بازتاب روزانه جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی برای طرف‌های متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرده و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شد و در ادامه هم توسط ترامپ تمدید شد اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های غربی

بی‌بی‌سی در گزارشی از آخرین تحولات میدانی و دیپلماتیک نوشت که هم‌زمان با حملات هوایی جدید اسرائیل به جنوب لبنان و دستور تخلیه ۲۰ منطقه، مقامات ایران و پاکستان از نزدیکی بی‌سابقه به توافق صلح خبر داده‌اند. به نوشته این رسانه، شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان که کشورش میانجی مذاکرات است، اعلام کرد که «ما اکنون از همیشه به توافق صلح نزدیک‌تریم» و نهایی‌سازی آن «احتمالاً ظرف ۲۴ ساعت آینده» رخ خواهد داد.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نیز با ابراز «امیدواری بسیار» تأکید کرد که توافق شامل آتش‌بس در لبنان، بازگشایی تنگه هرمز و لغو محاصره دریایی آمریکا خواهد بود، اما مذاکرات درباره برنامه هسته‌ای به مراحل بعدی موکول می‌شود. وی تصریح کرد که مدیریت تنگه هرمز «دیگر مانند گذشته نخواهد بود» و به درخواست ایران برای دریافت حق عبور اشاره داشت.

بی‌بی‌سی می‌افزاید که ترامپ ساعاتی پس از تهدید به حمله، از لغو آن و دستیابی به «توافقی عالی» خبر داد، اما سپس محتوای منتشرشده در رسانه‌های ایران از مفاد توافق را «کاملاً بی‌ربط با حقیقت» خواند. مقامات آمریکایی در نشستی مطبوعاتی تأکید کردند که هیچ پولی پیشاپیش به ایران پرداخت نخواهد شد و لغو تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌ها به صورت «مرحله‌ای و مبتنی بر راستی‌آزمایی عملکرد» انجام می‌شود. این گزارش نشان می‌دهد که با وجود خوش‌بینی محتاطانه، فاصله اندکی تا توافق نهایی باقی مانده است.

رسانه های عربی و منطقه ای

الشرق الاوسط در مقاله ای به افزایش موج‌های نفرت نسبت به آمریکا و غرب در پی جنگ غزه می‌پردازد. نویسنده معتقد است که این احساسات تنها در میان افکار عمومی رواج نیافته، بلکه بسیاری از روشنفکران چپ‌گرا و سکولار نیز به منتقدان جدی غرب تبدیل شده‌اند. ریشه‌های این نگرش به نقدهای فکری بر شرق‌شناسی بازمی‌گردد که با آثار متفکرانی چون ادوارد سعید گسترش یافت. در حالی که سعید استعمار و سوءاستفاده از ارزش‌های روشنگری را عامل اصلی می‌دانست، برخی از پیروان او خودِ ارزش‌های روشنگری غربی را منشأ بحران‌های جهانی قلمداد کردند.

نویسنده همچنین به ظهور جریان‌های راست‌گرای غربی، نظریه «برخورد تمدن‌ها» و جنگ‌های موسوم به مبارزه با تروریسم اشاره می‌کند که به تشدید بدبینی نسبت به غرب انجامیده است. هم‌زمان، گروهی از اندیشمندان غربی از افول قدرت و نفوذ غرب سخن می‌گویند و برخی حتی چین را جایگزینی بالقوه برای نظم جهانی می‌دانند.

مقاله به اختلاف دیدگاه میان منتقدان غرب و استراتژیست‌های غربی نیز می‌پردازد. منتقدان، آمریکا و متحدانش را مسئول بخش بزرگی از آشوب‌های خاورمیانه می‌دانند.

در نهایت، نویسنده با اشاره به کتاب «خاورمیانه آمریکایی» اثر مارک لینچ، نتیجه می‌گیرد که مداخلات غربی در کنار عوامل محلی به ویرانی بسیاری از کشورهای منطقه انجامیده و اعتبار اخلاقی غرب را تضعیف کرده است، هرچند همچنان مقصد اصلی مهاجرت جهانی باقی مانده است.

المیادین در مقاله ای نوشت که جنگ منطقه‌ای هنوز به‌طور رسمی پایان نیافته، اما عملاً به مرحله‌ای رسیده که ظرفیت‌های نظامی و سیاسی آن تا حد زیادی مصرف شده و چشم‌انداز ادامه طولانی‌مدت آن ضعیف‌تر از گذشته است. نویسنده بر این باور است که دیگر امکان ایجاد تغییرات اساسی در نتایج جنگ وجود ندارد و طرف‌های درگیر، به‌ویژه آمریکا، ایران و اسرائیل، بیش از پیش به سمت مذاکره، تفاهم و معامله سیاسی حرکت می‌کنند.

