«اولین اقدام پس از مأموریت گرفتن برای تأسیس شاخه نفوذ، ملاقات با متخصصان تبلیغات، بازاریابی، روزنامهنگاران و فعالان کارزارهای سیاسی بود. در مرحله بعد، او یک واحد اطلاعاتی جدید ایجاد کرد که مأموریتش درک افکار عمومی و روندهای رسانهای در ایران بود.» اینها بخشهایی از گزارش یکی از رسانههای صهیونیستی درباره اقدامات سرویس جاسوسی رژیم اسرائیل برای فعالیتهای ضد امنیتی در ایران است. کارکرد اصلی این گزارش، هرچند در داخل رژیم اسرائیل، ارائه گزارش کار به رئیس سابق موساد و اعاده حیثیت این سرویس در برابر ارتش اسرائیل است، اما در عین حال حاوی اطلاعات و اعترافات جالبی درباره مداخلات ضد امنیتی اسرائیلیها در امور داخلی ایران نیز هست.
مهمترین بخش ماجرا شاید به نیت و انگیزه راهاندازی یک مرکز جدید در داخل سرویس جاسوسی رژیم اسرائیل بازگردد؛ مرکزی که قرار بوده امور مربوط به نفوذ و ضربه به منافع ایران را نه لزوماً از شیوههای کلاسیک جاسوسی و امنیتی، بلکه متکی بر اطلاعات و منابع باز انجام دهد. در ادامه، مبتنی بر همین اطلاعات و منابع، عملیات ضد امنیتی خود را بر بستر شبکههای اجتماعی و رسانهای شکل دهد که کاربران فارسیزبان ایرانی در آن بسترها مشغول فعالیتاند. گزارش ابایی ندارد از اینکه اعلام کند برای این کار، حتی گاه با کمک هوش مصنوعی، اینفلوئنسرهای مجازی در اکوسیستم مجازی جامعه فارسیزبان ایجاد کرده تا در ادامه، عملیات خود را با اتکا به این اینفلوئنسرها پیش ببرد.
هدف این اقدام محدود به ضربات ضد امنیتی و جاسوسی به روشهای قدیمی نبود. ایجاد و راهاندازی هستههایی برای نافرمانی مدنی و در ادامه شورش، ناامنی و اقدامات تروریستی، به این سرشبکهها محول میشود. گزارش به نقل از یکی از مقامات سابق موساد اذعان دارد که این اقدام، پیوست یک اقدام نظامی و امنیتی بوده و قرار بوده در کنار آن، ضربه به ساختارهای اجتماعی و روانی در داخل جامعه ایرانی را پیگیری کند. اشاره به این موضوعات، همراه با برخی اشارات دیگر به جذب نیروی انسانی از داخل جامعه ایرانی، همگی همان گزارهای را تأیید میکنند که مقامات کشورمان چه در وقایع دیماه ۱۴۰۴ و چه در زمان اغتشاشات ۱۴۰۱ بر آن تأکید داشتند: «پیشران اصلی اغتشاشات و اقدامات تروریستی، سرویسهای امنیتی بیگانه، بهخصوص اسرائیل است.»
گزارش به نقل از مقام سابق موساد همچنین به این موضوع اشاره مستقیم دارد که این اقدامات قرار بوده زمینه را برای براندازی و تغییر نظام سیاسی در ایران فراهم کند. به تعبیر خودش، مأموریت اصلی آنها این بوده که «سقوط جمهوری اسلامی را تسریع و آن را نزدیکتر کنند». طبق این گزارش، سمپاشی علیه شخصیتها و چهرههای تأثیرگذار کشور، افشاگری علیه آنها با کمک افراد نزدیک به آن شخصیتها، جذب عناصر خودفروخته داخلی برای همکاری با پروژههای ضد امنیتی و در نهایت فعالیت با پرچم دروغین و دامن زدن به نُقار (دشمنی)، بدبینی و کینه علیه نظام سیاسی، همگی تاکتیکهایی هستند که توسط این شبکه و این مرکز برای تحریک مردم و افکار عمومی علیه نظام سیاسی مورد استفاده قرار گرفته و میگیرند.
هرچند واکنش میلیونی مردم چه در جنگ ۱۲ روزه و چه در جنگ اخیر نشان داد که جامعه ایرانی در بزنگاههایی از این دست علیه دشمن متجاوز خارجی متحد میشود، اما این نعمت عظیم ملی نباید مانع از آن شود که هوشیاری در برابر چنین اقداماتی کاهش یابد. همچنین نباید مانع از آن شود که نخبگان و جریانهای مختلف تأثیرگذار داخلی متوجه مسئولیت اجتماعی خود نباشند؛ چهبسا حرفها، صحبتها و نظراتی که ولو برخاسته از نیتی صادقانه باشد، اما کارکرد عملیشان همراهی با پروژههای دشمن و تبدیل شدن به بخشی از زنجیره اقدامات ضد امنیتی آنهاست. این گزارش و اعترافات نظیر آن بهوضوح نشان میدهد که دشمن از هیچ زخم، گسل و شکافی غافل نیست و به همه اینها بهمثابه بستری برای فعالیت ضد امنیتی مینگرد.