نماینده رئیسجمهور و دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر، در جمعبندی نخستین نشست تخصصی معاونان، مشاوران، مدیران کل و دبیران شوراهای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استانهای کشور، بر ضرورت مقابله با «بیحسی نسبی» ایجادشده در جامعه نسبت به مسئله اعتیاد و مواد مخدر تأکید کرد و خواستار تعریف نقش مشخص برای خانوادهها، کارفرمایان، محیطهای کاری، مدارس و دانشگاهها در حوزه پیشگیری شد.
در همین زمینه «میلاد مشایخی» سرپرست معاونت پیشگیری و بازتوانی اعتیاد بهزیستی کشور در گفتوگو با خبرنگار ایلنا درباره بیحسی ایجادشده در جامعه نسبت به پدیده اعتیاد گفت: بیحسی جامعه نسبت به مسئله اعتیاد، یکی از خطرناکترین پدیدههایی است که ممکن است در هر جامعهای رخ دهد. عادیسازی و نرمال جلوه دادن پدیده اعتیاد میتواند پیامدهای بسیار جدی به همراه داشته باشد. سخنان رئیس و دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر درباره این موضوع، دقیقاً به همین مسئله اشاره دارد و میتواند زنگ خطری جدی تلقی شود.
مشایخی با اشاره به روند عادیشدن برخی رفتارها در جامعه اظهار کرد: در گذشته، مشاهده بانویی در حال استعمال سیگار برای بسیاری از افراد، از نظر روانی و اجتماعی واکنش متفاوتی ایجاد میکرد و این رفتار عادی تلقی نمیشد. با این حال، تکرار یک رفتار میتواند بهتدریج موجب عادیسازی آن شود. به همین ترتیب، مصرف مواد مخدر، مشروبات الکلی یا مواد موسوم به «دروازهای» مانند قلیان در اماکن عمومی نیز میتواند به عادیشدن این رفتارها منجر شود.
وی ادامه داد: بسیاری از کشورها تلاش میکنند با اتخاذ تدابیر لازم، از عادیسازی این رفتارها جلوگیری کنند. برای نمونه، نمایش استعمال سیگار توسط بازیگران در فیلمها و سریالها نیز در صورت تکرار میتواند در عادیسازی این رفتار نقش داشته باشد.
اعتیاد نباید به یک امر عادی تبدیل شود
این کارشناس اعتیاد خاطرنشان کرد: بیحسی اجتماعی به این معناست که نباید معضلاتی مانند اعتیاد، طلاق و سایر آسیبهای اجتماعی را عادیسازی کنیم. با توجه به اینکه حوزه تخصصی من اعتیاد است، تأکید میکنم نباید به سمت عادیسازی این پدیده حرکت کنیم.
مشایخی گفت: در برخی موارد، به دلیل نبود آگاهی کافی از ابعاد اجتماعی اعتیاد، ناخواسته به سمت عادیسازی آن سوق پیدا میکنیم. این مسئله بهویژه در رسانهها و در مواجهه با نسلهای جوان، از جمله نسل Z و نسل آلفا، قابل مشاهده است.
به گفته وی، استفاده از ادبیات و واژههایی که به عادیسازی و نرمالسازی اعتیاد منجر میشوند، هرچند ممکن است در برخی حوزهها مسئلهساز نباشد، در حوزه اعتیاد میتواند بسیار خطرناک باشد. از سوی دیگر، چرخه قاچاق مواد مخدر نیز بهصورت هوشمندانه از این فضا بهرهبرداری میکند.
مواد نوپدید؛ آسان، سریع و ارزان
مشایخی با اشاره به تغییر الگوهای مصرف اظهار کرد: مواد مخدر نوپدید که برخی از آنها دارای اثرات توهمزا هستند و بهتدریج از خانواده مواد مخدر سنتی فاصله گرفتهاند، عموماً سه ویژگی دارند؛ مصرف آسان، اثرگذاری سریع و قیمت پایین.
وی افزود: حتی موادی مانند سیگار و قلیان که از نظر قانونی مبارزه جدی با آنها صورت نمیگیرد، حاوی نیکوتین هستند و میتوانند وابستگی شدید ایجاد کنند. این مواد اغلب بهعنوان «دروازههای ورود» مطرح میشوند و از برخی جهات ویژگیهایی مشابه مواد نوپدید دارند.
خطرناکتر از بیحسی، تفریحی جلوه دادن اعتیاد است
این کارشناس اعتیاد ادامه داد: خطرناکتر از بیحسی اجتماعی، آن است که اعتیاد را در قالب تفریح و سرگرمی قرار دهیم. برای مثال، وقتی از جوانی پرسیده میشود چرا گل یا ماریجوانا مصرف میکند، ممکن است پاسخ دهد که با آن شاد میشود. این مسئله نشاندهنده تلاش برای دستیابی به احساس لذت از مسیر نادرست است.