در این چارچوب، اختلافی میان واشنگتن و تل‌آویو دیده می‌شود؛ آمریکا به‌ویژه به رهبری دونالد ترامپ خواهان پایان دادن به تنش‌ها پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا است، در حالی که دولت بنیامین نتانیاهو تمایل دارد فضای جنگی و فشارهای منطقه‌ای، به‌ویژه در جبهه لبنان، ادامه یابد. با این حال، نویسنده معتقد است که روند کلی منطقه به سمت کاهش احتمال جنگ گسترده و افزایش فرصت‌های دیپلماتیک پیش می‌رود.

مقاله همچنین به نشانه‌هایی از تحرکات سیاسی و دیپلماتیک، از جمله تماس‌ها و دیدارهای منطقه‌ای، اشاره می‌کند که می‌تواند زمینه‌ساز توافقات آینده باشد. از نگاه نویسنده، جنگ نه با پیروزی کامل یک طرف و شکست مطلق طرف دیگر، بلکه از طریق محاسبه سود و زیان و رسیدن به نوعی مصالحه پایان خواهد یافت.

در بخش پایانی، بر تغییر مهمی در راهبرد ایران تأکید می‌شود. نویسنده معتقد است که ایران پس از این جنگ از سیاست «صبر راهبردی» به سمت «بازدارندگی راهبردی» حرکت کرده و در برابر اقدامات اسرائیل و آمریکا واکنش سریع‌تر و مستقیم‌تری نشان می‌دهد. در نتیجه، هرچند خطر درگیری کاملاً از میان نرفته، اما مسیر غالب منطقه اکنون به سوی آتش‌بس، مذاکرات و توافقات سیاسی است.

رأی الیوم در مقاله ای استدلال کرد که تحولات اخیر میان ایران و آمریکا بیش از آنکه نشانه حرکت به سوی یک جنگ فراگیر باشد، بیانگر تلاش دو طرف برای بازتعریف قواعد درگیری و تثبیت موازنه بازدارندگی است. نویسنده با استناد به دیدگاه «کارل فون کلاوزویتس» تأکید می‌کند که جنگ ادامه سیاست با ابزارهای دیگر است و از این منظر، عملیات نظامی اخیر را باید در چارچوب اهداف سیاسی و راهبردی طرفین تحلیل کرد.

به باور نویسنده، حملات آمریکا و اسرائیل به ایران از اواخر فوریه، با وجود خسارات و تنش‌های گسترده، نتوانسته به اهداف سیاسی اعلام‌شده خود دست یابد. در مقابل، واکنش‌های ایران نشان داده که تهران همچنان توانایی تحمیل هزینه به رقبای خود را حفظ کرده است. مقاله همچنین به گزارش‌هایی درباره دستیابی ایران و آمریکا به یک «یادداشت تفاهم» اشاره می‌کند که می‌تواند زمینه‌ساز ادامه مذاکرات و کاهش تنش‌ها باشد.

نویسنده با بهره‌گیری از نظریه‌های بازدارندگی، اجبار دیپلماتیک، چانه‌زنی در جنگ و «لبه پرتگاه» در نظریه بازی‌ها توضیح می‌دهد که تشدید تنش‌ها الزاماً به معنای وقوع جنگ نیست، بلکه گاهی ابزاری برای بهبود موقعیت مذاکراتی و تعیین خطوط قرمز جدید است. از این دیدگاه، حملات محدود و پاسخ‌های متقابل بیشتر با هدف ارسال پیام‌های سیاسی و امنیتی انجام می‌شوند تا دستیابی به پیروزی نظامی کامل.

در نهایت، مقاله نتیجه می‌گیرد که جنگ گسترده برای هر دو طرف بسیار پرهزینه است و احتمالاً آنچه امروز شاهد آن هستیم، فرآیند شکل‌گیری قواعد جدید بازدارندگی و تفاهمات امنیتی است. با این حال، خطر اصلی همچنان سوءمحاسبه یا اشتباه در ارزیابی شرایط است که می‌تواند تنش‌های کنترل‌شده را به بحرانی بزرگ‌تر تبدیل کند.

رسانه های چین و روسیه

وب‌سایت شبکه راشاتودی عربی در گزارشی با عنوان «پنتاگون تکیه‌گاه‌های خود را در خاورمیانه از دست می‌دهد» نوشت که دولت آمریکا در حال بررسی کاهش یا بازنگری در حضور نظامی خود در خاورمیانه است؛ اقدامی که به باور تحلیلگران می‌تواند نشانه‌ای از تغییر موازنه قدرت در منطقه و افزایش تأثیرگذاری ایران باشد.

بر اساس این گزارش که به نقل از روزنامه روسی «نیزاویسیمایا گازتا» منتشر شده، احتمال دارد نیروهای آمریکایی از برخی پایگاه‌های نظامی در خاورمیانه که از ۲۸ فوریه هدف حملات ایران قرار گرفته‌اند، خارج شوند. گزارش با استناد به منابع آگاه و همچنین مطالب منتشرشده در رسانه «میدل ایست آی» مدعی است که دولت دونالد ترامپ پس از پایان رویارویی با تهران، در حال ارزیابی مجدد میزان نیروهای مستقر در منطقه و حتی توافقات نظامی خود با کشورهای میزبان است.

