مجله نیوزویک آمریکا در گزارشی نوشته است:
هماکنون که جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران به مرز شش ماهگی رسیده است، جمهوری اسلامی همچنان گزینههای خطرناکی در اختیار دارد تا هزینههای بیشتری را بر دشمنان خود که از نظر نظامی برتر هستند، تحمیل کند.
یکی از تاکتیکها نگرانی ویژهای را در میان مقامات پیشین و تحلیلگران برانگیخته است.
در شرایطی که ایران با حملات موشکی و پهپادی خود میلیاردها دلار خسارت به تأسیسات و زیرساختهای نظامی منطقه وارد کرده و با اختلال در تردد در تنگهٔ هرمز، بازارهای جهانی انرژی را بر هم زده است، یک کارزار سایبریِ متمرکز از سوی ایران میتواند قلب ایالات متحده را هدف قرار دهد و بهطور بالقوه حتی اختلالی بزرگتر در امنیت ملی و زندگی روزمره ایجاد کند.
گزارشهای اخیر، ایران را به هکهایی در ماه ژوئیه مرتبط دانستهاند که منجر به تعطیلی یک نیروگاه در بریتانیا و تا ۳۰ سامانهٔ آبی در سراسر آمریکا شد.
«فرانک سیلوفو»، مقام سابق وزارت امنیت داخلی آمریکا که نقش اصلی را در بازنگری امنیتیِ بلافاصله پس از ۱۱ سپتامبر در کاخ سفید ایفا کرد، در گفتوگو با نیوزویک گفت: «فضای سایبری دقیقاً برای کتابِ بازیِ نامتقارن ایران ساخته شده است.»
سیلوفو که اکنون مدیر مؤسسهٔ مککری برای امنیت سایبری و زیرساختهای حیاتی در دانشگاه اوبرن است، افزود: «تهران نیازی ندارد که در برابر آمریکا، هواپیما به هواپیما یا کشتی به کشتی صفآرایی کند. [تهران]میتواند به دنبال نقاط ضعف نرمتر در اقتصاد و زیرساختهای حیاتی ما بگردد، هزینههایی دور از میدان نبرد تحمیل کند، و دربارهٔ زمان و مکانِ وقوعِ رویداد بعدی، ابهام ایجاد کند.»
جنگ بر سر دادهها
از زمان آغاز درگیری، ایران توانایی خود را در تکمیل حملات به تأسیسات نظامی و لجستیک تجاری، با هدف قرار دادن مراکز داده در منطقهٔ خلیج فارس که نقشی بسزا حیاتی ایفا میکنند، به نمایش گذاشته است.
سرتیپ «حسین محبی»، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، گفته است: «زمانی که ما یک مرکز دادهٔ آمازون را در بحرین منهدم میکنیم، به این معنا نیست که یک شرکت یا یک مجتمع را نابود کردهایم، بلکه به این معناست که مغز پردازشگر عملیات را نابود و متلاشی کردهایم.»
سیلوفو این استراتژی را «بهخصوص آموزنده» خواند، زیرا نشان میدهد که تهران آگاه است که «مراکز داده دیگر صرفاً تأسیسات تجاری نیستند، بلکه بهطور فزایندهای ستون فقرات اقتصادها، قابلیتهای هوش مصنوعی و در برخی موارد، امنیت ملی ما را تشکیل میدهند.»
او به سناریویی حتی وخیمتر اشاره کرد که در آن ایران میتواند تواناییهای موشکی و پهپادیِ خود را با یک مؤلفهٔ سایبریِ اضافی، و حتی احتمالاً هوش مصنوعی، ترکیب کند تا فشار همزمانی را بر اهداف فیزیکی و دیجیتال ایجاد کند.
سیلوفو هشدار داد: حتی «یک اختلال محدود» نیز میتواند از طریق اطلاعات نادرست و رسانههای اجتماعی بزرگنمایی و تشدید شود تا توهم یک حملهٔ بسیار بزرگتر ایجاد گردد.
او گفت: «یک دشمن برای دستیابی به تأثیر راهبردی، نیازی به نابودی زیرساختهای حیاتی ندارد. میتواند یک اختلال تاکتیکی را به پیامدهای اقتصادی، روانی و سیاسیِ نامتناسب تبدیل کند.»
وی افزود: «این اشتباه خواهد بود که یک حملهٔ سایبری ایران را چیزی جدا از یک درگیری گستردهتر در نظر بگیریم. تهران دههها وقت صرف کرده است تا یاد بگیرد چگونه در حوزههای مختلف بهصورت نامتقارن عمل کند. فضای سایبری ابزار دیگری در اختیارش میگذارد تا فراتر از میدان نبرد رفته و پیامدهای یک مناقشه را مستقیماً به خاک [دشمن]بیاورد.»
ریشههای انقلاب سایبری ایران
اگرچه ایران بهطور سنتی بهعنوان کشوری با دسترسی به منابع یا تواناییهای مشابه با رقبای برتر آمریکا یعنی چین و روسیه در نظر گرفته نمیشود (که هر دو نیز در شمار زیادی از عملیاتهای سایبری علیه آمریکا دست داشتهاند)، اما ایران سابقهٔ طولانی در نبرد در این جبهه دارد.