وی تأکید کرد: در چنین شرایطی باید به دنبال راهکارهای عملی برای مقابله با این روند باشیم. نکته مهم دیگر این است که مبارزه با اعتیاد و مواد مخدر باید به یک مسئله اجتماعی تبدیل شود و صرفاً در حد شعار و جملات باقی نماند.
جامعه باید در پیشگیری نقش داشته باشد
مشایخی توضیح داد: منظور از اجتماعیشدن مبارزه با اعتیاد این است که جامعه نیازهای خود را شناسایی کند، ایدههایش را ارائه دهد و اجرای راهکارها نیز تا حد امکان بر عهده خود جامعه باشد تا توانمند شود. در این میان، دستگاههای دولتی، نظارتی و حاکمیتی باید بیشتر نقش تسهیلگر داشته باشند.
وی افزود: اگر این رویکرد تسهیلگری دنبال نشود، چرخه قاچاق مواد مخدر که جامعه را بهصورت دقیق و ساختاریافته رصد میکند، برای هر گروه هدف، از نوجوانان و جوانان گرفته تا سالمندان، زنان خانهدار، افراد علاقهمند به کاهش وزن، افراد جویای انرژی یا کسانی که با بیخوابی مواجهاند، مادهای متناسب در «منوی اعتیاد» خود قرار خواهد داد.
این مقام سازمان بهزیستی کشور گفت: ما باید در مقابل این رویکرد، شرایطی ایجاد کنیم که در آن نیازهای واقعی جامعه شناسایی و در قالب «منوی جامعه» به آنها پاسخ داده شود. نباید به دلیل ناآگاهی یا ناتوانی، ناخواسته در مسیر چرخه قاچاق حرکت کنیم.
نباید با اعلام آمارهای نادرست، جامعه را ناامید کرد
مشایخی با اشاره به موضوع سن شروع مصرف و اعتیاد اظهار کرد: یکی از چالشهای موجود، ارائه آمار درباره سن اعتیاد است؛ چراکه نمیتوان سن شروع اعتیاد را بهصورت کلی و بدون تفکیک دقیق اعلام کرد.
وی افزود: نخست اینکه نتایج مطالعات شیوعشناسی هنوز بهصورت دقیق و کامل منتشر نشده است. علاوه بر این، سن شروع مصرف بسته به نوع ماده بسیار متفاوت است؛ از مواد دروازهای و مواد خیابانی گرفته تا محرکها و مخدرها.
به گفته مشایخی، اگر سن شروع مصرف سیگار بهعنوان سن شروع اعتیاد اعلام شود، جامعه ممکن است دچار ناامیدی و یأس شود. بیحسی در واقع میتواند مرحلهای پس از ناامیدی باشد؛ یعنی زمانی که فرد از نظر روانشناختی احساس کند تلاشها نتیجهای ندارد و در نتیجه نسبت به آن مسئله واکنش نشان ندهد.
وی تأکید کرد: از این رو باید انگیزه و امید را در جامعه تقویت کنیم و قبح اعتیاد را نشکنیم. نباید با عباراتی مانند «عادی شده»، «تمام شده» یا «همه دارند» به عادیسازی این معضل دامن بزنیم.
آموزش پیشگیری باید به زبان جوانان باشد
مشایخی با اشاره به برخی روندهای شکلگرفته در میان جوانان گفت: اکنون در برخی جمعهای جوانان، کمپینهایی با مضمون «با هم باشیم» در حال شکلگیری است که در آنها نوع خاصی از استعمال دخانیات و نوشیدنیهای غیرالکلی ترویج میشود. بسیاری از جوانان نیز به باشگاهها و برنامههای ورزشی مراجعه میکنند.
وی افزود: از سوی دیگر، سیاهنمایی افراطی نیز راهحل مناسبی نیست و نهتنها مشکلی را برطرف نمیکند، بلکه ممکن است گروههای هدف را از دست بدهیم و موجب بیانگیزگی فعالان این حوزه شویم.
این کارشناس اعتیاد ادامه داد: یکی از چالشهای فعلی این است که سیستم درمان دچار بیانگیزگی شده و تصور میکند معتادان دیگر برای درمان مراجعه نمیکنند؛ در حالی که بسیاری از افراد بهصورت جدی مسیرهای درمانی خود را از طریق گروههای خودیار، درمانهای دارویی و درمانهای اقامتی دنبال میکنند.
وی تأکید کرد: اگر بذر ناامیدی را در حوزه درمان بکاریم، در حالی که سیستم قاچاق همچنان فعال است، آسیب بیشتری ایجاد خواهد شد.
حساسسازی با ترساندن متفاوت است
مشایخی گفت: رسانهها و کارشناسان نقش بسیار مهمی در این زمینه دارند. باید جامعه را نسبت به اعتیاد حساس و آگاه کنیم، نه اینکه آن را صرفاً بترسانیم. حساسسازی، آگاهسازی و ترساندن سه موضوع متفاوت هستند.
