای آمریکایی میبینیم که دربارهٔ دلیل آغاز جنگ ایران، سه یا چهار روایت مختلف مطرح میشود و مخاطب بین آنها سردرگم میشود. برخی رسانهها حتی تیتر زدهاند که «دولت ترامپ نمیتواند مدیریت روایت جنگ ایران را انجام دهد.» در چنین فضایی، مخاطب دیگر با یک تصویر روشن و قطعی روبهرو نیست و همین سردرگمی، قدرت تحلیل و قضاوت دقیق را از افکار عمومی میگیرد.»
«جنگ ضرورت» یا «جنگ انتخاب»؟
لسانی با اشاره به دوگانهای که در رسانههای آمریکا مطرح شده، میگوید «اگر ایران میخواست به آمریکا حمله کند، این جنگ، war of necessity یا جنگ ضرورت بوده؛ اما اگر ایران قصد حمله یا ساخت بمب اتم را نداشته و آمریکا حمله کرده، این میشود war of choice یعنی جنگ انتخاب. جالب اینکه بیش از ۶۰ درصد آمریکاییها معتقدند جنگ ایران، جنگ انتخابی و انتخاب ترامپ بوده است. بنابراین، اختلاف روایتها دربارهٔ چرایی جنگ، نشان میدهد حتی در داخل آمریکا نیز اجماع روشنی دربارهٔ مشروعیت این اقدامات وجود ندارد.»
رسانه؛ ابزار کنترل اجتماعی و رفتارسازی
این پژوهشگر رسانه معتقد است نگاه حاکمیت آمریکا به رسانه، صرفاً اطلاعرسانی نیست؛ «ترامپ و دولتش خودشان را مسئول میدانند که با موضعگیری و رسانه، اقتصاد را مدیریت کنند؛ از قیمت نفت و بورس تا مدیریت تورم. نگاه هیئت حاکمهٔ آمریکا، چه جمهوریخواه و چه دموکرات، این است که رسانه ابزار کنترل اجتماعی و رفتارسازی جامعه است. در این نگاه، رسانه فقط یک روبنا نیست، بلکه ابزاری برای «نظامسازی و جهتدهی اجتماعی» محسوب میشود. در واقع، رسانه در این الگو صرفاً وسیلهٔ انتقال خبر نیست، بلکه ابزاری برای هدایت رفتار مردم و کنترل فضای اجتماعی و اقتصادی به شمار میرود.»
ترامپ تنفر از خودش را مدیریت میکند!
لسانی با بیان اینکه بسیاری از رفتارهای ما بیش از آنکه منطقی باشند، احساسی هستند، یکی دیگر از ویژگیهای رسانهای ترامپ را «دستکاری احساسات و تولید هیجان» میداند. او میگوید: «ترامپ آدم منفوری است، چون به کشور ما حمله کرده؛ اما با شوخیها و شیرینکاریهایی که میکند، عملاً دنبال این است که خودش را شبیه کلیشهٔ دلقک نشان دهد؛ چون مردم با کسی که آنها را میخنداند، ارتباط برقرار میکنند.» بنابراین، ترامپ از این طریق «مدیریت تنفر از خودش» را انجام میدهد و تلاش میکند سطح نفرت مخاطبان را تعدیل کند. شوخیها و رفتارهای نمایشی ترامپ صرفاً رفتارهای شخصی نیست، بلکه بخشی از یک مدیریت احساسی و هیجانی روی افکار عمومی محسوب میشود.»
این کاسبِ خودشیفته تشنهٔ دیده شدن است
لسانی، شخصیت ترامپ را «نارسیسیست و خودشیفته» توصیف میکند و میگوید: «ترامپ به شدت دنبال گرفتن تأیید از دیگران است و مدام غلو و برجستهنمایی میکند تا خودش را محور همهٔ اخبار و رویدادها قرار دهد. مطرح کردن مداوم مسائل به اصطلاح «خالهزنکی» و شخصی دربارهٔ چهرههای سیاسی جهان، مثل ارتباط مکرون و همسرش، بخشی از همین تلاش برای تبدیل شدن به «مرکز ثقل توجه» است؛ موضوعی که در علوم ارتباطات از آن با عنوان «اقتصاد توجه» یاد میشود. در چنین شرایطی، اصل ماجرا گاهی اهمیت خود را از دست میدهد و مهمتر از هر چیز، دیده شدن و باقی ماندن در مرکز توجه رسانههاست.»
«قدرت پوشالی» و دستاوردسازی با اعداد
ترامپ تلاش میکند یک «قدرت پوشالی و مصنوعی» از خود بسازد. لسانی میگوید «ترامپ هم خدای فیکنیوز است و هم خودش یک شخصیت فیک محسوب میشود؛ یعنی هم فیک و دروغ میگوید و هم شخصیت و هویتش فیک عمل میکند. ترامپ مدام از اعداد استفاده میکند؛ مثلاً میگوید بیش از هزار بمب انداختیم یا ۱۵۰ ناو و ناوچه را نابود کردیم. در حالی که اعداد هیچوقت دستاورد نمیشوند. اعداد فقط مبنای محاسبهٔ اهداف هستند. آمریکا ممکن است «تاکتیکی» پیروزیهایی داشته باشد، اما در سطح «استراتژیک» در حال شکست خوردن است. این تحلیلگر رسانه معتقد است بزرگنمایی آماری، اگر بدون تحقق اهداف واقعی باشد، بیشتر به ساختن یک تصویر مصنوعی از قدرت شباهت دارد تا نمایش یک موفقیت واقعی.»
ترامپ «روایت جایگزین» را مسدود میکند
این پژوهشگر رسانه در بخش پایانی صحبتهایش میگوید ترامپ تلاش میکند مانع شکلگیری «روایت شکست» شود و توجه افکار عمومی را از مسائل اصلی منحرف کند. او توضیح میدهد «ترامپ این روزها پشت سر هم به CNN و نیویورکتایمز برچسب فیکنیوز و خائن میزند. به اعتقاد ترامپ هر کسی بگوید ایران قدرت دارد یا پیروز است، خیانت کرده است.»
لسانی همچنین به محدودسازی رسانهها در دولت ترامپ اشاره میکند؛ «وزیر جنگ آمریکا برخی عکاسان رسانههای معتبر از جمله آسوشیتدپرس را اخراج کرد؛ چون به نظرش از او عکسهای خشن و بدریخت میگرفتند! همهٔ این اقدامات نشان میدهد ترامپ بهدنبال «مسدود کردن روایت جایگزین» (Alternative Narrative) و تقویت رسانههای جریان اصلی و همسو با خود است تا روایت دیگری در افکار عمومی شکل نگیرد.
در مجموع، به باور لسانی، کنترل روایت و محدود کردن صداهای مخالف، یکی از مهمترین ابزارهای رسانهای ترامپ برای مدیریت افکار عمومی و جلوگیری از برجسته شدن روایت شکست است.
جنگ روایتها؛ میدان اصلی نبرد رسانهای
مجموعهٔ رفتارهای رسانهای ترامپ، از «اشباع روایت» و «سیالسازی حقیقت» تا «دستکاری احساسات» و «مسدود کردن روایت جایگزین»، نشان میدهد که در جهان امروز، رسانه فقط ابزار اطلاعرسانی نیست؛ بلکه بخشی از میدان قدرت و نبرد سیاسی است. بنابراین، آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، توانایی تشخیص روایتهای واقعی از روایتهای ساختهشده و حفظ قدرت تحلیل در برابر بمباران رسانهای و هیجانی است؛ موضوعی که میتواند نقش تعیینکنندهای در شکلگیری افکار عمومی داشته باشد.