تهران همچنین خود همواره هدف نفوذ سایبری بوده است که یکی از اولین موارد مهم آن، کرمرایانهای بدنام به نام «استاکسنت» بود که در اواخر سال ۲۰۰۹ میلادی، هزاران سیستم مرتبط با تأسیسات غنیسازی هستهای ایران را درنوردید و تخریب یا تضعیف کرد.
این رویداد فاجعهبار، انگیزهای برای ایران شد تا توانایی سایبری خود را توسعه و بهبود بخشد.
«جیسون هیلی»، عضو بنیانگذار دفتر مدیر ملی سایبری کاخ سفید و فرماندهٔ اولین یگان سایبری جهان تحت عنوان «نیروی ویژهٔ مشترک برای دفاع از شبکههای رایانهای»، به نیوزویک گفت: «ایران از زمانی که حدود ۱۵ سال پیش هدف عملیات استاکسنتِ آمریکا و اسرائیل قرار گرفت، همواره تواناییهای خود را در این زمینه افزایش داده است.»
در سال ۲۰۱۲، «آیتالله علی خامنهای»، رهبر پیشین ایران که بعدها در نخستین روز جنگ جاری – پس از آنکه اسرائیل ظاهراً با هک کردن ترافیک و دوربینهای مداربسته، تحرکات رهبران را ردیابی کرد – (شهید) شد، دستور تأسیس «شورای عالی فضای مجازی» را صادر کرد؛ و تا سال ۲۰۱۵، سپاه پاسداران فرماندهی سایبری ویژهای را تشکیل داده بود، هرچند این نیروی نخبه پیشتر فعالیتهای سایبری را از طریق «مرکز بررسی جرایم سازمانیافته» خود دنبال میکرد. در حالی که مأموریت اعلامشدهٔ بخش سایبری سپاه عمدتاً مربوط به حفظ امنیت داخلی، حفظ ارزشهای جمهوری اسلامی و دفاع در برابر دشمنان خارجی است، کارشناسان و مقامات آمریکایی نیز برای آن یک مأموریت تهاجمی قائل هستند.
نیوزویک برای دریافت نظر با نمایندهٔ مرکز ملی فضای مجازی ایران تماس گرفته است.
یک مقام دفاعی آمریکا که برای اظهارنظر با نیوزویک تماس گرفته شد، گفت: «بهعنوان یک اصلِ امنیت عملیاتی، ما دربارهٔ اطلاعات، برنامهها، عملیات، قابلیتها یا اثرات سایبری اظهارنظر یا بحث نمیکنیم.»
پتانسیل مرگبار
در بیشتر موارد، عملیاتهای سایبریِ منتسب به ایران، به گروههای نیابتیِ ظاهراً وابسته نسبت داده میشوند، از جمله «ارتش سایبری ایران» که اولین بار در سال ۲۰۰۹ بهعنوان یکی از نخستین گروههای شناختهشده توسط تحلیلگران به ایران مرتبط شد. از آن زمان، گروههای بیشتری ظهور کردهاند، مانند آنهایی که با عناوینی، چون APT یا «تهدید پیشرفتهٔ پایدار» ۳۳ (تیم الفین)، APT ۳۴ (بچهگربهٔ هلیکس)، APT ۴۲ (طوفان شن نعنایی) و «آب گلآلود» (MuddyWater) نامیده میشوند.
آخرین حملات ادعایی ایران به سامانههای آبی آمریکا، اولین نمونه از این دست نبودند. عوامل مرتبط با ایران پیشتر نیز به حملات سایبری علیه یک سد در نیویورک در سال ۲۰۱۳ و یک سازمان آب محلی در پنسیلوانیا یک دهه بعد متهم شده بودند که حملهٔ اخیر توسط گروهی به نام «CyberAv۳ngers» انجام شد.
CyberAv۳ngers یکی از چندین بازیگری است که پس از شروع جنگ در غزه در اکتبر ۲۰۲۳ ظهور کرده است. یکی دیگر با نام «تیم هک حنظله» (Handala Hack Team) مسئولیت تعدادی از حملات را در طول بحران تقریباً سهسالهٔ خاورمیانه بر عهده گرفته است، که شاید قابلتوجهترین آنها، پاک کردن سیستمهای شرکت پزشکی آمریکایی «استرایکر» (Stryker Corporation) در ماه مارس امسال، اندکی پس از شروع جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بود.
حتی بهتازگیتر، خبرگزاری نیمهرسمی ایران، تسنیم، روز سهشنبه از عملیات بهاصطلاح «جبههٔ پشتیبانی سایبری» برای نفوذ به شبکهٔ شرکت اسرائیلی «نوومیل» (Novamill) خبر داد که ادعا میشود در ساخت سامانههای تسلیحاتی نقش دارد.
