سید محمدعماد اعرابی طی یادداشتی نوشت:
جایگزینی بستهبندیهای رنگی و جذاب چیپس با بستهبندیهای سیاه و سفید و رنگ و رو رفته، نه تغییری رو به جلو برای افزایش فروش که تنها چارهای بود که شرکت «کالبی» (Calbee) داشت تا فروش خود را حفظ کند. علت این انتخاب نامطلوب و واپسگرایانه تنها یک چیز بود: «انسداد تنگه هرمز».
شرکت بزرگ و قدیمی «کالبی» مستقر در توکیو که محصولاتش علاوه بر بازار ژاپن در بازار آمریکا، استرالیا و چین نیز به فروش میرسد از حدود دو هفته پیش، بستهبندی ۱۴ محصول خود را سیاه و سفید کرد؛ چون یکی از مشتقات نفتی به نام «نفتا» (Naphtha) که در تولید جوهر چاپ کاربرد دارد با بسته شدن تنگه هرمز در ژاپن کمیاب شده است. فقط «کالبی» نبود که مجبور به این انتخاب شد. شرکت «ایتوهام» (Itoham) به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فرآوردههای گوشتی و غذایی در ژاپن نیز برای حفظ میزان فروش خود، استفاده از بستهبندیهای سیاه و سفید را محتمل دانست.
پیش از آنها شرکت «نیشین» (Nisshin Seifun Welna) یکی از تولیدکنندگان شناخته شده پاستا در ژاپن نیز اعلام کرده بود برای صرفهجویی در مصرف جوهر، از نوارهای کاغذی بدون چاپ برای بستهبندی پاستای خود استفاده خواهد کرد. پیش از همه اینها کارخانه «یامایوشی سیکا» (Yamayoshi Seika) که چیپسهای محبوب «واسابیف» (Wasabeef) را تولید میکرد، تعطیل شد. علت این تعطیلی هم ساده بود؛ دیگهای بخار که روغن پخت و پز مورد استفاده برای سرخ کردن چیپس سیبزمینی را گرم میکنند از نفت سنگین به عنوان سوخت استفاده میکردند و با انسداد تنگه هرمز و عدم دسترسی به نفت سنگین، کارخانه «یامایوشی سیکا» چارهای جز تعطیلی نداشت. تغییر بستهبندیهای چیپس و سایر مواد غذایی اگرچه اتفاقی ناچیز و جزئی به نظر میرسد اما دقیقاً نشان میدهد که «تنگه هرمز» تا ریزترین جزئیات زندگی مردم جهان، تأثیرگذار است.
تقریباً یک ماه از انسداد تنگه هرمز گذشته بود که دکتر «مارک جانسون» استاد میکروبیولوژی دانشگاه میسوری آمریکا نوشت: «امیدوارم امسال کسی به [عکسبرداری] MRI نیاز نداشته باشد. بزرگترین تولیدکننده هلیوم مایع جهان در قطر است و تعطیل شده است. ما الان متوجه شدیم که موجودیمان برای امسال حداقل به نصف کاهش خواهد یافت. هیچکس نمیتوانست این را پیشبینی کند.» این استاد آمریکایی راست میگفت؛ ساکنان کاخ سفید آنقدر خیالشان بابت تأمین ساده و ارزان فرآوردههای نفتی و گازی از منطقه خلیجفارس راحت بود که ظاهراً یادشان رفته بود حتی دستگاههایی مثل MRI از ابررساناهایی استفاده میکند که برای خنکسازی تنها با هلیوم مایع در دمای بسیار پایین کار میکنند. اختلال در تأمین هلیوم میتواند دستگاههای MRI را خاموش کند، تصویربرداریهای تشخیصی را بهتأخیر انداخته، خدمات پزشکی پیشرفته در بیمارستانها را مختل کرده و در نتیجه جان بیماران را بهخطر بیندازد.
علاوه بر تجهیزات پزشکی مانند دستگاه MRI، هلیوم در فناوریهای پیشرفته رایانهای نیز کاربردهای فراوانی دارد. از هلیوم برای چاپ و حکاکی مدارها روی سیلیکون، خنک نگهداشتن زیرلایهها و در نهایت افزایش بازدهی تراشههای الکترونیکی استفاده میشود. انسداد تنگه هرمز و اختلال در عرضه هلیوم به عنوان یکی از مشتقات گاز طبیعی مایع(LNG)، شرکتهایی مانند سامسونگ و SK Hynix (دومین تولیدکننده چیپهای حافظه در جهان) را شدیداً به دردسر انداخته است.
