داستان یک اعدام دردناک / عکس
اگوست بن‌تان، افسر فرانسوی و فرستاده دربار ناپلئون به دربار فتحعلی شاه قاجار در کتاب «سفرنامه اگوست بن‌تان»، خاطره‌ای از یک مجازات سنگین و سخت در یک اردوی نظامی روایت کرده است که ما را با شیوه مجازات در ایران روزگار گذشته آشنا می‌سازد. او در بیان خاطره‌اش به «اعدام دزد در اردو» اشاره کرده و می‌نویسد «چند روز بعد من شاهد اعدام دزدی بودم. اول چشمان او را کور کردند سپس دست‌ها و دماغ و گوش‌هایش را بریدند و آنگاه او را خفه کردند و سرش را بریده مدت سه روز آن را در بازار اردو بر دار نگاهداشتند».
 
او هدف خود را از توصیف آن «اعدام وحشتناک» با جزییات، این‌گونه بیان می‌دارد که می‌خواسته است تفاوت روحیات ایرانیان را با غربیان در مجازات محکومان و مجرمان بنمایاند و به نگرش‌های متفاوت در زمینه «احساسات انسانی» اشاره کند. چنین روایت و برداشتی را در زمینه سختی مجازات در ایران آن روزگار اگر بپذیریم، آن را به بسیاری عامل‌های سیاسی و اجتماعی می‌توانیم پیوند دهیم. تاریخی سراسر جنگ، لشکرکشی و ویرانی، شاید یکی از عامل‌های پیدایش چنین خشونت‌هایی در گستره‌های اجتماعی به شمار آید.
 
اعدام
 
استبداد دیرینه ایرانی و قدرت مطلقه حکمرانان و چیرگی آنان بر همه گستره‌های زندگی مردمان، همچنین نبود پدیده‌ای با نام «قانون» در دوره‌های پیاپی تاریخی، عاملی دیگر می‌تواند برشمرده شود، از آن‌رو که شیوه حکومت‌گری در یک سرزمین، پیوندی نزدیک با مناسبات اجتماعی دارد. پدیده مجازات‌های سنگین و خشن در تاریخ جامعه ایران، پدیده‌ای درنگ‌آمیز و نیازمند پژوهش به شمار می‌آید. تاریخ اجتماعی در این زمینه سخن‌هایی بسیار می‌تواند داشته باشد.