هیلی که اکنون محقق ارشد در مدرسهٔ امور بینالملل و عمومی دانشگاه کلمبیا است، هشدار داد که «روزی بهزودی ممکن است [ایران]در حمله به زیرساختهای آمریکا موفق شود که منجر به اختلال در خدمات و شاید حتی مستقیماً یا غیرمستقیم به مرگومیر شود (مثلاً از طریق قطعی آب که منجر به اختلال در بیمارستانها گردد).»
او گفت: «حتی در واکنش به یک رویداد نسبتاً کوچک، هر رئیسجمهوری ممکن است احساس کند که باید پاسخ نظامی دهد و آن را تحمل نکند، همانطور که بیشتر بهعنوان یک هنجار معمول بوده است.»
چیز کمتری برای از دست دادن
«مایکل سالمیر»، استاد مدرسهٔ خدمات خارجی دانشگاه جرج تاون که پیشتر بهعنوان دستیار وزیر دفاع در امور سیاست سایبری و مشاور ارشد سایبری پنتاگون خدمت کرده است، اخیراً در نشریهٔ «فارن پالیسی» به چندین روش اشاره کرد که چین میتواند در صورت تشدید تنش بر سر تایوان، از شکافهای موجود در زیرساختهای دفاعی محلی با استفاده از حملات سایبریِ تقویتشده با هوش مصنوعی بهرهبرداری کند؛ و او به نیوزویک گفت که «بسیاری از همین منطق میتواند در مورد ایران نیز صدق کند.»
بهگفتهٔ او، «سناریوهای نگرانکنندهتر» شامل یک حملهٔ عظیمِ منفرد به سبک «پرل هاربر سایبری» نیست، بلکه موجی از عملیاتهایی است که زیرساختهای حیاتی را هدف قرار میدهند، چه در آمریکا و چه در میان متحدان منطقهای – و احتمالاً ترکیبی از هر دو. علاوه بر سامانههای آب و برق، دیگر نقاط مورد علاقه شامل خطوط لوله و کارخانهها میشود.
سالمیر همچنین نسبت به سرعت ناکافی تطابق آمریکا با تواناییهای بهسرعت در حال تکامل حملات سایبریِ مبتنی بر هوش مصنوعی هشدار داد، بهگونهای که ارتقاء برخی از سیستمها بهروزرسانی متناسب با چشمانداز تهدید فعلی، سالها طول میکشد؛ و در حالی که او خاطرنشان کرد که «ایالات متحده و اسرائیل، در کنار دیگران، قدرت رزمی قابلتوجهی در فضای سایبری نیز دارند»، عامل دیگری وجود دارد که ممکن است در زمان نبردی که جمهوری اسلامی آن را نبردی وجودی میداند، ضریب خطر در مواجهه با سپاه سایبری ایران را افزایش دهد.
سالمیر گفت: «برخلاف بسیاری از کشورهای دیگر، احتمالاً رهبران در تهران احساس میکنند که در هنگام انجام عملیاتهای سایبری برای اثرات مخرب، بهعلاوهٔ فعالیتهای اطلاعاتیِ سنتیتر، چیز کمتری برای از دست دادن دارند.»
یک استراتژی دوگانه
بهنظر میرسد ایران در حال کسب پیروزیهای خاموش از طریق یک استراتژی «دوگانه» است، آنگونه که «نیکیتا شاه»، مقام سابق امنیت ملی بریتانیا که اکنون بهعنوان محقق ارشد در برنامهٔ اطلاعات، امنیت ملی و فناوری مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) فعالیت میکند، توصیف کرده است.
بخش اول شامل استفاده از جاسوسی سایبری برای پشتیبانی از حملات فیزیکی از طریق اطلاعرسانی در انتخاب هدف و ارزیابی خسارت میدان نبرد است، در حالی که بخش دوم تلاشهایی برای شکلدهی به روایتِ درگیری و رویدادهای پیرامون آن به نفع تهران را شامل میشود، از جمله با استفاده بالقوه از عملیاتهای رسانهایِ تقویتشده با هوش مصنوعی.
شاه به نیوزویک گفت: «این به معنای استفاده از حملات سایبریِ مخرب –، اما فرصتطلبانه (مانند هک و افشا، حادثهٔ استرایکر، یا حتی احتمالاً حملات سایبری اخیر علیه بخش آب آمریکا) برای ایجاد اختلال موضعی، و سپس بزرگنمایی تأثیر آن حملات از طریق رسانههای بینالمللی است.»
او افزود: «این امر به اهداف جنگ اطلاعاتی ایران خدمت میکند، با تحریک و تقسیم مخاطبان مختلف جهانی، و ایجاد ترس و تفرقهای که [ایران]میتواند در طول درگیری آن را دستکاری کند.»
و «هدفهای ناگوار» شامل سازمانها و مشاغل آمریکایی میشود.
شاه گفت: «ایران میخواهد با هدف قرار دادن آنها با حملات سایبریِ سطح پایین، آنها را به جنگ بکشاند. بهعبارت دیگر، ایجاد خسارت جانبی به آنها خودِ هدف است – ایران میخواهد مخاطبان داخلی آمریکا را فرسوده کند به این امید که این موضوع، افکار عمومی آمریکا را علیه جنگ تبدیل کند، بهعنوان یک وسیلهٔ فرسایشی.»