نه فقط اختلال در عرضه هلیوم، که قطع صادرات گاز طبیعی(LNG) از خلیجفارس نیز شرکتهای فعال در حوزه فناوریهای پیشرفته رایانهای را با چالشی بزرگ مواجه کرده است. شرکت چندملیتی TSMC (مستقر در تایوان) که تولیدکننده اصلی گرانترین و پیشرفتهترین تراشههای جهان برای شرکتهایی مثل انویدیا(Nvidia)، ایامدی(AMD)، اپل(Apple)، کوالکام(Qualcomm) و... است، این روزها دغدغهای جز تأمین انرژی ندارد. تایوان بیش از ۹۰ درصد منابع انرژی خود را وارد میکند و برای تولید برق به شدت به گاز طبیعی وابسته است.
طبق گزارش بلومبرگ تایوان در سال ۲۰۲۵ تقریباً ۴۰ درصد گاز طبیعی مورد نیاز خود را از منطقه خلیجفارس تأمین کرد. «سی.سی وی» مدیرعامل TSMC پیش از شروع جنگ در غرب آسیا و انسداد تنگه هرمز گفته بود: «بزرگترین نگرانی من برق تایوان است. من به برق کافی نیاز دارم تا بتوانم ظرفیت تولیدم را بدون محدودیت گسترش دهم.» آنچه مدیرعامل TSMC از آن نگران بود و میترسید، حالا پیش چشمانش قرار دارد چون با انسداد تنگه هرمز دستکم ۴۰ درصد منابع انرژی تولید برق در تایوان هم از دست رفته است.
اینها موارد اندکی از تأثیر انسداد تنگه هرمز بر مردم جهان است که کمتر به آن پرداخته میشود. رسانهها بیشتر ترجیح میدهند به تأثیرات مستقیم و بیواسطهتر آن بر حملونقل هوائی و صنعت گردشگری، کودهای شیمیایی و صنعت کشاورزی، قطعات پلاستیکی و پلیمری و صنعت خودروسازی و... بپردازند؛ اما بزرگترین غافلگیریها همیشه در نقاطی رخ میدهند که کمترین توجه را به خود جلب کردهاند.... یکی از واقعیتهایی که جنگ رمضان پیش روی ما گذاشت این بود که از کم اهمیتترین اجزاء در زندگی روزمره یعنی بستهبندی چیپس تا مهمترین قطعات زندگی امروز بشر مانند تراشههای پیشرفته رایانهای ارتباطی غیرقابل انکار با تنگه هرمز و خلیجفارس دارند. بیجهت نیست که رادیو دولتی فرانسه از «تنگه هرمز» به عنوان «شاهرگ تمدن صنعتی جهان» نام برد.
واقعیت دیگر این است که هر ۸ کشور مستقر در این منطقه حساس از جهان، کشورهای اسلامی هستند. «شاهرگ تمدن صنعتی جهان» در دست امت اسلام است و با این وجود رژیم صهیونیستی با حمایت آمریکا، مسلمانان را در فلسطین و لبنان قتلعام و زمینهایشان را اشغال میکند! حاکمان مرتجع کشورهای اسلامی نهتنها برای اعتلای جهان اسلام از این موهبت خدادادی استفاده نکردهاند بلکه آن را رایگان و حتی با پرداخت دلارهای نفتی در اختیار آمریکا و رژیم صهیونیستی گذاشتهاند.
می ۲۰۲۵ (اردیبهشت ۱۴۰۴) طی سفر سه روزه ترامپ به غربآسیا، عربستان سعودی ۶۰۰ میلیارد دلار در قالب قراردادهای دفاعی، سرمایهگذاری و خرید خدمات و تجهیزات به آمریکا داد. این رقم برای امارات به ۲۰۰ میلیارد دلار میرسید که البته قسمتی از تعهد قبلی امارات برای پرداخت ۱.۴ تریلیون دلار به آمریکا در قالب سرمایهگذاری ده ساله بود. قطر نیز ۲۴۳.۵ میلیارد دلار با عناوینی مشابه به آمریکا پرداخت کرد. قطریها علاوه بر این، یک مشارکت امنیتی با آمریکا را پذیرفتند که شامل بیش از ۳۸ میلیارد دلار سرمایهگذاری برای پشتیبانی از پایگاه هوائی العدید و تقویت دفاع هوائی و امنیت دریایی میشد.
