جوان‌ترین فرمانده؛ ناگفته‌هایی از نبوغ و اخلاص سرلشکر شهید محمد باقری

سرلشکر پاسدار محمد باقری، رئیس ستادکل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران که در بامداد جمعه، 23 خرداد ماه 1404، در جریان حمله جنایتکارانه رژیم صیهونیستی به شهادت رسید‌، از فرماندهان و یادگاران دوران 8 سال دفاع مقدس بود که با شروع حوادث کردستان به عضویت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و از تابستان سال 59 در این نهاد انقلابی مشغول به فعالیت شد.

وی پس از شهادت حسن باقری مسئولیت اطلاعات عملیات جنگ را به‌عهده گرفت و به‌عنوان یکی از فرماندهان مهم و تأثیرگذار توانست ایفای نقش کند. شهید سرلشکر محمد باقری که از سال 1359 وارد جنگ شده بود، نقش کلیدی و مهمی در عملیات‌های مختلف داشت. او از  طراحان جنگ، فرماندهان برجسته و مسئول اطلاعات عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که نقشی کلیدی و مهم در عملیات‌های مختلف دفاع مقدس داشت.

با وجود نقش مهمی که شهید محمد باقری در دوران دفاع مقدس داشت،‌ کارنامه عملیاتی او در این دوران برای عموم کمتر شناخته شده است. مؤسسه حسن باقری با توجه به این مهم و با در نظر گرفتن تأکیدات رهبر شهید انقلاب برای ثبت خاطرات فرماندهان جنگ، اقدام به ثبت بخشی از خاطرات ایشان کرد که قرار است جلد نخست آن منتشر شود. سردار فتح‌الله جعفری، رئیس این مؤسسه در گفت‌وگویی با تسنیم درباره جزئیات این طرح گفت که مشروح آن را می‌توانید در ادامه بخوانید:

*تسنیم: نگارش تاریخ شفاهی و خاطرات سردار شهید محمد باقری از چه‌زمانی آغاز شد و در زمان حاضر، در چه مرحله‌ای قرار دارد؟

با توجه به اهمیت ثبت خاطرات سرلشکر محمد باقری، با ایشان صحبت کردیم که فرصتی را برای ثبت این خاطرات براساس یادداشت‌های روزانه ایشان و یادداشت‌های روزانه بنده، قرار دهند. این جلسات با حضور ایشان، من، مصطفی رحیمی و آقای نیازی هر چهارشنبه به‌صورت روتین برگزار می‌شد، در ابتدا جلسات خوبی داشتیم، ایشان دو ساعت برای این کار وقت می‌گذاشتند، درباره موضوعات گفت‌وگو می‌کردیم، ایشان نیز مطالبی را بیان می‌کردند که برای ما بکر و تازه بود، تا عملیات خیبر با یکدیگر صحبت کردیم، ایشان گفتند که بعد از خیبر، مطالب زیاد است. پس از مدتی، دیگر فرصت دست نمی‌داد که همچون گذشته هر چهارشنبه به‌صورت روتین جلسات برگزار شود، دیگر جلسات از هر هفته به هر دو هفته یک‌بار و یا ماهی یک‌بار تغییر کرده بود.

به ایشان زنگ زدم که؛ "این‌طور نمی‌شود ادامه داد، باید برای این کار که حائز اهمیت است، وقت گذاشت، بسیاری از مسائل در ذهن شماست که ممکن است روی کاغذ و در یادداشت‌ها نباشد و یا مطالب مهمی در یادداشت‌ها هست که به‌صورت تیتروار نوشته شده، که مسائل مهمی هم هستند".

ایشان در شناسایی عملیات‌های مهمی چون کربلای 4 و 5، شلمچه، والفجر حضور داشتند، یک ماه در زمستان 66 در عراق بودند، گفتم؛ "مطالب این مقاطع در ذهن شماست که باید روی کاغذ بیاید."، جلساتی را بعد از آن گذاشتند، اما مشغله فراوان ایشان و بعد هم جنگ و شهادت، سبب شد که متأسفانه کار به‌صورت کامل با حضور ایشان انجام نشود. قرار شد آقای مصطفی رحیمی با استفاده از منابع دیگر، مانند دفتر یادداشت‌های من، دفتر یادداشت‌های سرلشکر شهید رشید و... این مطالب را تکمیل کنند و در دو جلد منتشر شود. در زمان حاضر، کار دارد انجام می‌شود و امیدواریم که به‌زودی جلد یک این اثر به چاپ برسد.

*تسنیم: فکر می‌کنم راضی‌کردن ایشان برای ثبت خاطرات با توجه به تواضعی که داشتند، کار چندان راحتی هم نبود.

بله، همین‌طور است، با توجه به روحیات ایشان کنار اینکه ایشان آدم مؤثری در جنگ بود، ایشان بعد از شهادت حسن باقری، کنار فرماندهانی چون محسن رضایی، سرلشکر رحیم صفوی و سرلشکر شهید رشید، از جمله فرماندهان درجه‌اول جنگ بودند و مسئولیت‌های مهمی داشتند، جایگاه ممتاز ایشان سبب شده بود که کمتر فرصت داشته باشد برای ثبت خاطراتش، از سوی دیگر، ایشان خیلی ساده بود و با وجود نقش مهمی که در جنگ داشت، اصلاً ادعایی در این زمینه نداشت، همیشه می‌گفت جنگ را دیگران کردند.