در این گزارش آمده است که اگر واشنگتن در نهایت به سمت کاهش حضور نظامی خود حرکت کند، چنین تصمیمی تا حدی در راستای مطالبات مطرح‌شده از سوی ایران خواهد بود.

نویسنده یادآوری می‌کند که پیش‌تر برخی رسانه‌های آمریکایی گزارش داده بودند که در نسخه‌های اولیه مطالبات مذاکره‌ای تهران، موضوع تعطیلی پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز مطرح شده بود. به نوشته این روزنامه، ایران طی ماه‌های اخیر بارها از کشورهای منطقه خواسته است به جای تکیه بر تضمین‌های امنیتی آمریکا، مسائل و اختلافات خود را از طریق سازوکارهای منطقه‌ای و بدون مداخله بازیگران خارجی حل‌وفصل کنند.

این گزارش همچنین به مواضع اخیر رهبر انقلاب اشاره کرده و می‌نویسد تهران همچنان خروج نیروهای آمریکایی از تأسیسات نظامی خاورمیانه را یک هدف راهبردی می‌داند.

از نگاه نویسنده، تداوم این روند می‌تواند به کاهش نفوذ نظامی آمریکا در منطقه و تقویت الگوهای امنیتی مبتنی بر همکاری کشورهای منطقه منجر شود؛ موضوعی که در صورت تحقق، یکی از مهم‌ترین تحولات ژئوپلیتیکی خاورمیانه در سال‌های اخیر خواهد بود.

وب‌سایت گلوبال تایمز چین در گزارشی با عنوان «آمریکا و ایران بر سر مفاد یک تفاهم‌نامه به چارچوبی اولیه رسیده‌اند، اما اختلاف‌ها بر سر پرونده هسته‌ای و تنگه هرمز همچنان پابرجاست» نوشت که دو طرف در هفته‌های اخیر به پیشرفت‌های قابل‌توجهی در مذاکرات دست یافته‌اند، اما همچنان بر سر مسائل کلیدی اختلافات جدی دارند.

بر اساس این گزارش، یک مقام ارشد دولت آمریکا اعلام کرده است که احتمال امضای توافقی کوتاه‌مدت میان تهران و واشنگتن به ۸۰ تا ۸۵ درصد رسیده است.

هم‌زمان عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نیز از پیشرفت چشمگیر در نهایی‌سازی تفاهم‌نامه‌ای خبر داده که پس از بیش از شش هفته مذاکره تدوین شده و به گفته او، «بیش از هر زمان دیگری به مرحله نهایی نزدیک شده است». این تفاهم‌نامه بر اساس یک چارچوب دو مرحله‌ای طراحی شده که ابتدا به پایان درگیری‌ها در جبهه‌های مختلف منطقه و سپس به آغاز مذاکرات جامع درباره پرونده هسته‌ای و رفع تحریم‌ها می‌پردازد.

گزارش می‌افزاید که از نگاه واشنگتن، توافق احتمالی شامل بازگشایی کامل تنگه هرمز، پایان محدودیت‌های کشتیرانی، انتقال یا نابودی مواد هسته‌ای غنی‌شده ایران و ایجاد یک نظام نظارتی بلندمدت خواهد بود. در مقابل، تهران تأکید دارد که هرگونه مدیریت اورانیوم با غنای بالا باید در داخل خاک ایران انجام شود و همچنین توقف درگیری‌ها در منطقه، از جمله خروج اسرائیل از مناطق اشغالی لبنان، بخشی از توافق باشد.

کارشناسان چینی معتقدند هرچند دو طرف در موضوعاتی مانند آتش‌بس، کاهش تنش‌ها، برخی مسائل تحریمی و امنیت کشتیرانی به درک مشترکی رسیده‌اند، اما اختلاف‌ها بر سر غرامت‌های جنگی، نحوه رسیدگی به مواد هسته‌ای، وضعیت حقوقی تنگه هرمز و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران همچنان حل‌نشده باقی مانده است.

به باور تحلیلگران، حتی در صورت امضای این تفاهم‌نامه، توافق مذکور پایان‌دهنده اختلافات راهبردی ایران و آمریکا نخواهد بود، اما می‌تواند زمینه کاهش تنش‌ها، توقف درگیری‌ها و آغاز روندی دیپلماتیک برای حل‌وفصل مسائل پیچیده میان دو کشور را فراهم کند. چین نیز ضمن ابراز نگرانی از تشدید تنش‌ها، بر ضرورت خویشتنداری طرف‌ها و حل اختلافات از طریق گفت‌وگو و ابزارهای سیاسی تأکید کرده است.