حالا با وقوع جنگ رمضان و زیر ضرب رفتن پایگاههای منطقهای آمریکا توسط ایران تقریباً مشخص شده، دلارهایی که حاکمان عرب به سوی آمریکا سرازیر کردند هیچ امنیت و دفاع مستحکمی برایشان ایجاد نکرده است. «حمد بن جاسم آل ثانی» وزیر خارجه اسبق قطر سالها پیش در یک مصاحبه تلویزیونی چگونگی احداث پایگاه العدید را توضیح داد. او گفت این پایگاه به درخواست آمریکا ساخته شد نه قطر؛ ما هیچ پیشنهادی به آنها ندادیم. وزیر خارجه اسبق قطر گفت پایگاه با ظرفیت بیش از ۴۰ هواپیما ساخته شد اما قطر ۱۲ هواپیما داشت: «پس وقتی پایگاه آماده شد، دو گزینه پیشرو داشتیم: یا آن را تعطیل کنیم یا این که یک دوست، با یک توافق از آن استفاده کند... و با آمریکا توافق کردیم که استفاده کند!» وقتی مجری برنامه از او پرسید: «چه کسی این پایگاه را کنترل و اداره میکند؟ آمریکاییها یا قطریها؟» حمد بن جاسم صادقانه جواب داد: «فکر میکنی آمریکاییها هرجا باشند، اجازه میدهند کس دیگری کنترل آن را در دست بگیرد؟!»
«جابر الصباح» نخستوزیر اسبق کویت میگفت: «ما جنگندههای اف-۱۸ را از آمریکا خریدیم اما هیچ استفادهای از آنها نکردیم. با این حال هر ماه به عنوان اجرت نگهداری به آنها بیش از یک میلیون دلار اجرت پرداخت میکنیم.» او میگفت: «در نهایت به آمریکاییها گفتیم که ما آن جنگندهها را نمیخواهیم؛ به خودتان بخشیدیم، ببریدشان!» «جابر الصباح» این سخنان را با «نوری المالکی» نخستوزیر وقت عراق میگفت و به او توصیه کرد به دنبال خرید جنگندههای اف-۱۶ آمریکا برای عراق نباشد.
«الصباح» به «المالکی» گفت: « آنها نه از شما حمایت میکنند و نه به شما سلاح و موشک میدهند.» همینطور هم بود؛ «نوری المالکی» میگفت وقتی عراق با تهدید داعش مواجه شد، آمریکا هیچ کمکی به آنها نکرد. وقتی او خواستار دریافت جنگندههای اف-۱۶ شد؛ «باب منندز» رئیس وقت کمیته سیاست خارجی سنای آمریکا به او پاسخ داد: «من [با این کار] موافقت نمیکنم! از کجا معلوم با این جنگندهها اسرائیل را نزنی؟!» نه تنها عراق که آمریکا تا همین امروز برای تضمین برتری هوائی اسرائیل حتی حاضر نشده است جنگندههای نسل جدید خود را در اختیار امارات بگذارد.
جنگ رمضان آشکارتر از گذشته نشان داد پایگاههای آمریکا در کشورهای عربی نه برای حفاظت از این کشورها که برای دفاع از رژیم صهیونیستی ساخته شدهاند. وظیفه این پایگاهها ایجاد عمق راهبردی مؤثر برای اسرائیل است؛ چیزی که رژیم صهیونیستی از نبود آن به علت وسعت محدود اراضی اشغالی رنج میبرد. رهبر شهید انقلاب، ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ در هشدار به کشورهای عربی همین نکته را مطرح کردند: «این دولتهای عربی که اطراف ما هستند، اینها باید بدانند آمریکا قابل اعتماد نیست، آمریکا به اینها به چشم ابزار نگاه میکند؛ ابزار حفظ رژیم صهیونیستی و حفظ خوی و منافع استکباری خود آمریکا در منطقه. آمریکا در واقع اصلاً هیچ علاقهای به اینها ندارد؛ از پولشان استفاده میکند، از نیروی اینها برای مقاصد خودش استفاده میکند؛ برای اینکه یک حفاظی درست کند، رژیم صهیونیستی را حفظ کند و اهداف استکباری خودش را در منطقه نگه بدارد و حفظ کند.»
حاکمان مرتجع عربی باید در جنگ رمضان فهمیده باشند که چگونه خاک کشورشان به سپر رژیم صهیونیستی و منافع آمریکا تبدیل شد. آنها باید فهمیده باشند موقعیت حساس جغرافیایی کشورهای اسلامی این منطقه و منابع و ذخایر زیرزمینیشان تا چه اندازه در جهان تعیینکننده است. آنها میتوانند با همراهی ایران عظمت را به جهان اسلام بازگردانند اما ظاهراً خواب حکام عرب سنگینتر از آن است که با جنگ رمضان بیدار شوند.
خمینی عزیز(ره) درباره آنها میگفت: «بیتوجهی این حکومتها اسباب این شده است که آمریکا از آنور دنیا دستش را دراز کرده و اینجا زمام امور این حکومتها را به دست گرفته، قدرت [نفت] دست اینهاست، لکن قدرتی که عقل ادارهاش را ندارند، قدرت دارند، لکن اداره نمیتوانند بکنند... اسلحه [نفت] دست شماست، لکن باید آن کسی که اسلحه دستش است بداند چه میکند، بداند در کجا باید به کار ببرد، شما اسلحه دست گرفتید و به اسلام صدمه میزنید.»