*تسنیم: سرلشکر محمد باقری شخصیت کاریزماتیکی داشتند، همان‌طور که اشاره فرمودید، هم در جنگ و در سال‌های بعد از آن، نقش مهمی در مدیریت میدان داشتند، مسئولیت‌های مهمی نیز در این سال‌ها به‌عهده ایشان بود، چه‌عواملی در شکل‌گیری این ویژگی ایشان اثرگذار بود؟ برادرشان چه‌نقشی در این زمینه داشتند؟ آیا در این زمینه الهام‌بخش ایشان بودند؟

برادرشان، شهید حسن باقری، نابعه جنگ و فرمانده افسانه‌ای جنگ بودند، هیچ فرمانده‌ای را در طول جنگ و بعد از آن مانند حسن باقری نداشتیم که این‌قدر بر دشمن مسلط باشد و عمده عملیات‌های جنگ را طراحی کند.

حسن باقری جای خود را داشت، به‌نظرم، هر دو این عزیزان، توانایی‌های منحصر به فرد مدیریتی و ذهن خلاقشان را از مادر بزرگوارشان به‌ارث برده بودند. سرلشکر شهید محمد باقری علاوه بر اینکه به‌عنوان برادر حسن باقری مطرح بود، خودش هم وزنه‌ای در این زمینه بود، توانمندی‌های منحصر به فردی در زمینه اطلاعات عملیات در جنگ داشت.

از سوی دیگر، ویژگی‌های فردی ایشان نیز در موفقیت ایشان نقش مهمی داشت، از جمله اینکه صداقت و راستگویی ایشان، بی‌ادعا بود، ادعایی نداشت که چه بودیم و چه هستیم، مادرشان هم این‌طور بود، این جزو خصلت‌های برجسته باقری‌هاست.

از سوی دیگر، هوش بالا، سرشار و مانایی داشت. محمد باقری بعد از حسن باقری، بیش از همه دشمن را می‌شناخت، در هر جنگی شناخت دشمن و داشتن اطلاعات از او خیلی مهم است، این خصلت را شهید محمد باقری داشت.

ویژگی دیگر ایشان که در این مسیر مهم بود، این بود که خودشان و خانواده‌شان زندگی بسیار ساده‌ای داشتند، اهل مال دنیا نبودند و در این زمینه مراقب بودند.

ما سال‌ها با خانوده باقری‌ها ارتباط خانوادگی داشتیم، در دوره‌ای در یک خانه در اهواز زندگی می‌کردیم و در سال‌های 65 ـ 63 همسایه بودیم، خاطرم هست که ایشان چقدر روی این مسائل ملاحظه داشت، ما یک باغ پدری در اصفهان داریم، برادرم یک سال از اصفهان برای ما که در اهواز بودیم، از این باغ دو صندوق میوه مثل زردآلو و... فرستاده بود، آن موقع نوبر بود و گران.

ایشان وقتی این میوه‌ها را دید، پرسید؛ "این‌ها کجا بود؟"، من هم به شوخی گفتم؛ "این‌ها کمک‌های مردمی است که برای رزمندگان فرستاده‌اند."، پرسید؛ "پس در خانه ما چه‌کار می‌کند؟"، ایشان لب به میوه‌ها نزد، فرداصبح به ایشان گفتم؛ "محمدآقا، چرا از میوه‌ها نخوردی؟"، گفت؛ "شما به‌چه‌حقی کمک‌های مردمی را به خانه آوردید؟"، گفتم؛ "این میوه‌های باغ پدرم است."، خیلی جا خورد، گفت؛ "شما که نرفته بودی!!"، من هم ماجرا را تعریف کردم که برادرم فرستاده است.

شهید باقری خیلی روی این مسائل دقت می‌کرد؛ حتی پرهیز از هر چیزی که حقش بود، در مرام ایشان دیده می‌شد،

اهل علم بود، وقتی وارد جبهه شد دانشجو بود. مجموع این خصائص سبب شد ایشان به درجات بالا برسد.

*تسنیم: اشاره کردید که سال‌ها همراه ایشان بودید، در این مدت چه‌ویژگی از منش اخلاقی ایشان برای شما قابل‌تأمل بود؟

خیلی شخصت محترمی داشت، به همه احترام می‌گزارد، برایش افراد تفاوتی نداشت، برای نیروهای تحت‌امرش احترام زیادی قائل بود، تلاش زیادی برای تأمین رفاه نیروهایش انجام می‌داد، این شخصیت‌دادن به دیگران، برای من خیلی جالب بود،

از سوی دیگر، آدم باثباتی بود، از نظر اخلاقی صادق و در عین حال، دقیق، ریزبین و نکته‌سنج بود، زندگی بسیار ساده‌ای داشت و مادیات در نظرش ارزشی نداشت، به مسائلی در این زمینه دقت می‌کرد که شاید در نظر ما چندان اهمیت نداشت یا به نظر ما نمی‌رسید.

شهید حسن باقری جوان‌ترین فرمانده در دوران جنگ تحمیلی هشت‌ساله بود، پس از ایشان، شهید محمد باقری جوان‌ترین فرمانده میان فرماندهان بود، هرچند این ویژگی را داشت، اما توانایی‌های منحصر به فردی در ایشان وجود داشت که شخصیت ایشان را ممتاز کرده بود.