تهدید بعدی چیست؟ کدام آشوب؟

محسن مهدیان مدیر مسئول روزنامه همشهری در تلگرام نوشت: اگر تصور می‌کنیم تهدید بعدی، دوباره همان نسخه آشنای اعتراض و آشوب خیابانی است، شاید چنین نباشد.

چه‌بسا این بار اصلاً قرار نیست مردم مقابل حاکمیت بایستند.

پس چه اتفاقی قرار است بیفتد؟

فعلاً جواب ندهید.

فقط این تصاویر را کنار هم ببینید:

در برنامه علی ضیاء گفته می‌شود زنان محجبه به زنان بی‌حجاب نه با تنفر، که با حسرت نگاه می‌کنند.

ویدئوهای باکیفیت و برنامه‌ریزی‌شده از برهنگی منتشر می‌شود. تصاویری که بیش از هر چیز، جریان انقلابی را عصبانی می‌کند.

کاسبی جلوی دوربین می‌گوید تجمعات شبانه باعث ورشکستگی من شده و ویدئو وایرال می‌شود.

در تهرانپارس عده‌ای تلاش می‌کنند مقابل تجمع شبانه جریان انقلابی، تجمع دیگری راه بیندازند.

دلار ۲۰۰ هزار تومانی دستمایه تمسخر تجمع‌کنندگان می‌شود؛قرار بود نفت ۲۰۰ دلار شود؛ دلار ۲۰۰ هزار تومان شد.

قالیباف از ضرورت قدرت اقتصادی در کنار قدرت نظامی می‌گوید. ترامپ از میان همه حرف‌هایش فقط یک کلمه را بیرون می‌کشد: «گرسنه».

دقیقاً همان کلمه‌ای که بیشترین ظرفیت را برای ساختن دعوای «معیشت ـ مقاومت» دارد.

همزمان ادبیات تهدید و حتی جایزه برای تعرض به نیروهای انقلابی وارد میدان می‌شود.

امسال تصاویر جشن‌های جاهلانه ۹ ربیع هم چشمگیرتر می‌شود.

اینها را جداجدا نبینید.

محجبه ـ بی‌حجاب.

کاسب ـ تجمع‌کننده.

معیشت ـ مقاومت.

مردم ـ نیروی انقلابی.

شیعه ـ سنی.

دشمن در جنگ اخیر یک واقعیت را دید:

ایران فقط با موشک نایستاد.

پشت خط مقدم، انسجام داخلی ایستاده بود.

پس نقطه بعدی حمله کجاست؟

خود انسجام.

نسخه جدید شاید دیگر این نباشد که:

«مردم را مقابل حاکمیت قرار بده.»

بلکه:

«مردم را مقابل مردم قرار بده.»

مسیر آشوب هم عوض می‌شود:

دوقطبی.

بعد نفرت.

بعد تحریک متقابل.

بعد درگیری اجتماعی.

و در نهایت آشوب.

دیگر لازم نیست کسی مردم را به آشوب دعوت کند.

کافی است مردم را به جان هم بیندازد.

و اینجا دیگر شاید لازم نباشد توضیح بیشتری بدهیم:

هرکس با هر نام و بهانه‌ای دوقطبی می‌سازد، خواسته یا ناخواسته، قطعه‌ای از نقشه‌ای را کامل می‌کند که هدفش شکستن همان چیزی است که ایران را در جنگ نگه داشت: انسجام.