وی افزود: باید والدین امروز را آموزش دهیم که الگوهای مصرف در نسلهای جدید تغییر کرده است. نسل Z و نسل آلفا ممکن است به سمت موادی بروند که ارزان، در دسترس، بدون بو و رنگ و دارای شکل مصرف ساده باشند؛ از جمله محصولاتی که ممکن است در قالبهایی مانند خوراکی یا نوشیدنی عرضه شوند.
تأثیرگذاری گروههای همسال بیشتر از آموزشهای رسمی است
این مقام سازمان بهزیستی کشور با تأکید بر نقش گروههای همسال اظهار کرد: وقتی سطح آگاهی افزایش پیدا میکند، نقش گروههای همتا میتواند بسیار مؤثرتر از آموزشهای رسمی باشد. وقتی جوانی که در جمع دوستان خود نفوذ و اعتبار دارد، تجربه مصرف خود را با دیگران در میان میگذارد و از خطرات و پیامدهای آن سخن میگوید، این روایت شخصی میتواند تأثیر بسیار بیشتری از جلسات آموزشی رسمی داشته باشد.
وی ادامه داد: استفاده از خود جوانان برای آگاهسازی همسالانشان میتواند بسیار راهگشا باشد. پیشنهاد میشود افراد تأثیرگذار در میان جوانان شناسایی و در بسترهای مورد استفاده خودشان، با آموزشهای جامع و هدفمند توانمند شوند.
مشایخی همچنین به ضرورت تغییر بسترهای آموزشی اشاره کرد و گفت: یکی از چالشهای آموزشی این است که آموزشها در بسترهایی ارائه میشوند که جوانان امروز در آنها حضور ندارند. نسل جوان عمدتاً در فضای اینستاگرام، یوتیوب، توییتر و پلتفرمهای مشابه فعال است و تلاش برای جذب آنها از طریق بروشور و پوستر معمولاً اثربخشی محدودی دارد.
وی افزود: حتی محتوای الکترونیکی نیز تنها زمانی مورد توجه قرار میگیرد که جذاب و متناسب با علایق مخاطب باشد. تجربه نشان میدهد محتوایی مانند پادکستهایی که در آنها خود جوانان درباره موضوعاتی مانند الکل، پیامدهای بهداشتی و سلامت جسمانی صحبت میکنند، میتواند اثربخشی بیشتری نسبت به آموزش مستقیم و سخنرانیمحور بزرگسالان داشته باشد.
ضرورت بهروزرسانی سیاستهای پیشگیری
مشایخی با اشاره به ویژگیهای نسل آلفا تصریح کرد: این نسل به دلیل استفاده گسترده از ابزارهایی مانند هوش مصنوعی، تلفن همراه و شبکههای اجتماعی، ممکن است احساس دانایی بیشتری نسبت به نسلهای قبل داشته باشد. اینکه این احساس دانایی به دانش واقعی و نگرش صحیح تبدیل شود، موضوعی است که جامعهشناسان باید به آن بپردازند.
وی گفت: نباید در حوزه اعتیاد بذر ناامیدی بکاریم. در حال حاضر اتفاقات مثبتی در حال رخ دادن است و برخی روندها رو به بهبود هستند. از سوی دیگر، چرخه قاچاق بسیار قدرتمند عمل میکند و دائماً خود را بهروزرسانی میکند. ضعف اصلی ما این است که مانند این چرخه، خود را بهروز نمیکنیم؛ به بیان دیگر، سیستمهای مبارزه، آموزش و پیشگیری ما همسو با تحولات جدید حرکت نمیکنند.
وی افزود: این مسئله با کمک رسانهها، مدرسان همنسل جوانان و بهویژه سازمانهای مردمنهاد قابل اصلاح است. سازمانهای مردمنهاد، به شرط آنکه واقعاً غیردولتی باشند، نقش بسیار مهمی در این حوزه دارند.
مشایخی ادامه داد: جوانانی که امروز وارد جامعه شدهاند و از دانش و مهارت بالایی در فضای مجازی برخوردارند، میتوانند این دانش را به دنیای واقعی منتقل کنند. این افراد ابزارهای مهمی برای پیشگیری هستند و باید جدی گرفته شوند.
وی در پایان گفت: جوانان بسیار خوب و حتی بهتر از ما سخن میگویند و مطالب را به شکل مؤثرتری بیان میکنند. هنگامی که یک موضوع توسط گروههای همتا مطرح میشود، اثربخشی روانشناختی و اجتماعی آن میتواند بسیار بیشتر از بیان همان موضوع توسط یک استاد یا کارشناس باشد. بنابراین، بسیار مهم است که شخصیتهای منتور و لیدر را آموزش دهیم و آنها را بهعنوان گروههای همتا، میان فضای عمومی جامعه و تیمهای متخصص قرار دهیم. در این صورت، نقش سازمانهای مردمنهاد در حوزه پیشگیری از اعتیاد میتواند بسیار مؤثر و تعیینکننده باشد.