تحلیل المیادین از بیانیه رهبر انقلاب

 شبکه خبری المیادین در گزارشی به بررسی تحلیلی بیانیه اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران پرداخته و نوشت که این بیانیه حامل پیام‌های متعددی برای طرف های مختلف است.

دشمن از دریای عرب نیز اخراج خواهد شد

بر اساس این گزارش، یکی از پرمعناترین عبارات این بیانیه، جایی است که از عقب‌نشینی دشمن از موقعیت‌هایی که در آب‌های جنوب ایران در آن‌ها جولان می‌داد، سخن می گوید و می نویسد که دشمن به مرحله‌ای رسیده که نمی تواند فراتر از «دریای عرب» پیشروی کند. این اتفاق پس از ضرباتی است که از ایران در تنگه هرمز دریافت کرد. ایشان در عین حال قاطعانه تاکید می‌کنند که خودِ دریای عرب نیز در روزهای آینده از لوث وجود آن‌ها خالی خواهد شد.

موازنه قدرت تغییر کرده است

این عبارت، نکته ای کلیدی برای فهم تحولاتی است که متن می‌خواهد در تصویر «موازنه قدرت» تثبیت کند. ایرانی که دشمن در گذشته قادر بود به سواحلش نزدیک شود، اکنون دشمن را از حوزه حیاتی‌اش دور کرده و تا دریای عرب عقب رانده است و ایشان تأکید می‌کند که این نقطه، پایان عقب‌نشینی نخواهد بود.

المیادین می افزاید که اهمیت تنگه هرمز اینجا آشکار می‌شود؛ هرمز در این بیانیه صرفاً یک گذرگاه آبی نیست، بلکه نقطه اتکایی در معادله قدرت ایران است.

عامل جغرافیایی از این دیدگاه به عنصری از عناصر بازدارندگی تبدیل می‌شود.به همین دلیل، سخن گفتن از تنگه هرمز و دریای عرب در بیانیه، معنایی فراتر از جغرافیای دریایی دارد. این سخن از کسی است که قدرت تعیین حدودِ حرکتِ دشمن را دارد و می تواند از حوزه راهبردی پیرامونی ایران حمایت کند.

«واژگونی جریان فشار» در مناسبات بین المللی

از همین‌جا، معنای عبارت دیگر بیانیه درک می شود. اینکه «متجاوزان به مرحله‌ای رسیده‌اند که دشمن برای رها کردن جنگ التماس می‌کند.» تصویری که بیانیه ترسیم می‌کند، تنها درباره دفع یک حمله نیست، بلکه درباره «واژگونی جریان فشار» است. ایرانی که در آغاز جنگ تحمیلی در دفاع مقدس با امکانات محدود با تهدید مواجه بود، پس از چندین دهه‌ تجربه به مرحله‌ای رسیده که طرف مقابل، خود درخواست پایان جنگ را دارد؛ و این یکی از مهم‌ترین پیام‌های سیاسی بیانیه است، زیرا تحول در موازنه قدرت را به شکلی مستقیم ارائه می‌دهد.

چرا ایران قدرت اول محاسبات الهی است؟

از این منظر است که سخن بیانیه درباره ایران به عنوان «قدرت اول جهان بر اساس محاسبات الهی» مطرح می‌شود. منظور در اینجا، رتبه‌بندی فنی کشورها یا مقایسه انتزاعی اقتصاد کشورها نیست، بلکه مفهومی مرکب از قدرت است که بر استقلال، اراده، توانایی ایستادگی، پاسخگویی و حفاظت از تصمیم ملی استوار است.

قدرت دولت در این تصور، تنها با آنچه دارد سنجیده نمی‌شود، بلکه با آنچه می‌تواند منع کند نیز اندازه‌گیری می‌شود؛ مانند منع تحمیل اراده خارجی و جلوگیری از بازگشت به زمانی که قدرت‌های بزرگ برای ایران تعیین می‌کردند چه کاری باید انجام دهد و چه کاری را باید ترک کند.

ایران به دوران وابستگی باز نخواهد گشت

ایشان در بیانیه تصریح می کند که دشمن می‌خواهد ایران را به دوران وابستگی، دیکته‌های خارجی و ضعف بازگرداند؛ اما ایرانی که در طول جنگ، فشارها و رویارویی‌ها بازسازی شده، دیگر مانند قبل نیست. منظور از بازگشت به گذشته در اینجا، تنها یک بازگشت سیاسی نیست، بلکه بازگشت به منظومه‌ای کامل از وابستگی است که بیانیه می‌گوید پایان یافته و تکرار نخواهد شد.

این همان چیزی است که تصویر «دریای عرب» در ابتدای بیانیه و سخن پایانی درباره «عدم بازگشت به گذشته» را به هم پیوند می‌دهد. دور شدن دشمن از حوزه دریایی ایران، وجه نظامی یک تحول بزرگ‌تر است، در حالی که ردِ بازگشت به ایرانِ پیشین، وجه سیاسی و استراتژیک همان تحول است. ایشان در حوزه نظامی از حدودِ حرکتِ دشمن در جغرافیا و در حوزه راهبردی از حدودِ قدرتِ دشمن برای تعیین آینده ایران سخن می‌گویند.

نقش لبنان و یمن در موازنه های منطقه ای

در این چارچوب، لبنان به عنوان یکی از مهم‌ترین وجوه تحول منطقه‌ای مطرح می‌شود. رهبر انقلاب، شهید سید حسن نصرالله را در جایگاهی تاریخی و استثنایی قرار می‌دهد و نام او را به تحولِ چهره لبنان از عرصه‌ای برای نفوذ قدرت‌های بزرگ، به میدانی که مقاومت در آن توانِ تأثیرگذاری بر معادلات منطقه را دارد، گره می‌زند. همچنین، اشاره به تداوم این مسیر به رهبری شیخ نعیم قاسم مورد تأکید قرار می گیرد و بیانیه تصریح می کند که طرح‌هایی که طی سالیان متمادی بنا شده‌اند، در یک شخص خلاصه نمی‌شوند.

یمن نیز در این تصویرِ گسترده از منطقه، نمایان است؛ چرا که یمن دیگر در محاسبات منطقه‌ای، صرفاً یک میدانِ دورافتاده نیست، بلکه موقعیت جغرافیایی و ارتباطش با دریاها و گذرگاه‌های بین‌المللی، به بخشی از معادله امنیت منطقه‌ای بدل شده است.

المیادین در پایان تصریح می کند که قوی‌ترین نکته این بیانیه، پیوند زدنِ «دریا، میدان جنگ، تاریخ و آینده» است. دشمنی که به دریای عرب عقب‌نشینی می‌کند و حتی قرار است دریای عرب نیز از وجود او خالی شود. دشمن جنگ را آغاز می‌کند ولی در ادامه برای پایان دادن به آن التماس می کند. دشمن می‌خواهد ایران را به گذشته بازگرداند، اما پاسخی که دریافت می‌کند این است که آن روزها تمام شده و تکرار نخواهد شد.